• سلام.

    بهمن ماه سال ۸۸ سه مطلب با عناوین “بلیت قطار شیراز – مشهد!” ، “گزارش تصویری قطار شیراز – مشهد ” و “قطار شیراز – مشهد / تکمیلی” در دفاع از پروژه قطار شیراز مشهد نوشتم. این مطالب در رسانه های گروهی انعکاس گسترده و متفاوتی به همراه داشت.

    این بار با رویکردی انتقادی و اعتراضی به این موضوع می پردازم.

    روز جمعه مورخ ۵ شهریور ۸۹ خیلی اتفاقی از محل احداث ایستگاه راه آهن شیراز عبور می کردم، از دور نگاهی هم به ساختمان درحال ساخت ایسنگاه انداختم، اما متاسفانه با گذشت ٧ ماه از تاریخ آخرین مراجعه بنده به این مکان تا کنون تغییر چندانی در بنای اصلی ساختمان مشاهده نشد.

    ساختمان ایستگاه قطار شیراز – مورخ ۸۸/۱۱/۰۹

    ساختمان ایستگاه قطار شیراز – مورخ ۸۹/۰۶/۰۵

    علت این همه تاخیر چیست؟

    چرا مسئولین استانی و دولت نسبت به اتمام سریع این پروژه جنجالی حساسیت لازم را ندارند؟

    ابر برچسب ها : , , , , , ,

  • به مناسبت سالگرد حماسه ملی ٢٢ خرداد سال ١٣٨٨ مناسب دیدم نگاهی دیگر بر حوادث و فتنه(کودتای نرم) رخ داده پس از آن بیاندازیم.

    دریک نگاه سطحی و مقطعی پیرامون حوادث بعد از انتخابات سال گذشته، آنگونه به نظر می آید که وقایع رخ داده، یک اتفاق پیش بینی نشده و بدون برنامه ریزی بوده که پی در پی رخ داد.

    اما واقعیت این نیست.

    چشم هارا باید شست، جور دیگر باید دید!

    همانطور که بسیاری از کارشناسان گفته اند و بنده نیز بر آن تاکید دارم، انتخابات سال ٨٨، به نوعی دور “سوم” و ادامه انتخابات ریاست جمهوری سال ٨۴ بود. ادامه رقابت میان آقایان هاشمی رفسنجانی و محمود احمدی نژاد.

    با این تفاوت که در رقابت سال ٨٨ هاشمی رفسنجانی شخصا به میدان نیامد. بلکه رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با به میدان فرستادن محسن رضایی(دبیر مجمع تشخیص مصلحت) و میر حسین موسوی (عضو مجمع تشخیص مصلحت) رقابت فشرده  و چند جانبه ای را با محمود احمدی نژاد آغاز کرد.

    در این میان هاشمی برای کنترل حرکات و سخنان غیر قابل پیش بینی مهدی کروبی،دیگر نامزد انتخابات، یکی از موسسین و اعضاء اصلی حزب کارگزاران سازندگی (حزب خانوادگی هاشمی رفسنجانی)، یعنی غلام حسین کرباسچی را مامور کنترل و هدایت شیخ ساده لوح کرد.

    به این ترتیب ترکیب نیرو ها شد، سه، به یک، به نفع هاشمی رفسنجانی.

    اصلی ترین عامل رقابت (بخوانید “دعوا”) میان هاشمی و احمدی نژاد را باید در شعار های تبلیغاتی محمود احمدی نژاد در انتخابات سال ٨۴ جستجو کرد. آنجا که احمدی نژاد علیه مفاسد اقتصادی و ویژه خواران شعار داد و پیدا و پنهان خاندان و وابستگان به هاشمی رفسنجانی (هاشمیون) را مورد اشاره قرار داد.

    شدت حملات تبلیغاتی محمود احمدی نژاد علیه “هاشمیون” و منافع و منابع در اختیار ایشان، چالش و خطر بزرگی برای آنها به شمار میرفت.

