• مقدمه بحث:

    خبر اول: دیدار فاطمه هاشمی با ملک‌عبدالله در جریان سفر به عربستان
    فاطمه هاشمی رفسنجانی در جریان سفر یک ماه قبل خود به عربستان با ملک عبدالله پادشاه این کشور نیز دیدار کرده است.

    خبر دوم: سفر رئیس موساد به عربستان
    روزنامه صهیونیستی “تایم” اعلام کرد که رئیس سازمان موساد چند هفته پیش سفری را به عربستان سعودی داشته است.

    خبر سوم: سناریو جدید آمریکا برای ایران و منطقه خاورمیانه
    احمدی‌نژاد در خصوص سناریوی آمریکا علیه ایران ابراز داشت: بخشی از روسیه و کشورهای اروپایی را با خود هماهنگ کرده‌اند و برخی در داخل دنباله‌رو آنها هستند که در آینده ابعاد بیشتری از این سناریو را خواهم گفت، خداوند سناریوی آنها را برای ما از جایی که آنها فکر آن را نمی‌کردند، فاش کرد … تصمیم دارند به برخی کشورهای خاورمیانه حمله نظامی کرده و بعد فلش‌ها را به سمت ما بگیرد که ایران می‌خواهد بمب بسازد، از همین رو باید گفت هدف همه طراحی‌ها و تحریم‌ها برخلاف ادعایشان جلوگیری از پیشرفت و ساختن ایران است.

    خبر چهارم: سفر عفت مرعشی و دخترش به دوبی برای دیدار با مهدی هاشمی
    به گزارش رجانیوز، این سفر در حالی امروز (چهارشنبه) انجام شد که سارا لاهوتی دختر فاطمه هاشمی و عماد هاشمی فرزند محسن هاشمی نیز در دوبی به‌سر می‌برند. نفیسه اشراقی و فرزندش زهرا هم پیش از این به دوبی سفر کرده‌اند. تعدادی از اعضای این خانواده در دوبی دارای منزل مسکونی هستند و برخی دیگر نیز مترصد خرید منزل در دوبی هستند.

    متن:

    اخبار منتشر شده خود کاملا گویا و آشکار هستند.

    مطلب را در قالب چند سوال مطرح می کنم:

    - چرا خانواده هاشمی رفسنجانی، موساد و سازمان سیا تا این اندازه به خاندان وهابی و ضد شیعی سعودی علاقه مند هستند؟

    - رابطه سناریو جدید آمریکا برای ایران با سفر رئیس موساد به عربستان و سفر های مکرر خانواده هاشمی رفسنجانی به خارج از کشور خصوصا انگلستان ، امارات و عربستان و خرید خانه در امارات، چیست؟

    - فتنه جدید فتنه گر اعظم چیست؟

    ابر برچسب ها : , , , , , , , , ,

  • به مناسبت سالگرد حماسه ملی ٢٢ خرداد سال ١٣٨٨ مناسب دیدم نگاهی دیگر بر حوادث و فتنه(کودتای نرم) رخ داده پس از آن بیاندازیم.

    دریک نگاه سطحی و مقطعی پیرامون حوادث بعد از انتخابات سال گذشته، آنگونه به نظر می آید که وقایع رخ داده، یک اتفاق پیش بینی نشده و بدون برنامه ریزی بوده که پی در پی رخ داد.

    اما واقعیت این نیست.

    چشم هارا باید شست، جور دیگر باید دید!

    همانطور که بسیاری از کارشناسان گفته اند و بنده نیز بر آن تاکید دارم، انتخابات سال ٨٨، به نوعی دور “سوم” و ادامه انتخابات ریاست جمهوری سال ٨۴ بود. ادامه رقابت میان آقایان هاشمی رفسنجانی و محمود احمدی نژاد.

    با این تفاوت که در رقابت سال ٨٨ هاشمی رفسنجانی شخصا به میدان نیامد. بلکه رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با به میدان فرستادن محسن رضایی(دبیر مجمع تشخیص مصلحت) و میر حسین موسوی (عضو مجمع تشخیص مصلحت) رقابت فشرده  و چند جانبه ای را با محمود احمدی نژاد آغاز کرد.

    در این میان هاشمی برای کنترل حرکات و سخنان غیر قابل پیش بینی مهدی کروبی،دیگر نامزد انتخابات، یکی از موسسین و اعضاء اصلی حزب کارگزاران سازندگی (حزب خانوادگی هاشمی رفسنجانی)، یعنی غلام حسین کرباسچی را مامور کنترل و هدایت شیخ ساده لوح کرد.

    به این ترتیب ترکیب نیرو ها شد، سه، به یک، به نفع هاشمی رفسنجانی.

    اصلی ترین عامل رقابت (بخوانید “دعوا”) میان هاشمی و احمدی نژاد را باید در شعار های تبلیغاتی محمود احمدی نژاد در انتخابات سال ٨۴ جستجو کرد. آنجا که احمدی نژاد علیه مفاسد اقتصادی و ویژه خواران شعار داد و پیدا و پنهان خاندان و وابستگان به هاشمی رفسنجانی (هاشمیون) را مورد اشاره قرار داد.

    شدت حملات تبلیغاتی محمود احمدی نژاد علیه “هاشمیون” و منافع و منابع در اختیار ایشان، چالش و خطر بزرگی برای آنها به شمار میرفت.

