• سلام.

    حضور میلیونی مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن ۸۸، حماسه ایی عظیم و غرور آفرین در سراسر کشور بود.

    حماسه ای که انعکاس گسترده ای در رسانه های دنیا داشت.

    حماسه ای که کمتر از حماسه ۲۲ بهمن ۵۷ نبود.

    ۲۲ بهمن امسال رنگ و بوی دیگری داشت.

    حضور مردم در ۲۲ بهمن امسال معنی و مفهوم جدیدی داشت.

    امسال بسیاری بعد از سالها سکوت به خیابان ها آمدند و حماسه خلق کردند.

     

    در این میان نقش “جنبش سبز” را در بروز و ظهور حماسه امسال نمی توان نادیده گرفت.

    “جنبش سبز” به مردم انگیزه حضور داد.

    “جنبش سبز” باعث بیداری مردم شد.

    “جنبش سبز” افکار خاکستری را هم به خیابان ها و راهپیمایی ۲۲ بهمن آورد.

    “جنبش سبز” احیاگر افکار امام خمینی(ره) و آرمانهای انقلاب شد.

    “جنبش سبز” دشمن شناسی را در عامه مردم تقویت کرد.

    “جنبش سبز” ایمان و اعتقادات مردم را تقویت نمود.

    “جنبش سبز” سره از ناسره و خودی از غیر خودی را تفکیک کرد.

    “جنبش سبز” انقلاب اسلامی ایران را در سطح جهان، رسانه ای کرد.

    “جنبش سبز” موجب بازتعریف و معرفی دوباره ایران و تفکر ایرانی-اسلامی در جامعه بین الملل شد.

    “جنبش سبز” انقلاب اسلامی ایران را برای چندین سال “بیمه” نمود.

    “جنبش سبز” روحانی نما و روحانی فهمیده و واقعی را از هم تفکیک کرد.

    “جنبش سبز” مسئولین دلسوز را از رانتخواران جدا کرد.

    “جنبش سبز” درجه پایبندی مسئولین به قانون اساسی را آشکار کرد.

    “جنبش سبز” عبارت التزام عملی به جمهوری اسلامی و ولایت فقیه را ترجمه کرد.

    “جنبش سبز” لزوم وجود ولی فقیه مدیر، مدبر، شجاع و آگاه به امور زمانه را در راس نظام تبیین نمود.

    “جنبش سبز” برای مراجع عظام تقلید هم، آزمون سختی بود.

    “جنبش سبز” عامل تجدید بیعت دوباره و آگاهانه مردم با اصل ولایت فقیه و ولایت امام خامنه ای، هست.

    “جنبش سبز” ساده لوح ها و احمقان را از صاحبان بصیرت جدا کرد.

    “جنبش سبز” صحنه های زنده ای از وقایع و خیانت های زمان خلافت حضرت علی(ع) را به نمایش گذاشت.

    “جنبش سبز” …

    و سرانجام: جنبش سبزحبابی بود که در ۲۲ بهمن ۸۸، ترکید!

    “اگر خدا بخواهد، عدو شود سبب خیر”

    والسلام.

    عملیات"اسب تروا"ی مهاجرانی برای تسخیر ناگهانی میدان آزادی در روز 22 بهمن!

    ابر برچسب ها : , , , , , , ,

  • سلام.

    متن نامه ای از سید حسن خمینی به ضرغامی، رئیس، صدا و سیما منتشر شد. موضوع نامه از اینجا آغاز می شود که سید حسن می گوید “چنانکه از منابع موثق شنیده‌ام، برنامه‌ای تحت عنوان شاخص، در تلویزیون پخش می‌شود”.

    با باقی نامه، و اینکه ایشان از چی به چی رسیده و چه چیزی را تقبیح می کند؛ کاری ندارم.

    ایشان از منابع “موثق” شنیده اند که تلویزیون برنامه ای تحت عنوان “شاخص” پخش می کند.