    نتیجه دور دوم انتخابات سال ٨۴ با حماسه مردمی در “نه” گفتن مجدد به هاشمی رفسنجانی، به نفع محمود احمدی نژاد رقم خورد.

    بعد از استقرار دولت نهم، احمدی نژاد به یک پالایش بزرگ در سطح مدیران دولتی(عمدتا وابسطه به “هاشمیون”) دست زد و بسیاری از مدیران با سوابق چندین ساله و بعضا چند دهه را از پست های کلیدی کنار گذاشته و نیرو های جدید و تازه نفس را جایگزین آنها کرد.

    این عمل رئیس دولت نهم ضربه بزرگی بر پیکره مافیای زر و زور شکل گرفته حول محور “هاشمیون”، وارد کرد.

    دکتر محمود احمدی نژاد در ادامه اقدامات اصلاحی خود با انحلال سازمان خود مختار مدیریت و برنامه ریزی کشور و انتقال آن به معاونتی تحت امر رئیس جمهور، به نوعی “پا روی دم هاشمیون گذاشت” و آخرین سنگر اثر گذار آنها را هم متلاشی نمود.

    از این پس درگیری ها بالا گرفت.

    مافیای هاشمیون به کمک برخی رسانه های داخلی و خارجی، تاکنیک سیاه نمایی و تخریب دولت را با تمام قوا در پیش گرفتند. به نحوی که طی ۴ سال عمر دولت نهم بیشترین حملات و تخریب ها علیه این دولت به وقوع پیوست.

    هاشمی رفسنجانی هم با (سوء) استفاده از تریبون نماز جمعه و مجمع تشخیص مصلحت نظام، به بهانه های مختلف عملکرد دولت را زیر سوال می برد.

    یکی از شاهکار های آقای هاشمی رفسنجانی، پیش بینی(بخوانید پیش گویی) ایشان در خصوص “تقلب” در انتخاباتی بود که بنا بود چندین ماه دیگر انجام شود.

    ایشان به کررات از تریبون های مختلف، به هر بهانه ای سعی در القای تقلب در انتخابات آینده، در جامعه داشتند.

    این کار کودکانه ایشان به نحوی بود که مقام معظم رهبری را بر آن داشت تا چندین بار به ایشان تذکر دهند.

    علی اکبر هاشمی رفسنجانی با برنامه ریزی و طرح از پیش طراحی شده خود زمینه را برای مبارزه با محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال ٨٨، فراهم نمود.

    او تمام توان و امکانات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، امنیتی و بین المللی خود را برای نیل به اهداف خود بکار بست. خانواده (همسر، فرزندان، برادر و برادر زاده های)  وی نقش بسیار فعالی در طراحی کودتای نرم علیه دولت احمدی نژاد بر عهده داشتند.

    بعد از مناظره به یادماندنی محمود احمدی نژاد با میر حسین موسوی که در واقع مناظره ای بود میان احمدی نژاد و نماینده هاشمی رفسنجانی، حملات جبهه هاشمی رفسنجانی علیه دولت و شخص احمدی نژاد شدت گرفت. تا جایی که هاشمی رفسنجانی را بر آن داشت که پس از پایان مهلت قانونی تبلیغات انتخاباتی نامزد ها آن نامه غیر متعارف و تبلیغاتی را علیه احمدی نژاد خطاب به رهبری نوشته و علنا تهدید به نا آرامی های خیابانی نمایند.

    هاشمی با این نامه تهدید آمیز خود، رسما از فاز بعدی کودتای نرم، یعنی شورش های خیابانی، پرده برداشت.

    تا این مرحله، هاشمیون کودتا گر، عمده توان خود را بر تخریب احمدی نژاد متمرکز کرده بودند. اما پس از شکست در انتخابات و روبرو شدن با “نه” دوباره مردم، حوزه حملات و عملکرد خود را گسترش داده و کلیه ارکان نظام، رهبری و اصل ولایت فقیه را مورد حمله قرار دادند.

