• سلام.

    بعد از انتشار مطلب “بلیت قطار شیراز – مشهد!” و عکس العمل مختلف و بعضا متفاوت خوانندگان، تصمیم گرفتم در صورت امکان جمعه ٩ بهمن ٨٨ با مراجعه با ایستگاه راه آهن شیراز، گزارشی مصور و مستند از ورود و خروج مسافران و قطار تهیه کنم.

    حوالی ساعت ١۴:٣٠ جمعه ٩ بهمن ماه رفتم ایستگاه راه آهن شیراز. این ایستگاه حدود پانصد متر بعد از شهرک گلستان شیراز و مجتمع خلیج فارس به سمت پلیس راه، قرار دارد.

     محل احداث ایستگاه راه آهن شیراز

    در نقشه فوق موقعیت ساختمان اصلی ایستگاه راه آهن شیراز را مشاهده می کنید.

    با ممانعت نگهبانی، امکان ورود به محوطه و تهیه عکس از نزدیک امکان پذیر نشد.

    لذا از خارج از محوطه چند عکس با تلفن همراه تهیه کردم.

     

     
    ایستگاه راه آهن شیراز - در حال ساخت نهم بهمن هشتاد و هشت

     

    نگهبان گفت محل سوار و پیاده شدن مسافران اینجا نیست. تا زمانی که کار احداث ساختمان ایستگاه به پایان برسد؛ از “ایستگاه موقت” واقع در شهرک صدرا استفاده می شود.

    پس به سمت ایستگاه موقت در شهرک صدرا(شهر جدید صدرا) حرکت کردم.

     

     

     

    به ایستگاه موقت رسیدم. یک محوطه باز، اسفالت شده، با یک سالن انتظار موقت سفید رنگ به ظرفیت حدودی ١٠٠ نفر.

     محل ایستگاه موقت قطار شیراز - غرب شهرک صدرا

     
    محوطه ایستگاه موقت قطار شیراز

    سالن انتظار موقت

    داخل سالن انتظار موقت

     

    حدود ساعت ١۵ با آنجا رسیدم هیچ خبری از قطار نبود. پرس و جو کردم؛ گفتند قطار حدودا بین ساعت ١۵:٣٠ الی ١۶ به ایستگاه می رسد.

     

    برای صرف نهار رفتم و برگشتم.

    حدود ساعت ١۶:٠۵ به محل ایستگاه موقت برگشتم.

    قطار توقف کرده و مسافران رفته بودند. ظاهرا قطار حوالی ساعت ١۵:۴۵ وارد ایستگاه شده بود.

    قطار توقف کرده در ایستگاه موقت شیراز

     

    تعدادی از خدمه قطار کنار یکی از واگن ها جمع شده بودند به میان آنها رفته و حال و احوال کردم. رئیس قطار هم آنجا بود. اجازه گرفتم گفتگو را ضبط کنم که ایشان مخالفت کردند و گفتند چون هماهنگ نشده و از مقامات اجازه ندارند حاضر به این کار نیستند. من هم اصرار نکردم.

    خدمه قطار از سخنان برخی افراد در خصوص انکار وجود قطار مسیر شیراز – مشهد گلایه مند بودند. می گفتند ما چندین ماه هست که در این مسیر در حال رفت و آمد هستیم اما برخی افراد یا از روی جهل و یا عناد و بخاطر دعواهای سیاسی، همه تلاش و زحمات ما را ندیده می گیرند.

    آنجا را ترک کردم تا ساعت ٢١ دوباره باز گردم. چون ساعت ٢١ جمعه ٩ بهمن ٨٨ قطار از شیراز به سمت مشهد حرکت می کند.

    ساعت ٢٠:۴۵ دقیقه به محل ایستگاه موقت شیراز وا قع در ظلع غربی شهرک صدرا برگشتم. نور برای دوربین تلفن همراه، کافی نبود.

    حیفم آمد دست خالی برگردم . بنابر این چند دقیقه ای فیلم گرفتم.

     

    این عکس ها و فیلم ها نتیجه تلاش یک روزه من آن هم در روز تعطیل “جمعه”، برای آشکار شدن حقیقت بود. حقیقتی که برخی آقایان(جواد اطاعت ها) مدعی هم استانی با بنده(استان فارس)، یا به خود زحمت سرکشی و کسب اطلاع از آن را نداده اند و یا کودکانه روی دروغ خود پافشاری می کنند.

    در انتها جا دارد از زحمات و تلاش بی دریغ خدمه قطار و ایستگاه موقت کمال تشکر و قدردانی به جا آورده شود. چراکه با تحمل همه دروغ ها و انکار ها در کنار کمبود ها و سختی کار، گمنام و بی مدعا، مسافران و زائران آقا امام رضا (ع) را بین شیراز و مشهد مقدس جابجا می کنند.

    به نیابت از طرف کارکنان قطار، گلایه ای هم از مسئولین، خصوصا مسئولین استان فارس(ایالت خود مختار!) دارم.

    وقتی با خدمه قطار صحبت می کردم آنها اعلام کردند تا کنون چندین بار خبرنگار ، عکاس و فیلمبردار، از این قطار گزارش تهیه کرده اند؛ اما هیچ وقت منتشر و اطلاع رسانی نشده. به نحوی که هنوز بسیاری از ساکنان شیراز هم از وجود این قطار، اطلاع ندارند. 

    این امر نشان دهنده کم کاری و بی توجهی مسئولین برای اطلاع رسانی و یا شاید خدایی نکرده “عمد” در بی خبر نگه داشتن مردم، است. که امید وارم این کار و گزارش جمع و جور، تا حدودی این کمبود را جبران کرده باشد.

    والسلام.

    ابر برچسب ها : , , , ,

  • سیاسی ۰۸٫۱۱٫۱۳۸۸ بدون پاسخ

    سلام.

    امروز پنجشنبه ۸ بهمن ۸۸ خبری خواندم با این عنوان “پرواز شیراز ـ لندن تا پایان امسال راه‌اندازی می‌شود”. این خبر به نقل از استاندار محترم و ولایتمدار فارس، جناب آقای احمدزاده کرمانی، بیان شده است.

    ۱- با توجه به جاذبه های توریستی و گردشگری در حوزه های تاریخی، فرهنگی و مذهبی شیراز و استان فارس، این خبر در راستای جذب توریست و توسعه صنعت گردشگری در استان، خوشایند و مطلوب به نظر می رسد.(نیمه پُر لیوان)

     

    حالا به برخی اطلاعات و اخبار به عنوان فرضیات اولیه مسئله بعدی، دقت فرمایید:

    - افزایش چشمگیر و غیر متعارف پرواز ها و رفت و آمدها در جریان وقایع قبل و بعد از انتخابات، خصوصا سفر های مکرر و مشکوک فتنه گران و وابسته گان به آنها بین تهران و لندن

    - افشا شدن دخالتهای مستقیم و غیرمستقیم دولت خبیث انگلیس در حوادث و شورش های بعد از انتخابات

    - نقش برخی افراد و مراکز در شیراز به عنوان مرکز اصلی پرورش نیروی انسانی اصلاح طلبان در ایران و اینکه خواستگاه اولیه فکری و عقیدتی برخی سران اصلاح طلب فراری و لندن نشین، همین افراد و مراکز مشکوک در شیراز بوده است.