    نتیجه دور دوم انتخابات سال ٨۴ با حماسه مردمی در “نه” گفتن مجدد به هاشمی رفسنجانی، به نفع محمود احمدی نژاد رقم خورد.

    بعد از استقرار دولت نهم، احمدی نژاد به یک پالایش بزرگ در سطح مدیران دولتی(عمدتا وابسطه به “هاشمیون”) دست زد و بسیاری از مدیران با سوابق چندین ساله و بعضا چند دهه را از پست های کلیدی کنار گذاشته و نیرو های جدید و تازه نفس را جایگزین آنها کرد.

    این عمل رئیس دولت نهم ضربه بزرگی بر پیکره مافیای زر و زور شکل گرفته حول محور “هاشمیون”، وارد کرد.

    دکتر محمود احمدی نژاد در ادامه اقدامات اصلاحی خود با انحلال سازمان خود مختار مدیریت و برنامه ریزی کشور و انتقال آن به معاونتی تحت امر رئیس جمهور، به نوعی “پا روی دم هاشمیون گذاشت” و آخرین سنگر اثر گذار آنها را هم متلاشی نمود.

    از این پس درگیری ها بالا گرفت.

    مافیای هاشمیون به کمک برخی رسانه های داخلی و خارجی، تاکنیک سیاه نمایی و تخریب دولت را با تمام قوا در پیش گرفتند. به نحوی که طی ۴ سال عمر دولت نهم بیشترین حملات و تخریب ها علیه این دولت به وقوع پیوست.

    هاشمی رفسنجانی هم با (سوء) استفاده از تریبون نماز جمعه و مجمع تشخیص مصلحت نظام، به بهانه های مختلف عملکرد دولت را زیر سوال می برد.

    یکی از شاهکار های آقای هاشمی رفسنجانی، پیش بینی(بخوانید پیش گویی) ایشان در خصوص “تقلب” در انتخاباتی بود که بنا بود چندین ماه دیگر انجام شود.

    ایشان به کررات از تریبون های مختلف، به هر بهانه ای سعی در القای تقلب در انتخابات آینده، در جامعه داشتند.

    این کار کودکانه ایشان به نحوی بود که مقام معظم رهبری را بر آن داشت تا چندین بار به ایشان تذکر دهند.

    علی اکبر هاشمی رفسنجانی با برنامه ریزی و طرح از پیش طراحی شده خود زمینه را برای مبارزه با محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال ٨٨، فراهم نمود.

    او تمام توان و امکانات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، امنیتی و بین المللی خود را برای نیل به اهداف خود بکار بست. خانواده (همسر، فرزندان، برادر و برادر زاده های)  وی نقش بسیار فعالی در طراحی کودتای نرم علیه دولت احمدی نژاد بر عهده داشتند.

    بعد از مناظره به یادماندنی محمود احمدی نژاد با میر حسین موسوی که در واقع مناظره ای بود میان احمدی نژاد و نماینده هاشمی رفسنجانی، حملات جبهه هاشمی رفسنجانی علیه دولت و شخص احمدی نژاد شدت گرفت. تا جایی که هاشمی رفسنجانی را بر آن داشت که پس از پایان مهلت قانونی تبلیغات انتخاباتی نامزد ها آن نامه غیر متعارف و تبلیغاتی را علیه احمدی نژاد خطاب به رهبری نوشته و علنا تهدید به نا آرامی های خیابانی نمایند.

    هاشمی با این نامه تهدید آمیز خود، رسما از فاز بعدی کودتای نرم، یعنی شورش های خیابانی، پرده برداشت.

    تا این مرحله، هاشمیون کودتا گر، عمده توان خود را بر تخریب احمدی نژاد متمرکز کرده بودند. اما پس از شکست در انتخابات و روبرو شدن با “نه” دوباره مردم، حوزه حملات و عملکرد خود را گسترش داده و کلیه ارکان نظام، رهبری و اصل ولایت فقیه را مورد حمله قرار دادند.

    این نوع عملکرد هاشمیون در حمله به رهبری، با توجه به نظریه پردازی چند سال پیش هاشمی رفسنجانی در باب تخصصی شدن فقه و به تبع آن تغییر رهبری از فرد به شورا، چندان عجیب و دور از انتظار نبود.

    هاشمیون، شخص علی اکبر هاشمی رفسنجانی، خانواده و فرزندان و گروه ها و نوچه های وابسته به ایشان، رهبری، هدایت و تدارکات، مادی و معنوی فتنه گران را در طول چندین ماه نا آرامی و آشوب خیابانی، مستقیما بر عهده داشتند.

    این واقعیتی است غیر قابل انکار.

    نهایتا آنچه مقام معظم رهبری از آن به عنوان “فتنه” یاد کردند، چیزی نبود جر کودتایی از پیش طراحی شده توسط هاشمیون و به سرکردگی علی اکبر هاشمی رفسنجانی.

    کودتایی که با هوشیاری مردم و مقام معظم رهبری عقیم ماند و رو سیاهی آن بر چهره دشمنان ملت، منافقان و مافیای زر و زور تا ابد باقی خواهد ماند.

    به امید مجازات فتنه گران، خصوصا فنته گر اعظم!

    والسلام.

    ابر برچسب ها : , , , , , , , , , , , , , , , , ,

  • سلام.