    این نوع عملکرد هاشمیون در حمله به رهبری، با توجه به نظریه پردازی چند سال پیش هاشمی رفسنجانی در باب تخصصی شدن فقه و به تبع آن تغییر رهبری از فرد به شورا، چندان عجیب و دور از انتظار نبود.

    هاشمیون، شخص علی اکبر هاشمی رفسنجانی، خانواده و فرزندان و گروه ها و نوچه های وابسته به ایشان، رهبری، هدایت و تدارکات، مادی و معنوی فتنه گران را در طول چندین ماه نا آرامی و آشوب خیابانی، مستقیما بر عهده داشتند.

    این واقعیتی است غیر قابل انکار.

    نهایتا آنچه مقام معظم رهبری از آن به عنوان “فتنه” یاد کردند، چیزی نبود جر کودتایی از پیش طراحی شده توسط هاشمیون و به سرکردگی علی اکبر هاشمی رفسنجانی.

    کودتایی که با هوشیاری مردم و مقام معظم رهبری عقیم ماند و رو سیاهی آن بر چهره دشمنان ملت، منافقان و مافیای زر و زور تا ابد باقی خواهد ماند.

    به امید مجازات فتنه گران، خصوصا فنته گر اعظم!

    والسلام.

    ابر برچسب ها : , , , , , , , , , , , , , , , , ,

  • “من البته توى این جلساتى که با شماها داریم، حیفم مى‌آید که جز حرف علمى و جز حرف معنوى و جز نصیحت، حرف دیگرى بزنیم و وارد مقولات سیاسى و این چیزها بشویم؛ اما دیگر حالا در این مقدارش ناگزیر و ناچار بودم. اینى هم که گفتند از رهبرى انتقاد نمیکنند، شما بروید بگوئید انتقاد کنند. ما که نگفتیم از ما کسى انتقاد نکند؛ ما که حرفى نداریم. من از انتقاد استقبال میکنم؛ از انتقاد استقبال میکنم. البته انتقاد هم میکنند. دیگر حالا جاى توضیحش نیست؛ انتقاد هم هست، فراوان هست، کم هم نیست؛ بنده هم میگیرم، دریافت میکنم و انتقادها را میفهمم.”
    مقام معظم رهبری: ۰۶/۰۸/۱۳۸۸

    “میخواهم عرض بکنم جوانهاى عزیز مراقب باشند، مواظب باشند که هرگونه کار بى رویه‌‌‌اى، کمک به دشمن است… در شرائطى که دشمن با همه‌‌‌ى وجود، با همه‌‌‌‌ى امکاناتِ خود درصدد طراحى یک فتنه است و میخواهد یک بازى خطرناکى را شروع کند، باید مراقبت کرد او را در آن بازى کمک نکرد. خیلى باید با احتیاط و تدبیر و در وقت خودش با قاطعیت وارد شد. دستگاه‌‌‌‌هاى مسئولى وجود دارند، قانون وجود دارد؛ بر طبق قانون، بدون هیچگونه تخطى از قانون، بایستى مُرّ قانون به صورت قاطع انجام بگیرد؛ … اگر بدون دقت، بدون هضم، انسان وارد برخى از قضایا بشود، بى‌‌‌‌گناهانى که از آنها بیزار هم هستند، لگدمال میشوند؛ این نباید اتفاق بیفتد. من برحذر میدارم جوانهاى عزیز را، فرزندان عزیز انقلابىِ خودم را از اینکه یک حرکتى را خودسرانه انجام بدهند؛ نه، همه چیز بر روال قانون.”
    مقام معظم رهبری: ١٩/١٠/۱۳۸۸

    سلام علیکم.

    رهبرا!

    بار ها، ما را دعوت به صبر نمودید. صبر! صبر ! و صبر!

    سالهاست کارمان صبر است. سالهاست که در برابر انواع و اقسام بی عدالتی مافیای زر و زور، سکوت کرده ایم.