    - و طرح اخیر نمایندگان مجلس شورای اسلامی و دولت برای قطع رابطه با انگلیس

    ۲- با قرار دادن فرضیات فوق در معادله “چرا پرواز مستقیم بین شیراز و لندن؟”؛ به جواب های خوشایندی دست پیدا نمی کنیم(نیمه خالی لیوان)؛ و اینکه چرا “لندن”؟! چرا پایتخت های دیگر اروپایی مثلا “برلین” برای این منظور در نظر گرفته نشده است؟

    اینکه آیا قرار است شیراز به دومین شهر تسخیر شده توسط فتنه گران و قانون گریزان بدل شود و فاز جدیدی از گسترش و توسعه نا امنی در کشور رقم خورد؛ مساله کوچک و قابل اغماضی نیست؛ که بتوان به راحتی از کنار آن گذشت و آن را ندیده گرفت.

    لذا از مسئولین خدوم و متعهد استانی و کشوری تقاضامند است در این خصوص توجه و دفت نظر بیشتری صورت دهند تا خدای نکرده در آینده شاهد مشکلات و معضلات جدید در کشور و استان فارس نباشیم.

    والسلام.

    ابر برچسب ها : , , , , , , ,

  • سلام.

    صبح روز دوشنبه ۵ بهمن ماه وقتی در محل کار چشمم به روزنامه نیم نگاه افتاد؛ حس کنجکاوی مرا برانگیخت.

    صفحه اول روزنامه نیم نگاه 5 بهمن 88 

    اول فکر کردم چیدمان صفحه آن به هم خورده؛ پس در صفحات داخلی آن به دنبال صفحه اول گشتم. نبود!

    نگاهی به شماره صفحات انداختم. عجیب بود! همین، صفحه اول روزنامه بود!

    صفحه اول روزنامه بین المللی صبح ایران، با نام “نیم نگاه”، و زمینه کاری، سیاسی، ورزشی، فرهنگی، اجتماعی. به صاحب امتیازی موسسه فرهنگی پیشگامان نیم نگاه و مدیر مسئولی سید محمد حسین شفاعتیان؛ بیشتر شبیه به یک “آگهی نامه” بود تا “روزنامه”.

    اول با خودم گفتم: ببین اقساط و بازپرداخت معوقه وامهای میلیاردی(دریافت شده در زمان دولت اصلاحات به اسم ساخت هتل چمران شیراز و …) چقدر به اینها فشار آورده که تا این حد کلاس خودشون را پایین آورده و به اسم روزنامه، “آگهی نامه”، چاپ می کنند.

    فقط یک چهارم صفحه اول به خبر اختصاص داده شده بود.

    با کمی دقت، چیز عجیب تر دیگری دیدم!

    معمولا رسم بر این است که تیتر اول، و خبر های منتشر شده در صفحه اول به اخبار مهم اختصاص داده می شود. اما ظاهرا در میان اتفاقات و اخبار ریز و درشت کشور، فقط دو خبر توجه تحریریه این روزنامه را به خود جلب کرده و آنها را در صفحه اول کار کرده اند.

    اخبار مهم صفحه اول روزنامه نیم نگاه 5 بهمن 88

    این اقدام بسیار عجیب روزنامه نیم نگاه در انتخاب این دو عنوان، برای صفحه اول در حالی است که در صفحات بعدی این روزنامه شاهد این عناوین هستیم:

    - رییس جمهور پس از ارایه لایحه بودجه در جمع خبرنگاران: تصویب هر دو لایحه بودجه و برنامه، امکان پذیر است
    - رییس قوه قضاییه: جریان آشکاری در جامعه قصد فتنه گری و ایجاد تفرقه دارد.
    - کم توجهی خلبان به محدودیت دید باعث سانحه هوایی شد(سانحه فرودگاه مشهد)
    - نماینده مجلس: خط ریلی فارس – خوزستان، سال آینده اعتبار می گیرد.
    - استاندار فارس عازم عمان شد.
    - بودجه ۴۱۰ میلیاردی سال ۸۹ شهرداری به شورا تسلیم شد.
    - فروش اینترنتی بلیت های نوروزی قطار شیراز آغاز شد.
    - ……

    به این ترتیب احتمال دو موضوع به ذهن خطور می کند:

    ۱- حس بشر دوستی و حمایت از مناطق محروم در مسئولین روزنامه اصلاح طلب نیم نگاه به قلیان آمده و این دو تیتر را برای صفحه اول انتخاب کرده اند.

    ۲- با چاپ عکس سردار مویدی در صفحه اول به نوعی ادای دین و تشکر از ایشان بخاطر برخی خدماتشان! انجام شده و در کنار این خبر “چهره” دهیار محترم قصرقمشه به مردم معرفی و از خدمات ایشان تجلیل شود.(چره سازی)

    به هر حال این اقدام غیر عادی جای تامل و بررسی بیشتری دارد.

    والسلام.

    —————————

    شرح ماجرای تیتر مهم!؟ : گروگان ۶ ساله در شیراز آزاد شد.

    واحد مرکزی خبر – دختر بچه۶ ساله شیرازی از چنگال ربایندگان ازاد شد.
    فرمانده انتظامی فارس گفت ساعت۱۲ روزپنج شنبه هفته گذشته۴آدم ربا با مجروح کردن راننده سرویس ، دختر بچه ۶ ساله را ربوده و متواری شدند.
    سردار مویدی گفت پس ازاطلاع خانواده این کودک ماموران آگاهی وارد عمل شدند و ادم ربایان را در شیراز شناسایی و در کمتر از ۶ ساعت این دختر بچه به آغوش خانواده اش بازگشت و ۴ نفر آدم ربا دستگیر شدند.
    سردار مویدی با اشاره به اینکه انگیزه اصلی آدم ربایان اخاذی بوده است افزود : ربایندگان از خانواده این کودک در قبال آزادیش مبلغ ۲ میلیارد تومان پول درخواست کرده بودند.

    ابر برچسب ها : , , , , ,

  • سلام.

    قطار شیراز – مشهد مدتها است که راه اندازی شده و تعدادی از دوستان و بستگان هم با آن به زیارت آقا امام رضا (ع) مشرف شده اند. اما صحت این امر هنوز برای بسیاری از مردم و حتی مسئولین در هاله ای از ابهام قرار دارد و برخی نیز در این خصوص یا ابراز تردید می کنند و یا اینکه کلا آن را منکر می شوند.

    مدتی است قصدداشتم به یکی از دفاتر فروش بلیت قطار در شیراز مراجعه کنم و اخبار و اسناد مربوطه را جهت تنویر افکار عمومی منتشر کنم. اما منِ “شیرازی”، خیلی حال و حوصله انجام این کار را نداشتم و منتظر بودم تا شاید به طریقی مدرکی به دستم برسه(یارُم میآیه؛ دلدارُم میآیه) خجالت. تا اینکه امروز صبح توفیق اجباری حاصل شد به حوالی چهارراه زند رفتم.

    از قبل می دانستم که یکی از دفاتر فروش بلیت آن حوالی هست. پس به آنجا مراجعه کرده در مورد سفر به مشهد با قطار، پرسیدم. اطلاعات به دست آمده به شرح زیر است:

    -قطاز شیراز مشهد هفته ای یک بار، جمعه ها، از شیراز یه مقصد مشهد حرکت می کند.
    - قطار از نوع درجه یک با کوپه ۴ نفره و مجهز به تلوزیون و سیستم تهویه مناسب می باشد.
    - مدت زمان سفر حدود ٢٧ ساعت است.
    -کرایه رفت و برگشت هر نفر ٧٧،۶٠٠ تومان است. 
    -قطار برگشت(مشهد به شیراز) هر پنجشنبه از مشهد مقدس به سمت شیراز حرکت می کند.

