• به مناسبت سالگرد حماسه ملی ٢٢ خرداد سال ١٣٨٨ مناسب دیدم نگاهی دیگر بر حوادث و فتنه(کودتای نرم) رخ داده پس از آن بیاندازیم.

    دریک نگاه سطحی و مقطعی پیرامون حوادث بعد از انتخابات سال گذشته، آنگونه به نظر می آید که وقایع رخ داده، یک اتفاق پیش بینی نشده و بدون برنامه ریزی بوده که پی در پی رخ داد.

    اما واقعیت این نیست.

    چشم هارا باید شست، جور دیگر باید دید!

    همانطور که بسیاری از کارشناسان گفته اند و بنده نیز بر آن تاکید دارم، انتخابات سال ٨٨، به نوعی دور “سوم” و ادامه انتخابات ریاست جمهوری سال ٨۴ بود. ادامه رقابت میان آقایان هاشمی رفسنجانی و محمود احمدی نژاد.

    با این تفاوت که در رقابت سال ٨٨ هاشمی رفسنجانی شخصا به میدان نیامد. بلکه رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با به میدان فرستادن محسن رضایی(دبیر مجمع تشخیص مصلحت) و میر حسین موسوی (عضو مجمع تشخیص مصلحت) رقابت فشرده  و چند جانبه ای را با محمود احمدی نژاد آغاز کرد.

    در این میان هاشمی برای کنترل حرکات و سخنان غیر قابل پیش بینی مهدی کروبی،دیگر نامزد انتخابات، یکی از موسسین و اعضاء اصلی حزب کارگزاران سازندگی (حزب خانوادگی هاشمی رفسنجانی)، یعنی غلام حسین کرباسچی را مامور کنترل و هدایت شیخ ساده لوح کرد.

    به این ترتیب ترکیب نیرو ها شد، سه، به یک، به نفع هاشمی رفسنجانی.

    اصلی ترین عامل رقابت (بخوانید “دعوا”) میان هاشمی و احمدی نژاد را باید در شعار های تبلیغاتی محمود احمدی نژاد در انتخابات سال ٨۴ جستجو کرد. آنجا که احمدی نژاد علیه مفاسد اقتصادی و ویژه خواران شعار داد و پیدا و پنهان خاندان و وابستگان به هاشمی رفسنجانی (هاشمیون) را مورد اشاره قرار داد.

    شدت حملات تبلیغاتی محمود احمدی نژاد علیه “هاشمیون” و منافع و منابع در اختیار ایشان، چالش و خطر بزرگی برای آنها به شمار میرفت.

    نتیجه دور دوم انتخابات سال ٨۴ با حماسه مردمی در “نه” گفتن مجدد به هاشمی رفسنجانی، به نفع محمود احمدی نژاد رقم خورد.

    بعد از استقرار دولت نهم، احمدی نژاد به یک پالایش بزرگ در سطح مدیران دولتی(عمدتا وابسطه به “هاشمیون”) دست زد و بسیاری از مدیران با سوابق چندین ساله و بعضا چند دهه را از پست های کلیدی کنار گذاشته و نیرو های جدید و تازه نفس را جایگزین آنها کرد.

    این عمل رئیس دولت نهم ضربه بزرگی بر پیکره مافیای زر و زور شکل گرفته حول محور “هاشمیون”، وارد کرد.

    دکتر محمود احمدی نژاد در ادامه اقدامات اصلاحی خود با انحلال سازمان خود مختار مدیریت و برنامه ریزی کشور و انتقال آن به معاونتی تحت امر رئیس جمهور، به نوعی “پا روی دم هاشمیون گذاشت” و آخرین سنگر اثر گذار آنها را هم متلاشی نمود.

    از این پس درگیری ها بالا گرفت.

    مافیای هاشمیون به کمک برخی رسانه های داخلی و خارجی، تاکنیک سیاه نمایی و تخریب دولت را با تمام قوا در پیش گرفتند. به نحوی که طی ۴ سال عمر دولت نهم بیشترین حملات و تخریب ها علیه این دولت به وقوع پیوست.