    هر وقت خواستیم کاری کنیم فرمان صبر دادید. ما هم با چشمی پر زخون و “آتشفشانی” فروخورده از خشم، اطاعت امر کرده و صبر و سکوت کردیم.

    هر روز به امید فردا، که شاید ”دستگاههای ذیربط”، از “مجاری قانونی”، اقدام کرده و ریشه بی عدالتی را بخشکانند؛ صبر و سکوت کردیم.

    اما در این مسیر، ما را چه حاصل شد؟ جز، بی عدالتی مضاعف؟!

    دستگاه عدلیه بجای مقابله با مفسدان و بی عدالتی، با عدالتخواهان برخورد کرد و آنها را به بهانه سکوت نکردن و اعتراض در برابر بی عدالتی، پای میز محاکمه کشاند و “عدالت!” را در خصوص آنها اجرا نمود.

    در همین شیراز و استان فارس، این ایالت خود مختار، طلبه سیرجانی را بخاطر قیام علیه بی عدالتی، محاکمه کردند. دانشجویان عدالتخواه شیرازی را به جرم افشا نمودن رشوه خواری، زمین خواری و فساد برخی مسئولین شهری و استانی به زندان افکندند.

    هرگاه صدای عدالتخواهی و مبارزه با مافیای زر و زور(خلط شده با برخی افراد و ارکان امنیتی-اطلاعاتی)، از جایی برخواست، فورا صدای او را با پرونده ها و اتهام های مختلف خفه کردند.

    هرگاه فریادی از شیراز برخواست، قبل از آنکه به تهران برسد آن را از رمق انداختند و هیچ گاه به گوش شما نرسید؛ جز اندکی.(همانگونه که در جریان انفجار حسینیه سیدالشهدا عمل کردند.)

    نمی خواهم بگویم همه مسئولین مشکل دارند و خدایی نکرده نا پاک هستند. انسان های پاک و دلسوز کم نیستند؛ اما در “حاشیه”. برخی هم به بهانه خسته شدن و بی نتیجه دیدن مبارزاتشان، کناره گیری کرده و سنگر را در برابر نا اهلان باختند. همانطور که امروز آقای حسینیان، با استعفای خود از مجلس قصد انجام آن را دارد. و این درست نقطه آغاز “عافیت طلبی” است.

    هر وقت کسی خواست حرفی بزند ، برخی پیشانی پینه بسته ها با نقاب شرعی و برخی با چماق “مصلحت” برو او تاختند. همانطور که امروز، برادر، حاج، محسن رضایی دیروز، قصد دارد “عدالت” را در پای ”مصلحت” برخی افراد و گروه ها قربانی کند و به مسلخ ببرد.

    هرگاه، فساد برخی، آشکار می شود، بجای حذف و طرد وی، او را یا جابجا(منتقل) کرده یا در پست و مقام دیگری قرار داده و خواسته یا ناخواسته عضوی به اعضای مافیا افزوده می گردد.

    شاید وجود مافیا، با ساختار و چارت مشخص، “واقعیت” نداشته باشد؛ اما “حقیقت” دارد.

    رهبرا!
    شاید پس از انتشار این نوشتار، دیگر چیزی “نشنوم” و “نبینم”(بایکوت خبری)، تا نتوانم بگویم و بنویسم. اما عمر کوتاه و است و “حق طلبی” وظیفه.

    چندین سال است که از فرمان شما، برای مبارزه با مفاسد اقتصادی و بی عدالتی می گذرد. اما دراین چند سال چه حاصل شد؟ “دستگاه های ذیربط” از طریق “مجاری قانونی” چه کردند؟ آیا اسامی مفسدان منتشر شده به ٢٠ نفر هم می رسد؟ آیا مجموع مفسدان و دانه درشت ها و آقازاده های کشور همین چند نفر بود و بس؟!

    پدرم!
    شما ما را به پیگیری امور از مجاری قانونی، امر می کنید. آیا تا کنون غیر از این بوده؟ آیا تا امروز دستگاههای مربوطه کاری صورت داده اند؟

    تا امروز، هر آنچه انجام شده عموما خارج از چارچوب دیوار های فولادین و مرتفع دژ مافیا بوده.