    پرسیدم چرا درسایت رجا وجود ندارد؟ گفت: چون همه بلیت ها تا حالا پیش فروش شده بوده. اما از این پس در سایت هم هست. گفتم میگن قطار شیراز-مشهد مشکل داره؛ گفت: غیر از کندی سرعت تا اصفهان، مشکل دیگری نیست.

     

    رفتم سراغ اینترنت و سایت رجا.

    توی صفحه اصلی سایت و فایل “برنامه حرکت پاییز و زمستان” اسمی از شیراز ندیدم.

    وارد صفحه خرید اینترنتی بلیت قطار شدم. دیدم! دیدم! نام “شیراز” را در لیست شهرها دیدم لبخند.

    مراحل خرید بلیت را تا قبل از پرداخت پول طی کردم که تصویر آن را اینجا می بینید.

    خرید بلیت قطار شیراز - مشهد

    و به این ترتیب صحت خبر فعال بودن قطار مسیر شیراز – مشهد به اثبات رسید.

    موفق باشید.

    ابر برچسب ها : , , , , ,

  • سلام.

    بعد از حماسه میلیونی امت حرب الله و مردم همیشه در صحنه سراسر کشور، در ٩ دی ماه، که متاسفانه به دلیل بیخردی و بی کفایتی مسئولین شهری، مردم شیراز در این حماسه میلیونی، نقش چندانی نداشتند، فاز دیگری از کودتای مخملین کلید خورد و دور جدید عملیات روانی آغاز شد.

    این مرحله را به دلیل شباهت های آن، می توان فاز “قرآن سرِ نیزه” نامید.

    در فاز جدیدِ “قرآن سر نیزه” سران کودتا و فتنه با تغییر اندکی در شعار و مواضع، ظاهرا به سمت مردم و انقلاب رو کرده و کاملا با احتیاط و موزیانه، به تکرار بعضی از سخنان و مواضع دلسوزان نظام و انقلاب رو آورده اند. مثل رد ضمنی و دو پهلوی “تقلب”، تقبیه ضمنی فجایع عاشورای حسینی ٨٨ و … .

    از دیگر سو با مطرح کردن شعار “وحدت ملی” و “آشتی ملی” سعی در القای حسن نیت خود به عوام و برخی خواص سست عنصر، دارند. امری که تا امروز در آن به برخی موفقیت های نسبی، دست یافته اند.

    یکی دیگر از اهداف شعار “وحدت ملی”، فرار از مجازات و پاسخگویی در قبال جرائم گذشته، است. این حرکت جدید را ”مرکز فرماندهی راهبردی” فتنه گران، سیاستگزاری، هدایت و حمایت می کند. متاسفانه این ستاد فرماندهی، در مکان یکی از ارکان نظام قرار دارد و فرماندهی آن را چندین سال است که پدرِ “دخترِ اغتشاشگرِ علاقمند به ساندویچ!”، بر عهده گرفته و از اموال بیت المال، علیه نظام و انقلاب استفاده می کند.

    در این میان، سخنان اخیر اسفندیار رحیم مشایی، که هنوز مشروح و اصل آن را پیدانکرده ام، بهانه و امتیاز بسیار خوبی برای تکمیل فاز “قرآن سر نیزه” فتنه گران، به حساب می آید.

    فتنه گران مکار هم با ولع تمام از این فرصت بوجود آمده استفاده کرده با بزرگنمایی این موضوع توجه ها را از کید، حیله و خیانت های خود به سمت رحیم مشایی، و درست در مسیر دلخاه خود منحرف نمودند.

    ابتدا با ترسیم جبهه ای “مجازی”، حامیان رحیم مشایی، دوستداران و حامیان رئیس جمهور، مخالفین و منتقدین خود را کلا، در یک جبهه و در مقابل خود قرار داده اند. سپس با بزرگنمایی و وصل کردن اقدامات مشایی به دولت و حامیان آن، دو هدف عمده را پیگیری می کنند:

    ١- انحراف افکار عمومی از جبهه نفاق و فتنه به سمت جبهه مجازی جدید و سرگرم ساختن آنها به درگیری های داخلی و درون جبهه ای.

    ٢- القاء این نکته که هر کس قصد نقد و رد سخنان مشایی را دارد باید الزاما تلنگری هم به دولت و حامیانش بزند و از دیگر سو از خردورزی و تعهد اصحاب “قرآن به نیزه زده” حمایت کند.

    متاسفانه تا حدودی هم موفق بوده اند.

    امروز جواب انتقادات و گلایه های خود را که با عناوین  ما “مو” می بینیم و مقام معظم رهبری، “پیچش مو” ! ،  انتقادی به رهبر معظم انقلاب اسلامی! و  انتقادی به رهبر معظم انقلاب اسلامی! (۲)  نسبت به مقام معظم رهبری بیان کردم را به خوبی دریافته و درک می کنم. البته پیش از این هم حدس میزدم این قوم مکار و فتنه گر قصد انجام چه کاری را دارند و آمده اند تا ماجرای جنگ صفین و حکمیت و صلح حسنی را تکرار کنند. به همین خاطر دوست داشتم، مقام معظم رهبری زودتر تکلیف مردم را با فتنه گران روشن کنند تا ماجرا به اینجا نکشد. اما به همان دلیل که علی مرتضی(ع) و حسن مجتبی(ع) “صبر” کردند، علی زمانه هم مجبور به صبر است تا شاید تعدادی ”سردار با بصیرت” پیدا شده و او را یاری نمایند.

    در روزهای اخیر شاهد بازی برخی دوستان بازی خورده در زمین فتنه گران، و با قاعده مدنظر آنها، که شرح آن بیان شد، هستیم. در این بین به تغییر مسیر ”ناخواسته” دو وبلاگ که مورد علاقه من بودند، به عنوان “نمونه”، اشاره می کنم؛ وبلاگ آهستان و وبلاگ منبرنت.

    قبل از اینکه مطلب را ادامه دهم لازم است یادآوری کنم که اینجانب تا کنون هیچ شماره ای از نشریه همت را ندیده و نخوانده ام. قصد دفاع از آن را هم ندارم.

     

    وبلاگ آهستان
    —————-
    وبلاگ آهستان از مطلب و عکس منتشر شده توسط نشریه همت شروع کرد و با انتقاد از قرارگرفتن نام برخی افراد در کنار نام و تصویر فنته گران، مطلب را ادامه می دهد. در آن زمان مطلبی در نقد نحوه انتقاد آهستان با عنوان ” اتهام “همراهی با هاشمی”!” نوشتم.

    آهستان با مرتبط کردن نشریه همت به رحیم مشایی و مطالبی که در پی آن می نویسد، عملا خود را وارد “جبهه مجازی” فتنه گران کرده و ناخواسته همان می کند که آنها ترسیم کرده اند.