    امروز، کمتر بیننده ای را می توان یافت که از برنامه “شاخص” که به بازخوانی فرمایشات امام خمینی (ره) اختصاص دارد، و در اکثر بخش های خبری شبکه های مختلف سیما پخش می شود، اطلاع نداشته باشد. با این حال، جای تعجب دارد که آقای سید حسن، تا کنون این برنامه را ندیده اند و “منابع موثق” در این خصوص به ایشان اطلاع رسانی کرده اند!

    آیا ایشان در خانه یا محل کار خود “تلویزیون” ندارند؟! غیر ممکن است.

    آیا ایشان ،که هیچ مسئولیت اجرایی در کشور ندارند، اصلا وقت روشن کردن تلویزیون ،حتی برای شنیدن اخبار کشور، را ندارند؟ خیلی عجیب است!

    آیا ایشان آنقدر فرصت نداشتند که قبل از وقت گذاشتن برای تحریر نامه، همان شب، چند دقیقه ای را به تماشای برنامه “شاخص”، که از یکی از بخشهای خبری سیما پخش می شد اختصاص دهند و این برنامه را بدون واسطه “منابع موثق” مشاهده کنند؟

    یا شاید ایشان به جای استفاده از آنتن های معمولی، از آنتن های بشقابی شکلی به نام “دیش” استفاده می کنند، تا “تصویر شفاف تری از ایران” ببینند!

    اگر این چنین باشد، پس به احتمال خیلی زیاد، ایشان برای دیدن تصویری شفاف از ایران، جهت و سمت و سو را اشتباه انتخاب کرده اند و به این ترتیب تصویر رسانه (احتمالا فارسی زبان) سایرکشور ها را مشاهده می کنند!

    لازم است، حسن خمینی برای دیدن “تصویری شفاف از ایران”، به جای غرب (w)، جهت گیرنده (Dish) خود را به سمت شرق (E)  و ایران (ماهواره Intelsat 902) تغییر دهند تا از این پس بتوانند اخبار ایران را صاف و شفاف و بدون واسطه “منابع موثق”، مشاهده کنند و “عادلانه”، قضاوت نمایند.

    انشاءالله.

    ابر برچسب ها : , , , , , ,

  • سلام.

    بعد انتشار دو مطلب بلیت قطار شیراز – مشهد! و گزارش تصویری قطار شیراز – مشهد طی هفته گذشته، اظهار نظر و موضع گیری های متفاوتی را شاهد بودیم.

    با وجود انتشار تصاویر و فیلم های مختلف از فعالیت این طرح ملی، هنوز هستند افرادی که بدون تحقیق، راه اندازی راه آهن شیراز را انکار می کنند.

    لازم دیدم تا ضمن شفاف سازی برخی شبهات، اسناد و اطلاعات جدیدی را منتشر کنم.

    ١- برخی افراد به استناد تماس تلفنی با شرکت رجا، اعلام می کنند “وجود قطار شیراز – تهران صحت ندارد”. بنده نیز این مطلب را تایید می کنم. غیر از قطاری که در زمان سالگرد رحلت امام خمینی(ره) از شیراز به تهران حرکت کرد، تا امروز هیچ قطار مسافربری دیگری از شیراز به “تهران” نرفته. اما از همان خرداد ماه مسیر شیراز – مشهد دایر است و قطار ،اوایل هر دو هفته یک بار و هم اکنون هفته ای یک بار، از شیراز به مقصد مشهد مقدس در حال تردد است. پیش فروش مسیر شیراز – تهران برای ایام تعطیلات عید نوروز ٨٩ شروع شده و از ٢٩ اسفند ماه ٨٨ آغاز به کار خواهد کرد.

    ٢- دایر نبودن مسیر شیراز – تهران و یا شیراز – اصفهان به معنی نبودن ریل و ارتباط میان این مسیر ها نیست. بلکه شرکت رجا بنا به دلایلی مثل کمی تقاضا برای مسیر های مذکور، هنوز برنامه ای برای حرکت قطار بین این مسیر ها ندارد و صرفا به مسیر شیراز – مشهد اکتفا نموده است.