    هاشمی رفسنجانی هم با (سوء) استفاده از تریبون نماز جمعه و مجمع تشخیص مصلحت نظام، به بهانه های مختلف عملکرد دولت را زیر سوال می برد.

    یکی از شاهکار های آقای هاشمی رفسنجانی، پیش بینی(بخوانید پیش گویی) ایشان در خصوص “تقلب” در انتخاباتی بود که بنا بود چندین ماه دیگر انجام شود.

    ایشان به کررات از تریبون های مختلف، به هر بهانه ای سعی در القای تقلب در انتخابات آینده، در جامعه داشتند.

    این کار کودکانه ایشان به نحوی بود که مقام معظم رهبری را بر آن داشت تا چندین بار به ایشان تذکر دهند.

    علی اکبر هاشمی رفسنجانی با برنامه ریزی و طرح از پیش طراحی شده خود زمینه را برای مبارزه با محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال ٨٨، فراهم نمود.

    او تمام توان و امکانات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، امنیتی و بین المللی خود را برای نیل به اهداف خود بکار بست. خانواده (همسر، فرزندان، برادر و برادر زاده های)  وی نقش بسیار فعالی در طراحی کودتای نرم علیه دولت احمدی نژاد بر عهده داشتند.

    بعد از مناظره به یادماندنی محمود احمدی نژاد با میر حسین موسوی که در واقع مناظره ای بود میان احمدی نژاد و نماینده هاشمی رفسنجانی، حملات جبهه هاشمی رفسنجانی علیه دولت و شخص احمدی نژاد شدت گرفت. تا جایی که هاشمی رفسنجانی را بر آن داشت که پس از پایان مهلت قانونی تبلیغات انتخاباتی نامزد ها آن نامه غیر متعارف و تبلیغاتی را علیه احمدی نژاد خطاب به رهبری نوشته و علنا تهدید به نا آرامی های خیابانی نمایند.

    هاشمی با این نامه تهدید آمیز خود، رسما از فاز بعدی کودتای نرم، یعنی شورش های خیابانی، پرده برداشت.

    تا این مرحله، هاشمیون کودتا گر، عمده توان خود را بر تخریب احمدی نژاد متمرکز کرده بودند. اما پس از شکست در انتخابات و روبرو شدن با “نه” دوباره مردم، حوزه حملات و عملکرد خود را گسترش داده و کلیه ارکان نظام، رهبری و اصل ولایت فقیه را مورد حمله قرار دادند.

    این نوع عملکرد هاشمیون در حمله به رهبری، با توجه به نظریه پردازی چند سال پیش هاشمی رفسنجانی در باب تخصصی شدن فقه و به تبع آن تغییر رهبری از فرد به شورا، چندان عجیب و دور از انتظار نبود.

    هاشمیون، شخص علی اکبر هاشمی رفسنجانی، خانواده و فرزندان و گروه ها و نوچه های وابسته به ایشان، رهبری، هدایت و تدارکات، مادی و معنوی فتنه گران را در طول چندین ماه نا آرامی و آشوب خیابانی، مستقیما بر عهده داشتند.

    این واقعیتی است غیر قابل انکار.

    نهایتا آنچه مقام معظم رهبری از آن به عنوان “فتنه” یاد کردند، چیزی نبود جر کودتایی از پیش طراحی شده توسط هاشمیون و به سرکردگی علی اکبر هاشمی رفسنجانی.

    کودتایی که با هوشیاری مردم و مقام معظم رهبری عقیم ماند و رو سیاهی آن بر چهره دشمنان ملت، منافقان و مافیای زر و زور تا ابد باقی خواهد ماند.

    به امید مجازات فتنه گران، خصوصا فنته گر اعظم!

    والسلام.

    ابر برچسب ها : , , , , , , , , , , , , , , , , ,

  • سلام.