    به این جملات دقت کنید:

    “اما دیگر نمی‌شود سکوت کرد. یعنی عقل و دین و منطق و وجدان و انصاف اجازه نمی‌دهد که آدم ساکت بشود. توهم را باید کنار گذاشت. هیچ «احمدی‌نژادکشونی» در کار نبود و نیست. اولین ضربه را به احمدی‌نژاد، خود او زد و دوستان متعصبش. در اینکه خیلی‌ها از احمدی نژاد خوششان نمی‌آید شکی نیست، اما احمدی‌نژاد هم از خیلی‌ها خوشش نمی‌آید. حتی خیلی بیشتر از طرف مقابل! پس چه فرقی دارد؟”

     در این جملات مشاهده می کنیم که نویسنده ناخواسته با قرار دادن مشایی، دولت و حامیان آن در کنار هم و در مقابل فتنه گران، “جبهه مجازی” مد نظر فتنه را همانطور که آنها می پسندند ترسیم می کند. در آخر این پاراگراف جمله سوالی مطرح میشود که بسیار عجیب و نابجا است. “ اما احمدی‌نژاد هم از خیلی‌ها خوشش نمی‌آید. حتی خیلی بیشتر از طرف مقابل! پس چه فرقی دارد؟

    نویسنده با مطرح کردن این سوال عملا خود را در جایگاه یک تماشاچی قرار داده که از روی سکو به نبرد یا مبازره دو نفر نگاه می کند که با دیدن حملات و خشونت ذاتی نهفته در نبرد، بدون در نظر گرفتن علل و نیت طرفین و صرفا با استناد به ظاهر امر از خود می پرسد “فرق این دو نفر با هم چیست؟ هر دو مثل هم هستند!” کاری هم به حق و باطل میدان نبرد ندارد. 

    در ادامه به عبارت “ هیچ «احمدی‌نژادکشونی» در کار نبود و نیست” توجه فرمایید. همه به خوبی می دانیم که محمود احمدی نژاد امروز زنده است و کشته نشده؛ استفاده نشریه همت از عبارت “احمدی نژاد کشون”، اشاره به پروژه “ترور شخصیتی” محمود احمدی نژاد دارد که توسط فتنه گران از همان سال ٨۴ آغاز شد و خود آنها نام آن را رسما پروژه “نه؛ احمدی نژاد” گذاشتند.

    انکار این موضوع و “توهم” دانستن آن از طرف فردی که خود را پیرو ولایت می داند، اقدام بسیار عجیبی است؛ چرا که مقام معظم رهبری چندین بار قبل و بعد از انتخابات مستقیم و غیر مستقیم به این موضوع اشاره داشتند.

    “حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تلاش برخی افراد برای سیاه نمایی در فضای جامعه و ایجاد اغتشاش ذهنی و تردید در مردم افزودند: ملت ایران ملتی مؤمن، صادق و با عزم راسخ است و همان ملتی است که این انقلاب عظیم را به پیروزی رساند و سی سال با قدرت از نظام اسلامی دفاع کرد. … این دستاوردهای نظام اسلامی، به راحتی محقق نشده است که عده ای بخواهند به دلیل اغراض شخصی و دشمنی با دولت، در اصل نظام خدشه وارد کنند. این نمونه ای از بیانات مقام معظم رهبری پیش از انتخابات در تاریخ ١۵/٠٨/١٣٨٧

     “حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به مقصر بودن دو طرف مناظره ها افزودند: یک طرف به رئیس جمهور قانونی کشور، صریحترین و خجالت آورترین اهانتها و تهمتها را بیان می کرد و با پخش کارنامه های جعلی برای دولت، رئیس جمهور متکی به آرای مردم را دروغگو، خرافاتی و رمال می نامید و اخلاق و قانون و انصاف را زیر پا می گذاشت و طرف دیگر هم، با اقداماتی مشابه، کارنامه درخشان ۳۰ ساله انقلاب را کمرنگ جلوه می داد و شخصیتهایی که عمرشان را در راه نظام صرف کرده اند زیر سؤال می برد و اتهاماتی را که در مراجع قانونی اثبات نشده است بیان می کرد.” نمونه ای از بیانات مقام معظم رهبری پس از انتخابات و در نماز جمعه ٢٩/٠٣/١٣٨٨

    در ادامه نویسنده محترم وبلاگ آهستان، می نویسد: “اینجاست که باید فکری جدی برای مقابله با این جریان خطرناک کرد. در چند ماه گذشته بنا به ضرورت و حساسیت مسائل دیگر، کمتر به این مساله پرداختیم، اما وقت آن است که کاری کنیم.

    منظور نویسنده از “جریان خطرناک”، جریان فکری است که به ادعای ایشان، قصد دارد همه مخالفان احمدی نژاد را وابسته به “سیستم هاشمی رفسنجانی” معرفی کند. 

     نویسنده با بیان این که “وقت آن است که کاری کنیم”. به نوعی مطلب را بیان می کند که گویی فتنه خاتمه یافته و امروز کاری مهمتر از رسیدگی به مواضع نشریه همت و آن “جریان خطرناک” نداریم. این نوع نگارش نویسنده وبلاگ آهستان نشان می دهد او ناخواسته فریب بزرگنمایی های فتنه گران را خورده و ذهنش از موضوع اصلی منحرف و به آنچه برای امثال وی ترسیم شده منحرف شده است.

    پس از این، مطلب وبلاگ آهستان، که با عنوان “پشت پرده نشریه همت چه کسانی هستند؟!” منتشر شد؛ و فیلتر شدن عجیب چند روزه آن، نویسنده کاملا در دام افتاده و دیگر ذهنش از مساله اصلی یعنی پیگیری ماجرای فتنه، منحرف شده است. بطوری که در مطالب بعدی خود که آخرین آن تا زمان نگارش این نوشته، با عنوان “ما مشایی را دوست داریم!“، ضمن دور ماندن و نپرداختن به فتنه، بطور کامل در جبهه فنته گران مستقر شده و انواع و اقسام حملات را به بهانه مشایی، نثار دولت و حامیانش می کند.

    در اینجا مثالی آورده و آن را باکلام مقام معظم رهبری ختم می کنم

    فرض کنید در خانه بر اثر حادثه ای (مثلا زلزله)، آتش سوزی رخ دهد و همزمان لوله های آب هم آسیب ببیند. اول به کدام “خطر” و “تهدید” می پردازید؟ آیا غیر از این است که ابتدا و بدون فوت وقت به سراغ “خطر بالفعل” آتش سوزی می روید و سعی در مهار آن دارید؟ آیا در چنین شرایطی پرداختن به “تهدید بالقوه” ترکیدگی لوله آب، توجیه منطقی دارد؟ مسلما عقل حکم می کند ابتدا “خطر بالفعل” را دفع نموده بعد از آن به سراغ “تهدید بالقوه” برویم.

    “رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنانشان درباره حمایتهای رهبری از دولت و رئیس جمهور خاطرنشان کردند: دولت کنونی و رئیس جمهور محترم، مثل همه انسانها، دارای نقاط ضعف و قوت هستند و بنده فقط از نقاط قوت حمایت می کنم و هرکس دیگری نیز این گرایش، تحرک و جدیت را از خود نشان دهد مورد حمایت من خواهد بود.
    حضرت آیت الله خامنه ای در همین زمینه خاطرنشان کردند: تأکید بر نقاط ضعف، به سیاه نمایی و ناامیدی می انجامد ضمن اینکه موضع گیری علنی در مقابل نقاط ضعف، بسیاری از مواقع به حل مشکل کمکی نمی کند بنابراین و براساس منطق، فقط هنگامی که چاره دیگری نباشد باید در مقابل نقاط ضعف، موضع علنی گرفت

    لازم به توضیح است که اینجانب به هیچ عنوان قصد دفاع از نشریه همت و یا جسارت و توهین به نگارنده عزیز وبلاگ آهستان و منبرنت را ندارم؛ بلکه هدف ارائه نمونه(case) از قربانیان ناخواسته فتنه گران و روشنگری درباب نحوه عملکرد آنهاست.