    ٣- سرعت حرکت قطار در مسیر شیراز آباده اوایل کم بوده. اما امروز قطار با سرعت ٨٠ کیلومتر در این مسیر، در حرکت است. با پایان یافتن آخرین مراحل آببندی خط تا چند روز آینده سرعت قطار در مسیر شیراز اصفهان به حدود ١٢٠ تا ١۶٠ کیلومتر افزایش خواهد یافت.

    ۴- ساخت بنای تعدادی از ایستگاه های مسیر شیراز تا آباده هنوز به اتمام نرسیده. اما خط دایر است و قطار در این مسیر در حال حرکت است.

    برای شفاف سازی بیشتر، جمعه ١۶ بهمن ٨٨ ضمن مراجعه مجدد به ایستگاه موقت راه آهن شیراز واقع در غرب شهرک صدرا، چند عکس و فیلم از لحظه ورود قطار به ایستگاه موقت از مبدا مشهد و پیاده شدن مسافران تهیه کردم که در زیر مشهاهده خواهید کرد.

    نکته ای که در روز ١۶ بهمن در ایستگاه موقت به چشم می خورد حضور مردم کنجکاو و علاقمند در کنار حضور چند خبرنگار و عکاس از خبرگزاری های رسمی کشور بود.

     

     

     

     

     

     

    رئیس قطار در کنار تعدادی از خدمه
    رئیس قطار در کنار تعدادی از خدمه

     

    فیلم ورود قطار به ایستگاه موقت شیراز و پیاده شدن مسافران:

    لینک دریافت فیلم: http://www.4visit.com/uploads/lG3NFkCJsct5ntRCsfxa.flv
    لینک کمکی دریافت فیلم: http://www.4shared.com/file/216148773/7d063140/mahdi3.html