    سال ١٣٨٩، سال «همت مضاعف و کار مضاعف» بر همگان مبارک! امیدواریم که در این سال بجای حرف، شعار و تبلیغ مضاعف، با به کارگیری همت مضاعف، کار مضاعف هم ارائه شود.

    در طول چندین ماه اغتشاشات پس از انتخابات سال ٨٨، نقاط ضعف و قوت فراوانی خود را به نمایش گذاشتند. یکی از نقاط ضعف ، از دید این جانب، ساختار و نحوه سازماندهی جدید بسیج بود. در اینجا قصد آسیب شناسی و تحلیل تهدیدات بسیج و فرهنگ بسیجی را ندارم.

    آنچه از گذشته بسیج و عملکرد آن به خاطر دارم، به این شکل بود که هر زمان و هر کجا، بسیجی احساس می کرد به حضور او نیاز است، کاملا “فعال” و “خود جوش” وارد عرصه می شد و به ایفای نقش و وظیفه می پرداخت.

    در گذشته بسیجی به حدی از قدرت تشخیص و آگاهی رسیده بود که در موقعیت و شرایط مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، نظامی-امنیتی و … ، قبل از آنکه مراکز سازمان یافته و اداری مسئول، وارد عمل شوند کاملا خودجوش و بدون دستور و امریه، وارد میدان شده و به ایفای نقش می پرداخت.

    با بازنگری در وقایع دهه اول انقلاب، مشاهده می شود که سازمان ها و ارگان های دولتی و حکومتی معمولا به دلیل ساختار و سلسله مراتب نهفته در آن، از سرعت عمل پایینی در برخورد و مقابله با تهدیدات و خطرات برخوردار هستند. در مقابل، بسیج، که سازمان ،تشکیلات، چارت و سلسله مراتب آنچنانی نداشت و به صورت هسته های چند نفری در مساجد و پایگاه های بسیج، عمل می کرد، در برخورد و مقابله با تهدیدات و مخاطرات پیش آمده و قبل از به میدان آمدن سازمان و ارگان مربوطه، از سرعت عمل و چالاکی قابل قبولی برخوردار است.

     در سالهای اخیر، با تغییر و تحولات بوجود آمده در ساختار بسیج، این مجموعه مردمی به یک سازمان نظامی و تحت امر سپاه پاسداران، تبدیل شده و به تبع آن گرفتار همان اشکالات و نقاط ضعف سازمانهایی با ساختار مدیریتی به روش سلسله مراتب، شده است.

    در اغتشاشات سال ٨٨ شاهد حضور دو نوع بسیجی در خیابان ها و جبهه رسانه ای و سایبری بودیم.

    گروه اول که از سرعت عمل خیلی خوبی برخوردار بود، افرادی بودند که عمدتا “بسیجی وار” وارد میدان شدند و به مقابله با فتنه گران و کودتاچی ها پرداختند. عموما این افراد منتظر فرمان و دستور نمی نشینند و با تکیه به همان تفکر و فرهنگ بسیجی اوایل انقلاب، به محض احساس تکلیف وارد میدان شدند.

    گروه دوم “اعضاء بسیج” بودند که با کمی تاخیر و پس از ابلاغ از بالا، به میدان آمدند. این افراد تازمانی که از طریق سلسله مراتب سپاه به آنها ابلاغ و فرمانی نرسیده بود، کاری را صورت ندادند و عملا به نقش یک واحد نظامی ارتش های منظم، عمل کردند نه یک مجموعه چالاک و با قابلیت واکنش سریع.

    لازم است مسئولین با بازنگری در ساختار بسیج و با افزایش سطح آگاهی و بصیرت فرماندهان و مسئولین پایگاه های مقاومت بسیج، با افزایش قدرت مانور و تصمیم گیری آنها، ضمن رفع مشکل “اقدامات خودسر”، چالاکی و پویایی بسیج را به آن بازگردانند تا خدایی نکرده در حوادث و وقایع احتمالی آینده دچار مشکل و تاخیر در اقدام نشویم.

    والسلام.

    ابر برچسب ها : , , , ,

  • به نام خدا.

    عدالت و عدالتخواهی خواست و مطلوب همه ملل و اقوام در طول تاریخ، تا به امروز بوده و خواهد بود.

    گذشته ایرانیان در عدالت خواهی و مبارزه با ظلم و بی عدالتی، گذشته درخشان و پر باری است. عدالتخواهان و قسط گستران بسیاری را در میان بزرگان و قهرمانان ایران زمین می توان یافت.

    انقلاب اسلامی نمونه ای از حس عدالتخواهی ملت ایران به رهبری روحانیت معظم و در راس آن امام خمینی (ره)، می باشد.

    انقلابی که با هدف برپایی قسط و حمایت از اقشار مستضعف و ”پابرهنگان”، به ثمر رسید. پابرهنگانی که به امید عدالت، برای حفظ استقلال و یکپارچگی کشور چه در طول سالیان منتهی به انقلاب و چه در طول ۸ سال دفاع مقدس، با گذشتن از جان و مال و خانواده خویش، هدفی جز برپایی عدل و داد، و بریدن دست زیاده خواهان از کشور، نداشتند.

    بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با تلاش بزرگانی همچون شهید بهشتی، تغییر و تحولاتی در ساختار قضایی کشور رخ داد. اما هنوز تا عدالت واقعی مد نظر اسلام، فاصله، بسیار است.

    بنده، فقه و اصول نمی دانم. فقط کمی از عدالت و هدف از مجازات در حد عامه مردم اطلاع دارم. این مبحث را هم از منظر عامه دنبال خواهم کرد.

    چند سال پیش شبکه تهران مستندی در مورد ناهنجاری های رانندگان خصوصا در مناطق اعیانی شهر، پخش می کرد. در قسمتی از این گزارش، که در شهرک غرب پر شده بود، خبرنگار از راننده جوان و هنجار شکن یک خودرو مدل بالا، می پرسد: “فکر نمی کنید با این نحو رانندگی و سرعت بالا، خدایی نکرده ممکن است حادثه ای رخ دهد و با عابری برخورد کنید؟” راننده جواب داد: “من مراقب هستم. اگر هم مشکلی پیش بیاید بابام “پولش(دیه)” را می دهد.” -نقل به مضمون.

    خبرنگار در ادامه گزارش به بیمارستانی مراجعه کرد. ظاهرا راننده جوان و بی دقت و مرفهی با فردی برخورد کرده بود. پدر راننده هم آنجا بود خبرنگار از پدر پرسید:”شما نظارتی بر نحوه رانندگی فرزندتان دارید؟” پدر در کمال خونسردی پاسخ داد: “جوان است. باید جوانی کند. حالا که حادثه ای رخ داده، “پولش” را می دهم.”

    از نظر ایشان مشکلی نیست؛ “پولش را میدهند.”

    دارندگی است و برازندگی. پول دارند و هر چیزی را با پول میخرند. حتی، جان انسان ها را !؟

    با توجه به بعد تنبیهی و پیشگیرانه مجازات، این سوالات به ذهن خطور می کند که:

    ۱- در بحث پرداخت دیه برای اقشار مرفه که عموما مبالغ میلیونی، خیلی به چشمشان نمی آید، پرداخت دیه چه بعد تنبیهی و پیشگیرانه ای دارد؟

    ۲- آیا نتیجه و بازخورد مجازات پرداخت مبلغ یک دیه مشخص، برای دو نفر در دو سطح مختلف رفاهی یکی است؟

    ۳- آیا عدالت آن است که از میان این دو نفر یکی با پرداخت دیه، به راحتی به زندگی روزمره خود بازگردد؛ ولی دیگری به مجازات زندان محکوم شده و خود و خانواده اش گرفتار تبعات اقتصادی و اجتماعی زندان، شوند؟

     

    مورد دیگری که خصوصا در این ایام، که بازار بازداشت و بازداشتی داغ است، خودنمایی می کند، موضوع “وثیقه”، است.

    در این ایام به کررات در خبرگزاری ها و مطبوعات می خوانیم که فلان بازداشت شده با قرار وثیقه مبلغ فلان میلیون تومان آزاد شد.

    دوباره سوالاتی پیش می آید:

    ۱- تکلیف آن دسته از بازداشتی هایی که پول وثیقه را ندارند چیست؟

    ۲- چرا باید سرکرده ها که موجبات فریب و بازداشت سایرین را فراهم کرده اند بتوانند با پرداخت مبلغی پول، آزاد شده و بعضا به اعمال گذشته خود برگردند؛ ولی فریب خوردگانی که پول وثیقه ندارند، باید گرفتار زندان شده و خود و خانواده خود را در معرض خطرات روحی-روانی و اقتصادی-اجتماعی زندان و زندانی قرار دهند؟

    اصولا این چه “عدالت”ی است که پولدار ها، می توانند آن را به نفع خود، “خریداری” کنند ؟!

    … ؟!

    ابر برچسب ها : , , , ,

  • سلام.

    حضور میلیونی مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن ۸۸، حماسه ایی عظیم و غرور آفرین در سراسر کشور بود.

    حماسه ای که انعکاس گسترده ای در رسانه های دنیا داشت.

    حماسه ای که کمتر از حماسه ۲۲ بهمن ۵۷ نبود.

    ۲۲ بهمن امسال رنگ و بوی دیگری داشت.

    حضور مردم در ۲۲ بهمن امسال معنی و مفهوم جدیدی داشت.

    امسال بسیاری بعد از سالها سکوت به خیابان ها آمدند و حماسه خلق کردند.

     

    در این میان نقش “جنبش سبز” را در بروز و ظهور حماسه امسال نمی توان نادیده گرفت.

    “جنبش سبز” به مردم انگیزه حضور داد.

    “جنبش سبز” باعث بیداری مردم شد.

    “جنبش سبز” افکار خاکستری را هم به خیابان ها و راهپیمایی ۲۲ بهمن آورد.

    “جنبش سبز” احیاگر افکار امام خمینی(ره) و آرمانهای انقلاب شد.

    “جنبش سبز” دشمن شناسی را در عامه مردم تقویت کرد.

    “جنبش سبز” ایمان و اعتقادات مردم را تقویت نمود.

    “جنبش سبز” سره از ناسره و خودی از غیر خودی را تفکیک کرد.

    “جنبش سبز” انقلاب اسلامی ایران را در سطح جهان، رسانه ای کرد.

    “جنبش سبز” موجب بازتعریف و معرفی دوباره ایران و تفکر ایرانی-اسلامی در جامعه بین الملل شد.