     

    وبلاگ منبرنت
    ————–
    نگارنده عزیز و گرامی وبلاگ منبرنت با انتخاب عنوان “معضلی به نام احمدی‌نژاد” از همان آغاز توجه را به خود جلب می کند. در ادامه با اشاره به فیلتر شدن وبلاگ آهستان، علت احساساتی شدن خودرا بیان کرده و نشان می دهد که روند فریب افکار عمومی در فاز جدید “قرآن سر نیزه” فتنه، می تواند به صورت زنجیره ای و غیر مستقیم عمل کرده و دوستان را به دام بیندازد.

    در ادامه نویسنده منبرنت می آورد

    “درواقع عصبانیت بسیاری از فعالان سیاسی اصلاح‌طلب( و مخالفان اصولگرای احمدی‌نژاد) از نوع صحبت‌ها و تحرکات عجیب و غریب احمدی‌نژاد در چهره چند مهمان کاملا قابل تشخیص بود و همه این ایرادات هم بخاطر ساختار شخصیتی «احمدی‌نژاد» است.یک‌دندگی، عدم توجه به جوانب مختلف سیاسی و اجتماعی هنگام موضعگیری، عزل و نصب‌های عجیب و غریب و ادعاهای ثابت نشده در ارائه آمارهای اقتصادی و سیاسی..”
    “تا قبل از انتخابات فقط احمدی‌نژاد دروغگو بود، اما پس از آن این دروغگوئی به نام کل نظام تمام شد و هزینه‌های واقعا جبران ناپذیری که نظام باید پرداخت می کرد.”
    “اصلی‌ترین دلایل مهمانان اصلاح‌طلب برنامه «رو‌به فردا» چند ایراد اساسی و اشتباهات احمدی‌نژاد بود.دلایلی که باعث شد نظام جمهوری اسلامی ایران بیش از هفت ماه با آن درگیر باشد”

    جملات فوق نشان می دهد که چگونه جریان فتنه با “قرآن سر نیزه” نگارنده عزیز ما را درگیر پروژه منسوخ شده “نه، احمدی نژاد” کرده و عملا همان ادعاها و تهمت های پیش از انتخابات فتنه گران را امروز، در قلم این دوستمان مشاهده می کنیم.

    فتنه گران هم با شعار نجات جمهوری اسلامی ایران از دست دروغگویی ها و سوء مدیریت احمدی نژاد پا به عرصه انتخابات گذاشتند. آنها با همین شبهات، توانستند مردم را فریفته  و به آنها القاء کنند که مطالب آنها صحت دارد و هر آنچه غیر از آن است دروغ است. با همین روش هم قاطعانه به هواداران خود القاء کردند که “ما بیشماریم” و اگر موسوی رای نیاورد حتما “تقلب” شده.

    نویسنده محترم وبلاگ منبرنت اگر واقعا قصد ریشه یابی و شناسایی مقصر اصلی وقایع و فجایع بعد از انتخابات را دارد؛ باید ابتدا فرضیات خود را محکم و مستدل انتخاب نموده، سپس تحلیل و نتیجه گیری کند؛ نه آنکه پایه فرضیات خود را بر صحنه آرایی و القائات کذب و موهن فتنه گران قرار دهد و در مسیر مد نظر آنها حرکت کند.

    پس اول باید ادعای فتنه گران را اثبات نماید، سپس به آن استناد کند.

    در ادامه می آورد:
    “اگرچه معتقد هستم هسته اصلی جریان منتقد نظام( چه در خیابان‌ها و چه در رسانه‌ها) می‌خواهند سربه تن نظام اسلامی نباشد و هرشب در رویای شکست نظام جمهوری اسلامی می خوابند، اما طیف وسیعی از مردم عادی و هزاران نفر از آنهائی که تا همین چند ماه پیش حامی نظام بودند و هم‌اینک کمترین حرمتی برای رهبری قائل نیستند دو چیز است:عصبانیت از احمدی‌نژاد و قرارگرفتن در گرداب تبلیغات دشمن.”

    نگارنده [علت انحراف] مردم را در عصبانیت از احمدی نژاد و قرار گرفتن در گرداب تبلیغات دشمن بیان می کند. در حالی که با توجه به توضیحات بالا علت اصلی عصبانیت مردم، قرار گرفتن در دام تبلیغات و القائات دشمن و فتنه گران است. آنقدر دروغ گفتند تا بسیار باور کردند.

    منظور بنده این نیست که دولت نهم خالی از اشکال بوده بلکه دولت نهم هم مثل دولت های گذشته اشکالاتی داشته با این تفاوت که از آغاز دولت نهم تا آخر گروهی با سیاه نمایی و دروغ و بزرگنمایی برخی مسائل، وضعیتی ملتهب و آشفته را در اذهان مردم پدید آوردند و آنها را فریب دادند. ریشه مشکلات اینجاست نه عصبانیت مردم از احمدی نژاد.

    نویسنده محترم وبلاگ منبرنت در مطلب بعدی خود با عنوان “ادامه شناخت معضل” ضمن در پیش گرفتن مسیری منطقی تر همچنان بر محکوم کردن احمدی نژاد بر پایه ادعاهای فتنه گران پافشاری می کند. وی با آوردن مثالی در مورد فردی که به دیگری “تنه” می زند و فرد تنه خورده در عوض یا او را می کشد یا اموالش را به آتش می کشد، قصد دارد هر دو طرف را عادلانه ماخذه نماید. وی در ادامه چنین می نویسد: “این افراد به بهانه ایرادات احمدی‌نژاد و تخلفات او در زمان انتخابات در حال به‌هم ریختن کل نظام و مملکت هستند.باید پس از پذیرش اشتباهات احمدی‌نژاد “

    اما سوال اینجاست که چرا محاکمه را بر پایه ادعای دروغین “تنه خوردن” انجام می دهید؟ در حالی که اول باید ثابت شود که “تنه زدنی” در کار بوده؛ بعد بررسی کنید چرا یکی تنه زده و چرا دیگری کشته یا آتش زده.

    همه به خوبی میدانیم که بسیاری از بهانه ها، اسناد و مدارک فتنه گران، توهم و دروغی بیش نبوده و نیست. آن دسته از ادعاها هم که در ظاهر “واقعیت” دارند در واقع یا “حقیقت” ندارند یا “حقیقت” آنها  با آنچه فتنه گران می گوید کاملا متفاوت است. لذا باید اول صحت “بهانه” های آنها اثبات شود.

    در ادامه وبلاگ نویس عزیز منبرنت می افزاید:
    “اما اعتقاد شخصی من این است که اقدامات تاسف‌بار احمدی‌نژاد در عزل و نصب‌ها،موضع گیری‌های عجیب و غریب و اطرافیان مسئله دار او بهترین زمینه بود برای دشمنی که ۳۰ سال است که در انتظار حمله به این نظام نشسته است.جماعت عصبانی هم که به گروه سبزها پیوسته بودند و نمی‌توان از آنها انتظار داشت بلافاصله فردای انتخابات از تعصب چند‌ماهه خود دست بردارند.”

    ایشان با بکار بردن عبارت “اقدامات تاسف بار”، به مسائلی اشاره می کنند که اصلا برای فتنه گران اهمیت نداشته و در موضع گیری و مطالبات آنها جایگاهی ندارد؛ ضمن آنکه بسیاری از این به اصطلاح “اقدامات تاسف بار”  پس از انتخابات دوم خرداد رخ داده و هیچ ربطی به آن زمان ندارد. در اینجا هم باید خدمت نگارنده محترم وبلاگ منبرنت عرض کنم که روح حاکم بر بسیاری از “اقدامات تاسف بار” مد نظر شما چیز دیگری است و با آنچه فتنه گران و ساده لوح ها در جامعه و در میان مرد ترویج می کنندکاملا متفاوت است؛ که در این خصوص، انشاء الله در فرصتی مناسب چند جمله ای خواهم نوشت.