    ابر برچسب ها : , , ,

  •  
    مهدی و فائزه هاشمی رفسنجانی
     
    این خبر …. !؟سوالتعجبمتفکر
    این خبر اول عدالتخواهان را شادمان و مسرور کرد. اما بلافاصله و در کمتر از چند دقیقه این شادمانی به شک و شبهه ای عمیق و قابل تامل بدل شد.
    با توجه به اینکه امروز فرزندان هاشمی مظهر و نماد بی عدالتی و رانتخواری در اذهان جامعه عدالتخواهان می باشند؛ علت شادمانی مشخص است.
    اما چرا شک و شبهه؟!
    ١- سوء سابقه، سوء تدبیر، سیاسی کاری و مصلحت اندیشی متولی اصلی “عدالت”، در جریان مطالبات دها ساله مردم و برخی مسئولین دلسوز، برای رسیدگی و برخورد با تخلفات خاندان هاشمی و وابستگان سایر مسئولین(هاشمیون)، بزرگترین سوءظن را نسبت به عملکرد دستگاه قضایی در برخورد با این پرونده به ذهن متبادر می کند.
    مردم می پرسند آیا این خبر صرفا برای سرد کردن آتشفشان نهفته در سینه عدالتخواهان است؟ آیا بار دیگر و پس از فروکش مطالبات عموم مردم، پرونده ها مختومه می شوند؟ آیا باز هم با اعمال نفوذ و فشار برخی آقایان، همه چیز ماستمالی می شود؟
    ٢- در فضای بده بستان بوجود آمده تحت لوای طرح حکمیت و “وحدت ملی”، این سوال به ذهن خطور می کند که آیا این نوعی معامله است؟ آیا هاشمی رفسنجانی، پس از اشتباهات مکرر خود، در قبال کنار گذاشته نشدن از حاکمیت، قبول کرده پرونده فرزندانش به جریان بیافتد؟ آیا قرار است به این وسیله محبوبیت از دست رفته هاشمی تا حدودی ترمیم شود؟ آیا در این معامله حد و مرزی بین طرفین مشخص شده و قرار نیست قویه قضاییه از آن حد فراتر رود؟
    ٣- آیا این اتفاق در جریان ادامه فشار بر هاشمی رفسنجانی برای برگشت به چارچوب های نظام و حاکمیت است؟ در صورت احراز قطعیت بازگشت و یا عدم بازگشت او، نتیجه و سرنوشت این پرونده چه خواهد شد؟
    ۴- آیا هاشمی رفسنجانی هم به مانند بسیاری از بزرگان صدر انقلاب تا کنون به حکم شرع و وظیفه انقلابی خود از فرزندانش اعلام برات نموده و آنها ار به دست قانون سپرده است؟
    ۵- آیا قوه قضاییه به حکم شرع و قانون و به دور از هرگونه ملاحظه و سیاسی کاری و مصلحت اندیشی، صرفا جهت اجرای “عدالت”  و احقاق حقوق تضیع شده مردم و بیت المال، دست به این کار زده؟
    ….
    این گونه سوالات و ابهامات است که شیرینی این خبر را در کام مردم بیمزه و بعضا تلخ می کند.
    امروز قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران پس از گذشت بیش از ٣٠ سال از عمر انقلاب و چندین بار مردودی؛ در آزمونی بزرگ، سرنوشت ساز و تعیین کننده، قرار دارد. آزمونی که نتیجه و تبعات آن به این قوه محدود نمی شود؛ بلکه کل نظام جمهوری اسلامی ایران را در بوته محک و آزمون قرار می دهد.
    آزمونی که قبولی در آن در بازسازی چهره عدالتخواه جمهوری اسلامی ایران در داخل و خارج از کشور به عنوان حامی اصلی مستضعفان و پابرهنگان، تاثر عمیق و به سزایی به جای خواهد گذاشت.
    اگر هم خدایی نکرده قوه قضاییه در این آزمون خطیر و مهم “عدالت”، مردود شود و یا با تک ماده از آن عبور کند، دیگر امیدی به آن و آینده رسالت عدالتخواهی جمهوری اسلامی در داخل و خارج از کشور نخواهد بود.
    ورود خواسته یا ناخواسته دستگاه قضایی کشور به این مقوله یا سرآغاز “تولد دو باره عدالت” خواهد شد و یا اینکه خدایی نکرده به “مراسم ختم عدالت” منتهی می شود.
    امیدواریم که مسئولین و قضات بدون در نظر گرفتن مصالح و صرفه با میزان قرار دادن عدالت و شرع، این پرونده را به سرانجام برسانند تا به پشتوانه آن بتوان سایر مفسدان و آقازاده های منحرف را هم به پای میز محاکمه کشانید.
    به امید اتصال و پیوند زود هنگام این انقلاب به انقلاب جهانی و عدالت گستر منجی عالم بشریت، حضرت مهدی موعود(عج). انشاءالله.
    والسلام.

    ابر برچسب ها : , , , , , ,

  • سلام.
    متاسفانه برخی آقایان سیاست زده برای افشای خطا یا حتی به قول آنها دروغ طرف مقابل ، خود نیز به دروغ متوسل شدند.
    اگر بنا بود که علیه دولت و نیمه ساخته بودن ایستگاه های قطار، افشاگری بشود، چرا باید وجود ریل و حرکت قطار و جابجایی مسافران، انکار شود؟
    واقعیت این است که ساختمان ایستگاه های قطار در مسیر شیراز تا آباده هنوز تکمیل نشده؛ ولی چندین ماه است که ریل قطار وجود دارد. قطار هم روی آن حرکت می کند. مسافران هم با قطار در این مسیر جابجا می شوند.
    چرا با دروغ پراکنی و سیاه نمایی زحمات شبانه روزی دست اندرکاران این پروژه را ندیده می گیرند؟
    چرا کاری می کنند تا زائری که با این قطار به مشهد رفته و برگشته برای اثبات این موضوع به همسایه خود یا بستگان و آشنایان، مجبور به توسل، به قسم و آیه شود؟

    چرا این همه دروغ؟!