    هرگاه عدالتخواهی ضربه ای بر این دیوار وارد کرد؛ ارتعاش آن کل کشور را فرا گرفت. آخرین ضربه را محمود احمدی نژاد بر پیکره دیوار این دژ نواخت. آن چنان ضربتی که تا امروز ارتعاشات و پس لرزه های آن در سطح کشور و خصوصا تهران حس می شود.

    رهبرا!

    آنچه نوشتم گوشه ای از سرریز کاسه صبر، بود.
    اطاعت امر ولی، واجب است. پس، اطاعت امر کرده و بار دیگر “آتشفشان” خشم خود را در سینه حبس می کنیم و گوش به فرمان منتظر می مانیم؛ تا آن زمان که فرصت “فوران” یابد؛ و یا آنکه “خاموش” و “سرد” و “سخت” شود.

    والسلام.

    ابر برچسب ها : , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

  • سلام.

    روز جمعه ١١دی ماه بعد از اقامه نماز جمعه، مسجد قبا شیراز به دست جوانان پر شور و انقلابی افتاد، پس از آن با وساطت مدیران شهری و برای پرهیز از هرگونه درگیری، کنترل مسجد به نیروی انتظامی و شورای تامین سپرده شد. اما به دلیل بی کفایتی معمول آقایان، قبل از غروب آفتاب، کنترل مسجد از دست آنها خارج شد.

    پیرو فشار ها و درخواست های مکرر مردم از مسئولین استانی و شهری در خصوص بازپس گیری مسجد، جمعه شب، مسئولین وعده دادند که شورای تامین به این خواست مردم رای داده و شنبه شب مسجد تا زمان تعیین تکلیف، بسته خواهد شد.

    شنبه ١٢ دی ماه، ساعت ٢٠:١٠: خبر رسید “ساعت ٢٠:٣٠ مقابل مسجد قبا، جهت تحویل مسجد.”

    ظاهرا در جلسه شورای تامین، که تا حوالی ساعت ١٩ ادامه داشته، مقرر شده بود، مسجد قبا، تا تعیین تکلیف نهایی تعطیل شود.

    حکم تخلیه!

    با توجه به مخابره دیر هنگام این خبر، در نخستین ساعات جمعیت چندانی آنجا نبود.
    علیرغم سرمای آن شب، به تدریج، خبر سینه به سینه منتقل شد و مردم و جوانان بسیجی در محل حاظر شدند.

    روحانیون ضمن دعوت حضار به آرامش و حفظ متانت، اعلام کردند حضور ما در این مکان صرفا برای پشتیبانی از مامورین نیروی انتظامی، جهت تخلیه و تحویل مسجد است.

    بنابر این همه به میدان مقابل شاهچراغ رفته و در آنجا تجمع کردند.

    در این بین حاضرین در مسجد، از حکم قانون، جهت تخلیه مسجد، تمکین نکرده و خارج نشدند.

    آب، برق، گاز و تلفن مسجد قطع شد.

    سید علی محمد دستغیب، که پس از خروش مردم، شیراز را ترک کرده بود، قصد داشت با هواپیما به شیراز بازگردد که هواپیما به علت نقص فنی مجبور به بازگشت می شود.

    آنها که همه چیز را تمام شده یافتند؛ مسجد را تخلیه و تحویل مامورین نیروی انتظامی دادند.

    حوالی ساعت ٢٣ بود که به بچه ها اعلام کردند نیروی انتظامی مسجد را بدون درگیری گرفته و ماجرا خاتمه یافته است. دیگر نیازی به حضور مردم نبود. لذا همه به خانه های خود باز گشتند. مامورین و یگان ویژه محافظ اطراف مسجد هم حوالی ساعت ٢٣:٣٠ به مقر خود بازگشته و همه چیز به حال عادی برگشت.

    ابر برچسب ها : , , , , , , , ,

  • سلام.