    “جنبش سبز” انقلاب اسلامی ایران را برای چندین سال “بیمه” نمود.

    “جنبش سبز” روحانی نما و روحانی فهمیده و واقعی را از هم تفکیک کرد.

    “جنبش سبز” مسئولین دلسوز را از رانتخواران جدا کرد.

    “جنبش سبز” درجه پایبندی مسئولین به قانون اساسی را آشکار کرد.

    “جنبش سبز” عبارت التزام عملی به جمهوری اسلامی و ولایت فقیه را ترجمه کرد.

    “جنبش سبز” لزوم وجود ولی فقیه مدیر، مدبر، شجاع و آگاه به امور زمانه را در راس نظام تبیین نمود.

    “جنبش سبز” برای مراجع عظام تقلید هم، آزمون سختی بود.

    “جنبش سبز” عامل تجدید بیعت دوباره و آگاهانه مردم با اصل ولایت فقیه و ولایت امام خامنه ای، هست.

    “جنبش سبز” ساده لوح ها و احمقان را از صاحبان بصیرت جدا کرد.

    “جنبش سبز” صحنه های زنده ای از وقایع و خیانت های زمان خلافت حضرت علی(ع) را به نمایش گذاشت.

    “جنبش سبز” …

    و سرانجام: جنبش سبزحبابی بود که در ۲۲ بهمن ۸۸، ترکید!

    “اگر خدا بخواهد، عدو شود سبب خیر”

    والسلام.

    عملیات"اسب تروا"ی مهاجرانی برای تسخیر ناگهانی میدان آزادی در روز 22 بهمن!

    ابر برچسب ها : , , , , , , ,

  • سلام.

    متن نامه ای از سید حسن خمینی به ضرغامی، رئیس، صدا و سیما منتشر شد. موضوع نامه از اینجا آغاز می شود که سید حسن می گوید “چنانکه از منابع موثق شنیده‌ام، برنامه‌ای تحت عنوان شاخص، در تلویزیون پخش می‌شود”.

    با باقی نامه، و اینکه ایشان از چی به چی رسیده و چه چیزی را تقبیح می کند؛ کاری ندارم.

    ایشان از منابع “موثق” شنیده اند که تلویزیون برنامه ای تحت عنوان “شاخص” پخش می کند.

    امروز، کمتر بیننده ای را می توان یافت که از برنامه “شاخص” که به بازخوانی فرمایشات امام خمینی (ره) اختصاص دارد، و در اکثر بخش های خبری شبکه های مختلف سیما پخش می شود، اطلاع نداشته باشد. با این حال، جای تعجب دارد که آقای سید حسن، تا کنون این برنامه را ندیده اند و “منابع موثق” در این خصوص به ایشان اطلاع رسانی کرده اند!

    آیا ایشان در خانه یا محل کار خود “تلویزیون” ندارند؟! غیر ممکن است.

    آیا ایشان ،که هیچ مسئولیت اجرایی در کشور ندارند، اصلا وقت روشن کردن تلویزیون ،حتی برای شنیدن اخبار کشور، را ندارند؟ خیلی عجیب است!

    آیا ایشان آنقدر فرصت نداشتند که قبل از وقت گذاشتن برای تحریر نامه، همان شب، چند دقیقه ای را به تماشای برنامه “شاخص”، که از یکی از بخشهای خبری سیما پخش می شد اختصاص دهند و این برنامه را بدون واسطه “منابع موثق” مشاهده کنند؟

    یا شاید ایشان به جای استفاده از آنتن های معمولی، از آنتن های بشقابی شکلی به نام “دیش” استفاده می کنند، تا “تصویر شفاف تری از ایران” ببینند!

    اگر این چنین باشد، پس به احتمال خیلی زیاد، ایشان برای دیدن تصویری شفاف از ایران، جهت و سمت و سو را اشتباه انتخاب کرده اند و به این ترتیب تصویر رسانه (احتمالا فارسی زبان) سایرکشور ها را مشاهده می کنند!

    لازم است، حسن خمینی برای دیدن “تصویری شفاف از ایران”، به جای غرب (w)، جهت گیرنده (Dish) خود را به سمت شرق (E)  و ایران (ماهواره Intelsat 902) تغییر دهند تا از این پس بتوانند اخبار ایران را صاف و شفاف و بدون واسطه “منابع موثق”، مشاهده کنند و “عادلانه”، قضاوت نمایند.

    انشاءالله.