    هرکس گفته ساختمان ایستگاه های بین مسیر شیراز تا آباده ساخته شده؛ قطعا دروغ گفته.
    هر کس هم بگه از زمان به اصطلاح افتتاح این خط، تا امروز هیچ قطاری روی آن نرفته یا نهایتا دو یا سه بار این اتفاق افتاده؛ قطعا دروغ میگوید.

    متاسفانه جهت و سمت و سوی این دعوا ها و دروغ پردازی ها، به سمت خدمت به مردم نیست.
    هدف سرگرم کردن مردم به هر چیزی غیر از عدالتخواهی است.

    هم، من، که به احمدی نژاد رای دادم و هم، بسیاری از افرادی که به موسوی رای دادند، با نیت عدالتخواهی و مبارزه با فساد، این کار را کردند.
    هرکدام فکر می کنیم بی عدالتی وجود دارد که باید با آن مبارزه کنیم. اما در تشخیص مصادیق با هم اختلاف نظر داریم.
    بیایید به جای اینکه اسیر بازی های آقایان عدالت گریز و ویژه خوار شویم و برای یگدیگر شاخ و شانه بکشیم؛ با هم در یک صف و جبهه قرار بگیریم و یک صدا “عدالت” را مطالبه کنیم.
    همه ما چه اصلاح طلب و چه اصول گرا، خصوصا آنهایی که دولت سازندگی و اصلاحات را به یاد دارند، روی عدالت گریزی خاندان هاشمی و برخی آقایان منتسب به چپ و راست(قوم هاشمیون) اتفاق نظر داریم.

    چرا به جای تکیه بر اشتراکاتمان و پیگیری مطالبات مشترکمان، خود را درگیر حواشی و اختلاف سلیقه هایی می کنیم که عموما به دلیل صحنه آرایی و بازی گردانی دشمنان عدالت، به وجود آمده و برای ما بزرگنمایی می شود؟

    مافیا چپ و راست نمی شناسد. متاسفانه آلوده شدن به پول کثیف و به دام مافیا افتادن، استاد و مهندس و دکتر و سردار و حاج آقا و سید و حجت الاسلام و … نمی شناسد. هرکس سست عنصری کند، با هر مقام و درجه ای که باشد، گرفتار خواهد شد.

    مافیا یک فرد و یا گروه نیست. مافیا یک شبکه است.

    شبکه بودن مافیا، هم حسن و هم عیب. عیب از آن جهت که گسترده است و مقابله با آن مشکل. حسن از آن جهت که وقتی یکی از مراکز اصلی شبکه را بگیری و با قدرت بیرون بکشی، خود به خود به بسیاری دیگر هم دسترسی پیدا خواهی کرد و انشاء الله متلاشی می شود.

    بیایید به یک سال پیش از انتخابات بازگردیم و متحد و یکپارچه علیه عدالت گریزان شناخته شده برای همه، مبارزه کنیم تا به این ترتیب بقیه اعضای مافیا برای مردم روشن و افشا شوند تا به این ترتیب اختلاف در مصادیق هم برطرف شود.

    اجازه ندهیم دعواهای زرگری و دروغ پردازی های آقایان و آقازاده ها، ما را از هدف و مسیر اصلی ،یعنی مطالبه عدالت، دور کند و در مقابل یکدیگر قرار دهد.

    موفق باشید.

    ابر برچسب ها : , , , , ,

  • سلام.

    بعد از انتشار مطلب “بلیت قطار شیراز – مشهد!” و عکس العمل مختلف و بعضا متفاوت خوانندگان، تصمیم گرفتم در صورت امکان جمعه ٩ بهمن ٨٨ با مراجعه با ایستگاه راه آهن شیراز، گزارشی مصور و مستند از ورود و خروج مسافران و قطار تهیه کنم.