    در آخر به خود و همه دلسوزان انقلاب و نظام (فارغ از گرایش سیاسی آنها) یه عنوان یک برادر کوچک و شهروندی عادی توصیه می کنم ضمن شناخت صحیح دشمن و فتنه گران کاملا هوشیار بوده و تمامی حرکات آنها را با دید “تشکیک” و “تحقیق” مورد مطالعه و کنکاش قرار دهیم تا خدایی نکرده در دام آنها گرفتار نشده و به خطا نرویم.

    والسلام.

    ابر برچسب ها : , , , , , , , ,

  • سلام.

    در آخرین ساعات شامگاه ٢٧ دی ماه ٨٨، گوینده خبر استانی با ذکر جمله “به خبری که همینک به دست من رسید توجه فرمایید”  اعلام کرد: هیئت امنای جدید مسجد قبا انتخاب شده و از این پس این مسجد به صورت هیئت امنایی اداره خواهد شد. در ادامه این خبر آمده: پایگاه مقاومت بسیج مسجد با نام “بحر ولایت” هم راه اندازی شد.

    گوینده، اخبار تکمیلی را به فردا موکول کرد.

    همان شب با پرس و جو از دوستان اطلاع یافتم که این تصمیم در پی مصوبه شورای تامین و با دستور مستقیم وزیر کشور، اتخاذ شده است.

    اما اینکه آیا واقعا دستوری از طرف وزیر کشور در این خصوص صادر شده است و یا اینکه این ترفندی بوده از طرف برخی مسئولین استانی، برای توجیه این عمل، هنوز مشخص نیست.

    در ادامه بررسی ها مشخص شد که امام جماعت مسجد قبا، همچون گذشته به خود علی محمد دستغیب واگذار خواهد شد.

    تنها تغییر به وجود آمده اضافه شدن پایگاه مقاومت بسیج و هیئت امنا می باشد که معلوم نیست با وجود اختلاف نظر شدید طرفین چگونه اداره خواهد شد و نتیجه اختلاف نظر و اصطکاک های احتمالی فی مابین به کجا خواهد انجامید.

    البته هنوز اسامی اعضای هیئت امنا منتشر نشده و از ترکیب عقیدتی و سیاسی آنها اطلاعی در دست نیست.

    این اقدام عجیب شورای تامین استان فارس در بازگرداندن دوباره مسجد، به اهالی سابق آن، پس از پلمپ چند روزه آن را از دو منظر کلی میتوان بررسی نمود. 

    ١- اینکه طرفین به اشتباهات خود پی برده و ضمن عذر خواهی از یکدیگر و طلب و حلالیت از این پس در جهت اصلاح امور و تحکیم وحدت گام برداشته تا بساط بیانیه دادن و لشکر کشی برچیده شود. اگر چنین باشد؛ بهترین حالت ممکن و مطلوب همه مردم و مسئولین دلسوز خواهد بود.

    ٢- با اعمال فشار و تهدید، یک طرف و یا طرفین از برخی مواضع خود موقتا کوتاه آمده تا در فرصت مناسب اقدامات مقتضی صورت پذیرد. در این صورت باید منتظر شعله ور شدن دوباره “آتش زیر خاکستر” در آینده ای نه چندان دور باشیم. شعله ای که این بار به دلیل بی اعتمادی به مسئولین استانی دیگر با وساطت آنها قابل کنترل نخواهد بود و به احتمال زیاد برخی از مسئولین را هم دچار “سوختگی” شدید خواهد کرد.

    الله اعلم.

    ———————————————–

    یک خبر تاسفبار و عقب نشینی دیگر: سردار علی موئدی فرمانده انتظامی استان فارس در مصاحبه با خبرگزاری ایرنا، احداث پایگاه مقاومت بسیج “بحر ولایت” در مسجد قبا را منتفی دانست

    لینک خبر فک پلمپ مسجد قبا: http://www.parlemannews.ir/index.aspx?n=7480

    ابر برچسب ها : , , , , , , , ,

  • سیاسی ۰۴٫۱۱٫۱۳۸۸ بدون پاسخ

    سلام.

    چند روز پیش وبلاگ آهستان مطلبی در نقد حمله نشریه همت به هاشمی رفسنجانی نوشت که باعث فیلتر شدنش شد.

    در این مطلب وبلاگ آهستان، از اینکه برخی افراد مثل آیت الله جوادی آملی، توسط نشریه همت به عنوان یاران هاشمی عنوان شده اند انتقاد نمود.

    اما غیر از این، از روی احساسات و جو گرفتگی به نوعی اقدام به تطهیر اتهامات وارده به خاندان هاشمی رفسنجانی، می نماید.

    در این خصوص جواب کوتاهی زیر فید “آهستان فیلتر شد!” نوشتم.

    آن مطلب را در اینجا هم عنوان می کنم تا شاید، اینجا هم فیلتر شود.ساکت

     

    سلام.
    فیلترینگ مبارک!
    خیلی تند رفتی و برخلاف گذشته این بار از این طرف بام افتاده اید.
    این که بخاطر یک خطا به یکباره کل مافیای هاشمی رفسنجانی و فرقه “هاشمیون” را انکار کنید اصلا روش درستی نیست.

    این کار شما درست شبیه به همان کار نشریه همت است که همه مخالفان را در لیست لشکر هاشمی رفسنجانی قرار داده.

    اگر هم تا امروز فکر میکردید که علی لاریجانی و باهنر هیچ نسبتی با فرقه هاشمیون ندارند باید خدمت شما عرض کنم که حسابی گمراه بوده اید. این دو نفر بازوی اجرایی هاشمیون در مجلس هستندکه در کنار امثال مطهری زیر شاخه “محسن رضایی” از فرقه هاشمیون را تشکیل می دهند.

    هاشمیون فرقه های مختلف با سرشاخه های مشخص خود دارند. همه یک حرف میزنند اما با زبان های متفاوت.

    اما اینکه برخی افراد بی طرف و یا جو زده و فریب خورده هم در لیست نشریه همت به عنوان یاران هاشمی آمده اند؛ حق باشما است. باید در چینش مهره ها بیشتر دقت می کردند تا خدایی نکرده اتهام ناروا و زشت “همراهی با هاشمی” به بی گناهان زده نشود.

    ابر برچسب ها : , , ,

  • سلام علیکم.

    گلایه ای دارم، خدمت مقام معظم رهبری.

    این گلایه از سر بی اعتمادی، به عرایض و فرمایشات شما نیست. بلکه گلایه ای است بر عملکرد چندین ساله مسئولین ودستگاه های مختلف، حکومتی و حاکمیتی در خصوص اجرای قانون و عدالت؛ در حد درک و فهم اینجانب.

    مقام معظم رهبری، در سخنرانی ۱۹ دی ماه، بار دیگر، ما را به پیگیری امور از مجاری قانونی فرا می خوانید.

    چند سوال اساسی حول این فرمان شما پیش می آید: کدام مجاری قانونی؟ کدام ارگان؟ کدام مسئول قانونی؟

    بیش از ۱۰ سال است که مردم خواستار رسیدگی به جرائم و اتهامات خاندان هاشمی رفسنجانی و برخی از سران و مسئولین سابق کشور و وابستگان به آنها (زین پس آنها را “هاشمیون” می نامیم) هستند. اما تا امروز دستگاه قضا،کاری نکرده. بارها شاهد بودیم با اِعمال قدرت و نفوذِ خودِ متهمین یا حامیان آنها پرونده ها یا راکد مانده و یا هنوز، باز نشده، بسته می شوند.