    بعد از گذشت بیش از ۲۰ روز از حضور طلبه سیرجانی در استان تهران، هنوز پای این روحانی عدالتخواه به شهر تهران و پایتخت، نرسیده است.

    بعد از سالها تلاش و پیگیری مکرر طلبه سیرجانی در مطالبه عدالت و رسیدگی به جرائم مافیای زمینخوار در سیرجان؛ و تحمل رنج ها، تهمت ها، زندان و بی عدالتی های اعمال شده از سوی “قویه عدلیه”، با این حال هنوز هیچ اقدامی از طرف قوای عدلیه در این خصوص صورت نگرفته و مافیای زر و زور، شعبه سیرجان، همچنان به چپاول اموال عمومی، مشغول هستند.

    اخیرا حجت الاسلام جهانشاهی برای بیدار کردن مسئولین، به منظور مقابله با زمینخواران، مجددا، راهپیمایی نمادین به سمت پایتخت انجام داده و چند روزی هست که در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) – شهر ری- مستقر شده و در همین مکان با اقشار مختلف مردم عدالتخواه، دیدار و گفتگو داشته. اما تا کنون نه مجوز ورود به شهر تهران را به او داده اند و نه اینکه پاسخی از طرف مسئولین دریافت کرده است.

    با مرور و بررسی حرکت های عدالتخواهانه انجام شده طی چند سال اخیر از طرف مقام معظم رهبری، ریاست محترم جمهور و سایر اقشار مردم، در می یابیم که هنوز هیچ حرکت قابل قبول و اصولی از طرف ارگان های ذیصلاح، خصوصا قویه قضاییه صورت نگرفته است. متاسفانه قوه قضاییه به جای رسیدگی به امور حقوقی و برخورد عادلانه با مجرمین، سیاسی کاری و مسامحه را در پیش گرفته است.

    چرا؟!

    حدود ده سال از فرمان مقام معظم رهبری برای مبارزه با مفاسد اقتصادی می گذرد؛ در طول این سالها نیز ایشان چندین بار به مناسبتهای مختلف با تاکید مجدد بر برخورد با مفاسد تاکید کرده و دستورات ورهنمود های مورد نیاز را هم ابلاغ نموده اند.

    در این مدت مجلس شورای اسلامی با تصویب قانون اعلام اسامی مفسدان اقتصادی و دولت محترم با جمع آوری اطلاعات و ارائه گزارش و پرونده مفسدان به قوه قضاییه اولین گام های عملی را برداشته اند. اما قوه قضاییه جز در مواردی جزئی، در خصوص متهمانی ناشناس و خرد، از انتشار هرگونه گزارش و خبر در خصوص جرائم دانه درشتها و وابستگان به مسئولین خودداری می کند.

    چرا؟!

    در زمان مدیریت جناب آقای شاهرودی بر این قوه انگشت های اتهام سستی و مسامحه به سوی ایشان اشاره رفته بود و امید میرفت با تغییر در مدیریت این قوه شاهد تغییرات اساسی و مشهودی در عملکرد این قوه باشیم. با تغییر در مدیریت و سکانداری جناب آقای آملی لاریجانی در این قوه، تا کنون آب از آب تکان نخورده و این قوه همچنان در برابر هرگونه پیگیری مطالبات رهبری و مردم در خصوص برخورد و انتشار نام دانه درشت ها به شدت مقاومت می کند.

    چرا؟!

    آیا علت مسامحه قوه قضاییه را می توان در نفوذ احتمالی مافیای قدرت و ثروت در بدنه و لایه های مختلف مدیریتی این قوه جستجو کرد؟!

    الله اعلم!

    ابر برچسب ها : , , , , ,

موضوعات

تقویم

خرداد ۱۳۸۹
ش ی د س چ پ ج
« اردیبهشت   تیر »
۱۲۳۴۵۶۷
۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴
۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱
۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸
۲۹۳۰۳۱  

آمار سایت