    حوالی ساعت ١۴:٣٠ جمعه ٩ بهمن ماه رفتم ایستگاه راه آهن شیراز. این ایستگاه حدود پانصد متر بعد از شهرک گلستان شیراز و مجتمع خلیج فارس به سمت پلیس راه، قرار دارد.

     محل احداث ایستگاه راه آهن شیراز

    در نقشه فوق موقعیت ساختمان اصلی ایستگاه راه آهن شیراز را مشاهده می کنید.

    با ممانعت نگهبانی، امکان ورود به محوطه و تهیه عکس از نزدیک امکان پذیر نشد.

    لذا از خارج از محوطه چند عکس با تلفن همراه تهیه کردم.

     

     
    ایستگاه راه آهن شیراز - در حال ساخت نهم بهمن هشتاد و هشت

     

    نگهبان گفت محل سوار و پیاده شدن مسافران اینجا نیست. تا زمانی که کار احداث ساختمان ایستگاه به پایان برسد؛ از “ایستگاه موقت” واقع در شهرک صدرا استفاده می شود.

    پس به سمت ایستگاه موقت در شهرک صدرا(شهر جدید صدرا) حرکت کردم.

     

     

     

    به ایستگاه موقت رسیدم. یک محوطه باز، اسفالت شده، با یک سالن انتظار موقت سفید رنگ به ظرفیت حدودی ١٠٠ نفر.

     محل ایستگاه موقت قطار شیراز - غرب شهرک صدرا

     
    محوطه ایستگاه موقت قطار شیراز

    سالن انتظار موقت

    داخل سالن انتظار موقت

     

    حدود ساعت ١۵ با آنجا رسیدم هیچ خبری از قطار نبود. پرس و جو کردم؛ گفتند قطار حدودا بین ساعت ١۵:٣٠ الی ١۶ به ایستگاه می رسد.

     

    برای صرف نهار رفتم و برگشتم.

    حدود ساعت ١۶:٠۵ به محل ایستگاه موقت برگشتم.

    قطار توقف کرده و مسافران رفته بودند. ظاهرا قطار حوالی ساعت ١۵:۴۵ وارد ایستگاه شده بود.

    قطار توقف کرده در ایستگاه موقت شیراز

     

    تعدادی از خدمه قطار کنار یکی از واگن ها جمع شده بودند به میان آنها رفته و حال و احوال کردم. رئیس قطار هم آنجا بود. اجازه گرفتم گفتگو را ضبط کنم که ایشان مخالفت کردند و گفتند چون هماهنگ نشده و از مقامات اجازه ندارند حاضر به این کار نیستند. من هم اصرار نکردم.

    خدمه قطار از سخنان برخی افراد در خصوص انکار وجود قطار مسیر شیراز – مشهد گلایه مند بودند. می گفتند ما چندین ماه هست که در این مسیر در حال رفت و آمد هستیم اما برخی افراد یا از روی جهل و یا عناد و بخاطر دعواهای سیاسی، همه تلاش و زحمات ما را ندیده می گیرند.

    آنجا را ترک کردم تا ساعت ٢١ دوباره باز گردم. چون ساعت ٢١ جمعه ٩ بهمن ٨٨ قطار از شیراز به سمت مشهد حرکت می کند.

    ساعت ٢٠:۴۵ دقیقه به محل ایستگاه موقت شیراز وا قع در ظلع غربی شهرک صدرا برگشتم. نور برای دوربین تلفن همراه، کافی نبود.

    حیفم آمد دست خالی برگردم . بنابر این چند دقیقه ای فیلم گرفتم.

     

    این عکس ها و فیلم ها نتیجه تلاش یک روزه من آن هم در روز تعطیل “جمعه”، برای آشکار شدن حقیقت بود. حقیقتی که برخی آقایان(جواد اطاعت ها) مدعی هم استانی با بنده(استان فارس)، یا به خود زحمت سرکشی و کسب اطلاع از آن را نداده اند و یا کودکانه روی دروغ خود پافشاری می کنند.