    در عوض هرگاه در جایی از کشور صدایی به نشانه اعتراض به بی عدالتی و اعمال فرا قانونی این قوم، بلند شده، فورا آن را با تمسک به ابزار های ظاهرا قانونی خفه کردند.
    این اتفاقات به روشنی به مردم نشان می دهد که گروهی کاملا ساختار یافته، هماهنگ و با برنامه ریزی(مافیا) قصد ابتر گذاشتن قانون و سوء استفاده از آن را دارند.

    “هاشمیون”، خصوصا خانواده آقای علی اکبر هاشمی رفسنجانی، در حوادث و اغتشاشات اخیر، تقش کاملا محوری، روشن و آشکاری دارند. اسناد غیر قابل انکاری هم در این خصوص منتشر شد و همه دیدند.

    چندین بار، فیلمِ دخترِ رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را در حال “خرید ساندویچ؟!” در میان اغتشاشگران منتشر شد. چند بار او را به جرم “خرید ساندویچ”، بازداشت کردند. در کنار ایشان تعدادی دیگری از جوانان “ساندویچ خور” را هم گرفتند. اما تفاوت آن بازداشت با بازداشت سایرین از زمین است تا ثریا!

    اگر “ساندویچ خوردن” و شعار علیه نظام دادن جرم است، چرا برای همه یکسان نیست؟ چرا باید دختر یکی از سران نظام با اسکورت و تشریفان به پدرش تحویل شود ولی سایرین را با باتوم مورد نوازش قرار داده، پرونده تشکیل دهند و دادگاهی کنند؟
    کجای این اعمال “عدالت” است؟

    چرا هیچوقت عدالت نمی تواند و یا نمی گذارند و یا اینکه نمی خواهند که یقه خاندان هاشمی و “هاشمیون” را بگیرد؟

    چرا “عدالت”، فقط باید گریبان گیر مستضعفین و طبقات پایین جامعه باشد؟

    امروز، با گذشت بیش از ۱۰ سال،  بی عدالتی و بی کفایتی دستگاه های ذیربط و مجریان قانون و عدالت، چطور می توانیم به درستی، پاکی و صداقت و صحت دستگاه های مجری قانون اعتماد کنیم؟

    این کشور ۳۰ سال است که صاحب قانون اساسی مبتنی برمبانی اسلام شده و “قانون” دارد. اما وقتی خود مجریان و حافظان قانون در بالاترین سطوح نظام، قانون را ندیده می گیرند وبه کررات و به بهانه های مختلف مثل “مصلحت”(که معلوم نیست معیار سنجش و تشخیص این مصلحت کیست و چیست؟) آن را دور می زنند، چگونه از مردم انتظار دارید به آنها و عملشان اعتماد کنند؟

    زمانی که شما در سخنرانی ۱۹ دی ماه خود فرمودید “دستگاه‌‌‌‌هاى مسئولى وجود دارند، قانون وجود دارد؛ بر طبق قانون، بدون هیچگونه تخطى از قانون، بایستى مُرّ قانون به صورت قاطع انجام بگیرد”، سوگند می خورم، بسیاری، همچون من آشکار و نهان، پرسیدند “آقا! کدام قانون؟ کدام دستگاه؟”

    شما به عنوان رهبر و ولی امر ما فرمان به صبر و سکوت دادید، همانگونه که پس از کودتای ۱۸ تیر، فرمان دادید. چندین سال است که ما هم سکوت کردیم و منتظریم که مجاری قانونیِ کشور، وظایف قانونی خود را انجام دهند. ولی خدا وکیلی چقدر پیشرفت حاصل شد؟ اگر پیشرفتی کرده بودند که امروز شاهدکودتای مخملین همان کودتا گران ۱۸ تیر، نبودیم.

    پس از قیام مردمی ۹ دی و حماسه ای که خلق شد، لرزه بر اندام کودتا گران و منفعت طلبها افتاد. فهمیدند که علیرغم تصرف و تسلط بر بسیاری از ارکان نظام، هیچ، جایگاهی در میان مردم ندارند و هر آن، ممکن است مردم، همانگونه که در اوایل انقلاب با “خاندان پهلوی” انجام دادند، آنها را هم در خیابان محاکه و به دار مجازات باویزند. لذا ترسیدند، و در فراری رو به جلو؛ امروز، سخن از “مصلحت” و “وحدت ملی” به میان می آورند؛ تا به این وسیله با به نمایش گذاشتن پرده ای دیگر از کودتای مخملین، ضمن مظلوم نمایی و فریب مجدد افکار عمومی، خود را از محاکمه و مجازات برهانند؛ تا در فرصتی دیگر و با کودتایی نو بازگردند.

    “وحدت” و “آرامش” خیلی خوب است، و مطلوب همه. اما به چه قیمتی؟ به قیمت باج دادن به کودتا گران؟ مگر تا امروز چند بار این فرصت را به آنها نداده ایم؟ نتیجه چه شد؟ غیر از آنکه هر روز محکم تر و با برنامه ریزی دقیق تر و پیچیده تر نسبت به قبل، جلوی مردم و نظام قد علم کردند؟ مگر عامل اصلی به مخاطره افتادن وحدت و آرامش مردم، اعمال غیر قانونی، خود خواهانه و فریبکارانه همین آقایان نبوده؟ حال چطور می توان بدون از بین بردن عامل، معلول را بهانه ای برای “مصلحت” قرار دهیم؟ چه ضمانتی هست که بار دیگر و در فرصتی مناسب، همین قوم، دوباره وحدت و تمامیت کشور را تهدید نکنند؟

    چند روزی هم هست که بدون شاکی، شاهد برخورد خودسرانه دستگاه قضایی با منتقدین به خاندان هاشمی رفسنجانی هستیم؛ با بهانه “توهین و جسارت” به مسئولین نظام (که شما تنها کسی هستید که می توانید این بهانه را از دست آنها خارج کنید) و یا هر بهانه خودساخته دیگری. این عمل نه تنها تداعی کننده “عدالت” نیست بلکه القاء کننده حرکتی هماهنگ و برنامه ریزی شده برای خفه کردن اعتراضات مردمی علیه بی عدالتی ست. این قبیل اعمال شتابزده  نتیجه ای ندارد، جز جسورتر شدن، قانون گریزان.

    رهبرا! فرمان شما مطاع! ما “مو” می بینیم و شما “پیچش مو”. ولی خواهش می کنم؛ التماس می کنم؛ نشانه و علامتی از امید به اجرای “عدالت” و” قانون” به معنای واقعی آن، به ما نشان بدهید تا بلکه برای چند صباحی دیگر به قانون و مجاری قانونی امید وار شده و لب فر بندیم.

    والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

    موفق و موید باشید.

    فرزند کوچک شما.

    ابر برچسب ها : , , , , , , , , , ,

  • امروز اخباری از خاتمی و رفسنجانی در رسانه ها منتشر شد.

    معمولا انتشار هماهنگ این نوع اخبار، زمینه ساز وقایع آینده است.

    واقعه ای که در صورت رخداد به معنای “ختم” و “دفن” مفهوم واقعی واژه “عدالت” و جایگزینی آن با “مصلحت” است.