    دیروز، جمعه ١١ دی ماه، بعد از آنکه امت حزب الله مسجد قبا شیراز را تصرف کردند، با وساطت فرماندار، کنترل مسجد به نیروی انتظامی و شورای تامین سپرده شد. اما ساعاتی بعد، با بی کفایتی های صورت گرفته کنترل مسجد از دست مومنین خارج شد.

    مردم بعد از اقامه نماز مغرب و عشا در پیاده رو خیابان مجاور مسجد، قصد باز پس گیری آن را داشتند که پیغام رسید، “دست نگه دارید! شورای تامین در این خصوص جلسه ای ترتیب داده است.”

    چند ساعتی گذشت و خبری نیامد. اجتماع کنندگان به نشانه اعتراض و برای کسب نتیجه جلسه شورای تامین به سمت استانداری فارس حرکت کردند.

    بعد از چند ساعتی بی توجهی مسئولین به خواسته مردم، امت حزب الله با تحصن در خیابان حد فاصل میدان امام حسین و پل باغ صفا، فشار های لازم را وارد نمودند.

    نهایتا برخی مسئولین آمدند و وعده دادند فردا صبح(شنبه ١٢ دی) بعد از مذاکره با روحانیون پیشرو معترضین به اعمال امویان، حداکثر تا غروب کنترل مسجد را از دست فتنه گران خارج و به هیئت امنای انتخابی مردم واگذار خواهند کرد. 

    الان که تا غروب کمتر از یک ساعت باقی مانده هنوز هیچ خبری از نتیجه مذاکرات به دست نمیامده. در این بین علیرغم پیگیری های انجام شده هنوز هیچ خبری از “حجت الاسلام محمد باقر ولدان” رئیس شورای سیاستگزاری ائمه جمعه که بنا بود در مذاکرات شرکت کند هم نیست.

    حجت الاسلام محمد باقر ولدان 

    بیم آن میرود برخی افراد معلوم الحال در شورای تامین و فرمانداری، برای به اصطلاح آرام کردن اوضاع، ایشان را “بازداشت” کرده باشند.

    امیدوارم این موضوع، حدس و گمانی بیش نباشد.

    والسلام.

    ساعت ۱۹:۱۰ شنبه ۱۲ دی ماه: خبر رسید آقای ولدان تا حوالی ساعت ۱۹ در جلسه شورای تامین بوده و موضوع بازداشت هم منتفی است. :)

    ابر برچسب ها : , , , , , , , , , , ,

  • دیروز(چهارشنبه) عصر بعد از اتمام مراسم میدان آزادی شیراز تعدادی از مردم به سمت شاهچراغ و  مسجد قبا حرکت کردند.

    بعد از اقامه نماز مغرب و عشا در شاهچراغ، در مقابل مسجد قبا تجمع کرده و شعار دادند.

    من هم وسط بولوار نشستم و دوطرف را زیر نظر گرفتم. سمت راست بسیجی و سمت چپ هم چپ های مذهبی! وسط این ها هم یگان ویژه.

    راستی ها توی پیاده رو مجاور دیوار مسجد جامع شهدا بدون هیچ تابلو، پلاکارد، پرچم و نشانی، فقط شعار میدادند. به نحوی که اکثر خودروها و رهگذرها معنی این تجمع را نمی فهمیدند و میرفتند.

    اما چپ ها!

    چپ ها با برنامه ریزی قبلی منتظر حضور بسیجی ها بودند.

    در گذری که از کوچه ها و خیابان ها منتهی به مسجد قبا در زمان نزدیک به اذان مغرب داشتم، نکات جالبی دیدم.

    جند دستگاه خودرو، اکثرا مشکی، پلاک شخصی، پژو ۴٠۵، در نقاط مختلف، کنار خیابان توقف کرده بودند. راننده های این خودرو ها تا آخرین لحظه ای که من آنجا بودم از خودرو خود خارج نشدند و کاملا آماده نشسته بودند. روی صندلی عقب این خودرو ها با پارچه یا ژاکت و یا کاپشن پوشانده شده بود. راننده ها هم به دقت مردم و افرادی که به آنها نزدیک میشدند را زیر نظر داشتند.