    ابر برچسب ها : , , , , , ,

  •  
    مهدی و فائزه هاشمی رفسنجانی
     
    این خبر …. !؟سوالتعجبمتفکر
    این خبر اول عدالتخواهان را شادمان و مسرور کرد. اما بلافاصله و در کمتر از چند دقیقه این شادمانی به شک و شبهه ای عمیق و قابل تامل بدل شد.
    با توجه به اینکه امروز فرزندان هاشمی مظهر و نماد بی عدالتی و رانتخواری در اذهان جامعه عدالتخواهان می باشند؛ علت شادمانی مشخص است.
    اما چرا شک و شبهه؟!
    ١- سوء سابقه، سوء تدبیر، سیاسی کاری و مصلحت اندیشی متولی اصلی “عدالت”، در جریان مطالبات دها ساله مردم و برخی مسئولین دلسوز، برای رسیدگی و برخورد با تخلفات خاندان هاشمی و وابستگان سایر مسئولین(هاشمیون)، بزرگترین سوءظن را نسبت به عملکرد دستگاه قضایی در برخورد با این پرونده به ذهن متبادر می کند.
    مردم می پرسند آیا این خبر صرفا برای سرد کردن آتشفشان نهفته در سینه عدالتخواهان است؟ آیا بار دیگر و پس از فروکش مطالبات عموم مردم، پرونده ها مختومه می شوند؟ آیا باز هم با اعمال نفوذ و فشار برخی آقایان، همه چیز ماستمالی می شود؟
    ٢- در فضای بده بستان بوجود آمده تحت لوای طرح حکمیت و “وحدت ملی”، این سوال به ذهن خطور می کند که آیا این نوعی معامله است؟ آیا هاشمی رفسنجانی، پس از اشتباهات مکرر خود، در قبال کنار گذاشته نشدن از حاکمیت، قبول کرده پرونده فرزندانش به جریان بیافتد؟ آیا قرار است به این وسیله محبوبیت از دست رفته هاشمی تا حدودی ترمیم شود؟ آیا در این معامله حد و مرزی بین طرفین مشخص شده و قرار نیست قویه قضاییه از آن حد فراتر رود؟
    ٣- آیا این اتفاق در جریان ادامه فشار بر هاشمی رفسنجانی برای برگشت به چارچوب های نظام و حاکمیت است؟ در صورت احراز قطعیت بازگشت و یا عدم بازگشت او، نتیجه و سرنوشت این پرونده چه خواهد شد؟
    ۴- آیا هاشمی رفسنجانی هم به مانند بسیاری از بزرگان صدر انقلاب تا کنون به حکم شرع و وظیفه انقلابی خود از فرزندانش اعلام برات نموده و آنها ار به دست قانون سپرده است؟
    ۵- آیا قوه قضاییه به حکم شرع و قانون و به دور از هرگونه ملاحظه و سیاسی کاری و مصلحت اندیشی، صرفا جهت اجرای “عدالت”  و احقاق حقوق تضیع شده مردم و بیت المال، دست به این کار زده؟
    ….
    این گونه سوالات و ابهامات است که شیرینی این خبر را در کام مردم بیمزه و بعضا تلخ می کند.
    امروز قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران پس از گذشت بیش از ٣٠ سال از عمر انقلاب و چندین بار مردودی؛ در آزمونی بزرگ، سرنوشت ساز و تعیین کننده، قرار دارد. آزمونی که نتیجه و تبعات آن به این قوه محدود نمی شود؛ بلکه کل نظام جمهوری اسلامی ایران را در بوته محک و آزمون قرار می دهد.
    آزمونی که قبولی در آن در بازسازی چهره عدالتخواه جمهوری اسلامی ایران در داخل و خارج از کشور به عنوان حامی اصلی مستضعفان و پابرهنگان، تاثر عمیق و به سزایی به جای خواهد گذاشت.
    اگر هم خدایی نکرده قوه قضاییه در این آزمون خطیر و مهم “عدالت”، مردود شود و یا با تک ماده از آن عبور کند، دیگر امیدی به آن و آینده رسالت عدالتخواهی جمهوری اسلامی در داخل و خارج از کشور نخواهد بود.
    ورود خواسته یا ناخواسته دستگاه قضایی کشور به این مقوله یا سرآغاز “تولد دو باره عدالت” خواهد شد و یا اینکه خدایی نکرده به “مراسم ختم عدالت” منتهی می شود.
    امیدواریم که مسئولین و قضات بدون در نظر گرفتن مصالح و صرفه با میزان قرار دادن عدالت و شرع، این پرونده را به سرانجام برسانند تا به پشتوانه آن بتوان سایر مفسدان و آقازاده های منحرف را هم به پای میز محاکمه کشانید.
    به امید اتصال و پیوند زود هنگام این انقلاب به انقلاب جهانی و عدالت گستر منجی عالم بشریت، حضرت مهدی موعود(عج). انشاءالله.
    والسلام.

    ابر برچسب ها : , , , , , ,

  • سیاسی ۰۸٫۱۱٫۱۳۸۸ بدون پاسخ

    سلام.

    امروز پنجشنبه ۸ بهمن ۸۸ خبری خواندم با این عنوان “پرواز شیراز ـ لندن تا پایان امسال راه‌اندازی می‌شود”. این خبر به نقل از استاندار محترم و ولایتمدار فارس، جناب آقای احمدزاده کرمانی، بیان شده است.

    ۱- با توجه به جاذبه های توریستی و گردشگری در حوزه های تاریخی، فرهنگی و مذهبی شیراز و استان فارس، این خبر در راستای جذب توریست و توسعه صنعت گردشگری در استان، خوشایند و مطلوب به نظر می رسد.(نیمه پُر لیوان)

     

    حالا به برخی اطلاعات و اخبار به عنوان فرضیات اولیه مسئله بعدی، دقت فرمایید:

    - افزایش چشمگیر و غیر متعارف پرواز ها و رفت و آمدها در جریان وقایع قبل و بعد از انتخابات، خصوصا سفر های مکرر و مشکوک فتنه گران و وابسته گان به آنها بین تهران و لندن

    - افشا شدن دخالتهای مستقیم و غیرمستقیم دولت خبیث انگلیس در حوادث و شورش های بعد از انتخابات

    - نقش برخی افراد و مراکز در شیراز به عنوان مرکز اصلی پرورش نیروی انسانی اصلاح طلبان در ایران و اینکه خواستگاه اولیه فکری و عقیدتی برخی سران اصلاح طلب فراری و لندن نشین، همین افراد و مراکز مشکوک در شیراز بوده است.