    پناه میبرم به خدا از شر و کید شیاطین! عصبانیگریه

    لینک کمکی خاتمی و رفسنجانی

    ابر برچسب ها : , , , , , , , , ,

  • “من البته توى این جلساتى که با شماها داریم، حیفم مى‌آید که جز حرف علمى و جز حرف معنوى و جز نصیحت، حرف دیگرى بزنیم و وارد مقولات سیاسى و این چیزها بشویم؛ اما دیگر حالا در این مقدارش ناگزیر و ناچار بودم. اینى هم که گفتند از رهبرى انتقاد نمیکنند، شما بروید بگوئید انتقاد کنند. ما که نگفتیم از ما کسى انتقاد نکند؛ ما که حرفى نداریم. من از انتقاد استقبال میکنم؛ از انتقاد استقبال میکنم. البته انتقاد هم میکنند. دیگر حالا جاى توضیحش نیست؛ انتقاد هم هست، فراوان هست، کم هم نیست؛ بنده هم میگیرم، دریافت میکنم و انتقادها را میفهمم.”
    مقام معظم رهبری: ۰۶/۰۸/۱۳۸۸

    “میخواهم عرض بکنم جوانهاى عزیز مراقب باشند، مواظب باشند که هرگونه کار بى رویه‌‌‌اى، کمک به دشمن است… در شرائطى که دشمن با همه‌‌‌ى وجود، با همه‌‌‌‌ى امکاناتِ خود درصدد طراحى یک فتنه است و میخواهد یک بازى خطرناکى را شروع کند، باید مراقبت کرد او را در آن بازى کمک نکرد. خیلى باید با احتیاط و تدبیر و در وقت خودش با قاطعیت وارد شد. دستگاه‌‌‌‌هاى مسئولى وجود دارند، قانون وجود دارد؛ بر طبق قانون، بدون هیچگونه تخطى از قانون، بایستى مُرّ قانون به صورت قاطع انجام بگیرد؛ … اگر بدون دقت، بدون هضم، انسان وارد برخى از قضایا بشود، بى‌‌‌‌گناهانى که از آنها بیزار هم هستند، لگدمال میشوند؛ این نباید اتفاق بیفتد. من برحذر میدارم جوانهاى عزیز را، فرزندان عزیز انقلابىِ خودم را از اینکه یک حرکتى را خودسرانه انجام بدهند؛ نه، همه چیز بر روال قانون.”
    مقام معظم رهبری: ١٩/١٠/۱۳۸۸

    سلام علیکم.

    رهبرا!

    بار ها، ما را دعوت به صبر نمودید. صبر! صبر ! و صبر!

    سالهاست کارمان صبر است. سالهاست که در برابر انواع و اقسام بی عدالتی مافیای زر و زور، سکوت کرده ایم.

    هر وقت خواستیم کاری کنیم فرمان صبر دادید. ما هم با چشمی پر زخون و “آتشفشانی” فروخورده از خشم، اطاعت امر کرده و صبر و سکوت کردیم.

    هر روز به امید فردا، که شاید ”دستگاههای ذیربط”، از “مجاری قانونی”، اقدام کرده و ریشه بی عدالتی را بخشکانند؛ صبر و سکوت کردیم.

    اما در این مسیر، ما را چه حاصل شد؟ جز، بی عدالتی مضاعف؟!

    دستگاه عدلیه بجای مقابله با مفسدان و بی عدالتی، با عدالتخواهان برخورد کرد و آنها را به بهانه سکوت نکردن و اعتراض در برابر بی عدالتی، پای میز محاکمه کشاند و “عدالت!” را در خصوص آنها اجرا نمود.

    در همین شیراز و استان فارس، این ایالت خود مختار، طلبه سیرجانی را بخاطر قیام علیه بی عدالتی، محاکمه کردند. دانشجویان عدالتخواه شیرازی را به جرم افشا نمودن رشوه خواری، زمین خواری و فساد برخی مسئولین شهری و استانی به زندان افکندند.

    هرگاه صدای عدالتخواهی و مبارزه با مافیای زر و زور(خلط شده با برخی افراد و ارکان امنیتی-اطلاعاتی)، از جایی برخواست، فورا صدای او را با پرونده ها و اتهام های مختلف خفه کردند.

    هرگاه فریادی از شیراز برخواست، قبل از آنکه به تهران برسد آن را از رمق انداختند و هیچ گاه به گوش شما نرسید؛ جز اندکی.(همانگونه که در جریان انفجار حسینیه سیدالشهدا عمل کردند.)

    نمی خواهم بگویم همه مسئولین مشکل دارند و خدایی نکرده نا پاک هستند. انسان های پاک و دلسوز کم نیستند؛ اما در “حاشیه”. برخی هم به بهانه خسته شدن و بی نتیجه دیدن مبارزاتشان، کناره گیری کرده و سنگر را در برابر نا اهلان باختند. همانطور که امروز آقای حسینیان، با استعفای خود از مجلس قصد انجام آن را دارد. و این درست نقطه آغاز “عافیت طلبی” است.

    هر وقت کسی خواست حرفی بزند ، برخی پیشانی پینه بسته ها با نقاب شرعی و برخی با چماق “مصلحت” برو او تاختند. همانطور که امروز، برادر، حاج، محسن رضایی دیروز، قصد دارد “عدالت” را در پای ”مصلحت” برخی افراد و گروه ها قربانی کند و به مسلخ ببرد.

    هرگاه، فساد برخی، آشکار می شود، بجای حذف و طرد وی، او را یا جابجا(منتقل) کرده یا در پست و مقام دیگری قرار داده و خواسته یا ناخواسته عضوی به اعضای مافیا افزوده می گردد.

    شاید وجود مافیا، با ساختار و چارت مشخص، “واقعیت” نداشته باشد؛ اما “حقیقت” دارد.

    رهبرا!
    شاید پس از انتشار این نوشتار، دیگر چیزی “نشنوم” و “نبینم”(بایکوت خبری)، تا نتوانم بگویم و بنویسم. اما عمر کوتاه و است و “حق طلبی” وظیفه.

    چندین سال است که از فرمان شما، برای مبارزه با مفاسد اقتصادی و بی عدالتی می گذرد. اما دراین چند سال چه حاصل شد؟ “دستگاه های ذیربط” از طریق “مجاری قانونی” چه کردند؟ آیا اسامی مفسدان منتشر شده به ٢٠ نفر هم می رسد؟ آیا مجموع مفسدان و دانه درشت ها و آقازاده های کشور همین چند نفر بود و بس؟!

    پدرم!
    شما ما را به پیگیری امور از مجاری قانونی، امر می کنید. آیا تا کنون غیر از این بوده؟ آیا تا امروز دستگاههای مربوطه کاری صورت داده اند؟

    تا امروز، هر آنچه انجام شده عموما خارج از چارچوب دیوار های فولادین و مرتفع دژ مافیا بوده.

    هرگاه عدالتخواهی ضربه ای بر این دیوار وارد کرد؛ ارتعاش آن کل کشور را فرا گرفت. آخرین ضربه را محمود احمدی نژاد بر پیکره دیوار این دژ نواخت. آن چنان ضربتی که تا امروز ارتعاشات و پس لرزه های آن در سطح کشور و خصوصا تهران حس می شود.

    رهبرا!

    آنچه نوشتم گوشه ای از سرریز کاسه صبر، بود.
    اطاعت امر ولی، واجب است. پس، اطاعت امر کرده و بار دیگر “آتشفشان” خشم خود را در سینه حبس می کنیم و گوش به فرمان منتظر می مانیم؛ تا آن زمان که فرصت “فوران” یابد؛ و یا آنکه “خاموش” و “سرد” و “سخت” شود.

    والسلام.

    ابر برچسب ها : , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

موضوعات

تقویم

ژانویه 2010
ش ی د س چ پ ج
« Dec   Feb »
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
3031  

آمار سایت