    در نقاط مختلف خیابان و کوچه ها به شعاع چندصد متر موتور سوار هایی توقف کرده و مردم را زیر نظر داشتند.

    در معابر منتهی به مسجد قبا، خصوصا کوچه پس کوچه های منتهی به مسجد افرادی نظاره گر عابرین بودند و نشان دهنده وجود یک شبکه حفاظتی چندلایه دور مسجد بود.

    جلوی درب های مسجد هم یگان ویژه حضور داشت.(حالا توی مسجد چه خبر بود، خدا میداند)

    بعد از تجمع بسیجی ها و معترضین به حمایت های سید علی محمد دستغیب از موسوی و امویان سبز پوش، چپ ها تجمعی نکردند. بلکه در گروه های کوچک ٢ تا ۴ نفره در اطراف پراکنده شدند. گروه هایی هم به میان بسیجی ها آمده و خود را در میان آنها جا کردند.

    تعدادی هم آشکار و نهان، با دوبین های دستی از شعار دهندگان فیلم می گرفتند.

    مجموع مشاهدات من نشان از برنامه ریزی و هماهنگی ویژه چپ ها، در مقابل راستی های بدون برنامه حکایت می کرد.

    جا دارد گروهای مردمی و بسیجی فعال برای حرکات و تجمعات خود با برنامه ریزی و هدف یا اهداف مشخص آنی یا چند مرحله ای به میدان بیایند تا اینکه ضمن برخورداری از برتری نفرات غافلگیر نشده و کتک نخورند.

    همین!

    والسلام.

    ابر برچسب ها : , , , , ,

  • سلام.

    دیروز چهارشنبه ٩ دی ماه، بنا بود سراسر کشور راهپیمایی اعتراض آمیز علیه فتنه گران اموی برگزار شود.

    در بسیاری از شهر ها این اتفاق رخ داد و میلیون ها نفر در سراسر کشور به خیابان ها آمدند.

    در شیراز چه گذشت؟

    روز قبل از آن یعنی سه شنبه گروهی از مردم در کنار دانشجویان تجمعی خودجوش در میدان شهدا ترتیب دادند. قرار بود چهار شنبه تجمعی با حضور و همکاری آهاد مردم و ارگانها و سازمانهای ذیربط برگزار شود. انتظار میرفت جمعیتی چندصد هزار نفری در شیراز گرد هم آیند.

    اما بنا به دلایلی،بر خلاف سایر نقاط کشور، رئیس شورای هماهنگی سازمان تبلیغات اسلامی فارس گفت: “روز چهارشنبه از سوی این نهاد برنامه ای برای تجمع اعلام نشده”.

    با این حال حدود ساعت ١۴ روز چهارشنبه بود که از طریق دوستان مطلع شدیم قرار است جمعی به صورت خود جوش ساعت ١۵ در میدان آزادی (فلکه گاز) تجمع کنند.

    این خبر سینه به سینه چرخید، به نحوی که تا اواخر مراسم،حدود ساعت ١٧، هنوز مردم درحال حرکت به سمت محل برگزاری مراسم بودند. تعداد کثیری هم، اصلا، مطلع، نشدند.

    این چنین احمال و سستی را بار ها در شیراز، این ایالت خود مختار، شاهد بوده و هستیم. امید میرفت با حضور جناب آقای احمدزاده کرمانی، استاندار جدید فارس، تغییرات محسوسی را در این خصوص و مدیریت فرمانداری شیراز شاهد باشیم. اما هنوز خبری از اصلاحات نیست.

    ابر برچسب ها : , , , , , ,

موضوعات

تقویم

شهریور ۱۳۸۹
ش ی د س چ پ ج
« مرداد    
 ۱۲۳۴۵
۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲
۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹
۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶
۲۷۲۸۲۹۳۰۳۱  

آمار سایت