    - و طرح اخیر نمایندگان مجلس شورای اسلامی و دولت برای قطع رابطه با انگلیس

    ۲- با قرار دادن فرضیات فوق در معادله “چرا پرواز مستقیم بین شیراز و لندن؟”؛ به جواب های خوشایندی دست پیدا نمی کنیم(نیمه خالی لیوان)؛ و اینکه چرا “لندن”؟! چرا پایتخت های دیگر اروپایی مثلا “برلین” برای این منظور در نظر گرفته نشده است؟

    اینکه آیا قرار است شیراز به دومین شهر تسخیر شده توسط فتنه گران و قانون گریزان بدل شود و فاز جدیدی از گسترش و توسعه نا امنی در کشور رقم خورد؛ مساله کوچک و قابل اغماضی نیست؛ که بتوان به راحتی از کنار آن گذشت و آن را ندیده گرفت.

    لذا از مسئولین خدوم و متعهد استانی و کشوری تقاضامند است در این خصوص توجه و دفت نظر بیشتری صورت دهند تا خدای نکرده در آینده شاهد مشکلات و معضلات جدید در کشور و استان فارس نباشیم.

    والسلام.

    ابر برچسب ها : , , , , , , ,

  • سلام علیکم.

    گلایه ای دارم، خدمت مقام معظم رهبری.

    این گلایه از سر بی اعتمادی، به عرایض و فرمایشات شما نیست. بلکه گلایه ای است بر عملکرد چندین ساله مسئولین ودستگاه های مختلف، حکومتی و حاکمیتی در خصوص اجرای قانون و عدالت؛ در حد درک و فهم اینجانب.

    مقام معظم رهبری، در سخنرانی ۱۹ دی ماه، بار دیگر، ما را به پیگیری امور از مجاری قانونی فرا می خوانید.

    چند سوال اساسی حول این فرمان شما پیش می آید: کدام مجاری قانونی؟ کدام ارگان؟ کدام مسئول قانونی؟

    بیش از ۱۰ سال است که مردم خواستار رسیدگی به جرائم و اتهامات خاندان هاشمی رفسنجانی و برخی از سران و مسئولین سابق کشور و وابستگان به آنها (زین پس آنها را “هاشمیون” می نامیم) هستند. اما تا امروز دستگاه قضا،کاری نکرده. بارها شاهد بودیم با اِعمال قدرت و نفوذِ خودِ متهمین یا حامیان آنها پرونده ها یا راکد مانده و یا هنوز، باز نشده، بسته می شوند.

    در عوض هرگاه در جایی از کشور صدایی به نشانه اعتراض به بی عدالتی و اعمال فرا قانونی این قوم، بلند شده، فورا آن را با تمسک به ابزار های ظاهرا قانونی خفه کردند.
    این اتفاقات به روشنی به مردم نشان می دهد که گروهی کاملا ساختار یافته، هماهنگ و با برنامه ریزی(مافیا) قصد ابتر گذاشتن قانون و سوء استفاده از آن را دارند.

    “هاشمیون”، خصوصا خانواده آقای علی اکبر هاشمی رفسنجانی، در حوادث و اغتشاشات اخیر، تقش کاملا محوری، روشن و آشکاری دارند. اسناد غیر قابل انکاری هم در این خصوص منتشر شد و همه دیدند.

    چندین بار، فیلمِ دخترِ رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را در حال “خرید ساندویچ؟!” در میان اغتشاشگران منتشر شد. چند بار او را به جرم “خرید ساندویچ”، بازداشت کردند. در کنار ایشان تعدادی دیگری از جوانان “ساندویچ خور” را هم گرفتند. اما تفاوت آن بازداشت با بازداشت سایرین از زمین است تا ثریا!

    اگر “ساندویچ خوردن” و شعار علیه نظام دادن جرم است، چرا برای همه یکسان نیست؟ چرا باید دختر یکی از سران نظام با اسکورت و تشریفان به پدرش تحویل شود ولی سایرین را با باتوم مورد نوازش قرار داده، پرونده تشکیل دهند و دادگاهی کنند؟
    کجای این اعمال “عدالت” است؟

    چرا هیچوقت عدالت نمی تواند و یا نمی گذارند و یا اینکه نمی خواهند که یقه خاندان هاشمی و “هاشمیون” را بگیرد؟

    چرا “عدالت”، فقط باید گریبان گیر مستضعفین و طبقات پایین جامعه باشد؟

    امروز، با گذشت بیش از ۱۰ سال،  بی عدالتی و بی کفایتی دستگاه های ذیربط و مجریان قانون و عدالت، چطور می توانیم به درستی، پاکی و صداقت و صحت دستگاه های مجری قانون اعتماد کنیم؟

    این کشور ۳۰ سال است که صاحب قانون اساسی مبتنی برمبانی اسلام شده و “قانون” دارد. اما وقتی خود مجریان و حافظان قانون در بالاترین سطوح نظام، قانون را ندیده می گیرند وبه کررات و به بهانه های مختلف مثل “مصلحت”(که معلوم نیست معیار سنجش و تشخیص این مصلحت کیست و چیست؟) آن را دور می زنند، چگونه از مردم انتظار دارید به آنها و عملشان اعتماد کنند؟

    زمانی که شما در سخنرانی ۱۹ دی ماه خود فرمودید “دستگاه‌‌‌‌هاى مسئولى وجود دارند، قانون وجود دارد؛ بر طبق قانون، بدون هیچگونه تخطى از قانون، بایستى مُرّ قانون به صورت قاطع انجام بگیرد”، سوگند می خورم، بسیاری، همچون من آشکار و نهان، پرسیدند “آقا! کدام قانون؟ کدام دستگاه؟”

    شما به عنوان رهبر و ولی امر ما فرمان به صبر و سکوت دادید، همانگونه که پس از کودتای ۱۸ تیر، فرمان دادید. چندین سال است که ما هم سکوت کردیم و منتظریم که مجاری قانونیِ کشور، وظایف قانونی خود را انجام دهند. ولی خدا وکیلی چقدر پیشرفت حاصل شد؟ اگر پیشرفتی کرده بودند که امروز شاهدکودتای مخملین همان کودتا گران ۱۸ تیر، نبودیم.

    پس از قیام مردمی ۹ دی و حماسه ای که خلق شد، لرزه بر اندام کودتا گران و منفعت طلبها افتاد. فهمیدند که علیرغم تصرف و تسلط بر بسیاری از ارکان نظام، هیچ، جایگاهی در میان مردم ندارند و هر آن، ممکن است مردم، همانگونه که در اوایل انقلاب با “خاندان پهلوی” انجام دادند، آنها را هم در خیابان محاکه و به دار مجازات باویزند. لذا ترسیدند، و در فراری رو به جلو؛ امروز، سخن از “مصلحت” و “وحدت ملی” به میان می آورند؛ تا به این وسیله با به نمایش گذاشتن پرده ای دیگر از کودتای مخملین، ضمن مظلوم نمایی و فریب مجدد افکار عمومی، خود را از محاکمه و مجازات برهانند؛ تا در فرصتی دیگر و با کودتایی نو بازگردند.

    “وحدت” و “آرامش” خیلی خوب است، و مطلوب همه. اما به چه قیمتی؟ به قیمت باج دادن به کودتا گران؟ مگر تا امروز چند بار این فرصت را به آنها نداده ایم؟ نتیجه چه شد؟ غیر از آنکه هر روز محکم تر و با برنامه ریزی دقیق تر و پیچیده تر نسبت به قبل، جلوی مردم و نظام قد علم کردند؟ مگر عامل اصلی به مخاطره افتادن وحدت و آرامش مردم، اعمال غیر قانونی، خود خواهانه و فریبکارانه همین آقایان نبوده؟ حال چطور می توان بدون از بین بردن عامل، معلول را بهانه ای برای “مصلحت” قرار دهیم؟ چه ضمانتی هست که بار دیگر و در فرصتی مناسب، همین قوم، دوباره وحدت و تمامیت کشور را تهدید نکنند؟

    چند روزی هم هست که بدون شاکی، شاهد برخورد خودسرانه دستگاه قضایی با منتقدین به خاندان هاشمی رفسنجانی هستیم؛ با بهانه “توهین و جسارت” به مسئولین نظام (که شما تنها کسی هستید که می توانید این بهانه را از دست آنها خارج کنید) و یا هر بهانه خودساخته دیگری. این عمل نه تنها تداعی کننده “عدالت” نیست بلکه القاء کننده حرکتی هماهنگ و برنامه ریزی شده برای خفه کردن اعتراضات مردمی علیه بی عدالتی ست. این قبیل اعمال شتابزده  نتیجه ای ندارد، جز جسورتر شدن، قانون گریزان.

    رهبرا! فرمان شما مطاع! ما “مو” می بینیم و شما “پیچش مو”. ولی خواهش می کنم؛ التماس می کنم؛ نشانه و علامتی از امید به اجرای “عدالت” و” قانون” به معنای واقعی آن، به ما نشان بدهید تا بلکه برای چند صباحی دیگر به قانون و مجاری قانونی امید وار شده و لب فر بندیم.

    والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

    موفق و موید باشید.

    فرزند کوچک شما.

    ابر برچسب ها : , , , , , , , , , ,

  • امروز اخباری از خاتمی و رفسنجانی در رسانه ها منتشر شد.

    معمولا انتشار هماهنگ این نوع اخبار، زمینه ساز وقایع آینده است.

    واقعه ای که در صورت رخداد به معنای “ختم” و “دفن” مفهوم واقعی واژه “عدالت” و جایگزینی آن با “مصلحت” است.

    پناه میبرم به خدا از شر و کید شیاطین! عصبانیگریه

    لینک کمکی خاتمی و رفسنجانی

    ابر برچسب ها : , , , , , , , , ,

موضوعات

تقویم

مرداد ۱۳۸۹
ش ی د س چ پ ج
« تیر    
 ۱
۲۳۴۵۶۷۸
۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵
۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲
۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹
۳۰۳۱  

آمار سایت