    در انتها جا دارد از زحمات و تلاش بی دریغ خدمه قطار و ایستگاه موقت کمال تشکر و قدردانی به جا آورده شود. چراکه با تحمل همه دروغ ها و انکار ها در کنار کمبود ها و سختی کار، گمنام و بی مدعا، مسافران و زائران آقا امام رضا (ع) را بین شیراز و مشهد مقدس جابجا می کنند.

    به نیابت از طرف کارکنان قطار، گلایه ای هم از مسئولین، خصوصا مسئولین استان فارس(ایالت خود مختار!) دارم.

    وقتی با خدمه قطار صحبت می کردم آنها اعلام کردند تا کنون چندین بار خبرنگار ، عکاس و فیلمبردار، از این قطار گزارش تهیه کرده اند؛ اما هیچ وقت منتشر و اطلاع رسانی نشده. به نحوی که هنوز بسیاری از ساکنان شیراز هم از وجود این قطار، اطلاع ندارند. 

    این امر نشان دهنده کم کاری و بی توجهی مسئولین برای اطلاع رسانی و یا شاید خدایی نکرده “عمد” در بی خبر نگه داشتن مردم، است. که امید وارم این کار و گزارش جمع و جور، تا حدودی این کمبود را جبران کرده باشد.

    والسلام.

    ابر برچسب ها : , , , ,

  • سیاسی ۰۸٫۱۱٫۱۳۸۸ بدون پاسخ

    سلام.

    امروز پنجشنبه ۸ بهمن ۸۸ خبری خواندم با این عنوان “پرواز شیراز ـ لندن تا پایان امسال راه‌اندازی می‌شود”. این خبر به نقل از استاندار محترم و ولایتمدار فارس، جناب آقای احمدزاده کرمانی، بیان شده است.

    ۱- با توجه به جاذبه های توریستی و گردشگری در حوزه های تاریخی، فرهنگی و مذهبی شیراز و استان فارس، این خبر در راستای جذب توریست و توسعه صنعت گردشگری در استان، خوشایند و مطلوب به نظر می رسد.(نیمه پُر لیوان)

     

    حالا به برخی اطلاعات و اخبار به عنوان فرضیات اولیه مسئله بعدی، دقت فرمایید:

    - افزایش چشمگیر و غیر متعارف پرواز ها و رفت و آمدها در جریان وقایع قبل و بعد از انتخابات، خصوصا سفر های مکرر و مشکوک فتنه گران و وابسته گان به آنها بین تهران و لندن

    - افشا شدن دخالتهای مستقیم و غیرمستقیم دولت خبیث انگلیس در حوادث و شورش های بعد از انتخابات

    - نقش برخی افراد و مراکز در شیراز به عنوان مرکز اصلی پرورش نیروی انسانی اصلاح طلبان در ایران و اینکه خواستگاه اولیه فکری و عقیدتی برخی سران اصلاح طلب فراری و لندن نشین، همین افراد و مراکز مشکوک در شیراز بوده است.

    - و طرح اخیر نمایندگان مجلس شورای اسلامی و دولت برای قطع رابطه با انگلیس

    ۲- با قرار دادن فرضیات فوق در معادله “چرا پرواز مستقیم بین شیراز و لندن؟”؛ به جواب های خوشایندی دست پیدا نمی کنیم(نیمه خالی لیوان)؛ و اینکه چرا “لندن”؟! چرا پایتخت های دیگر اروپایی مثلا “برلین” برای این منظور در نظر گرفته نشده است؟

    اینکه آیا قرار است شیراز به دومین شهر تسخیر شده توسط فتنه گران و قانون گریزان بدل شود و فاز جدیدی از گسترش و توسعه نا امنی در کشور رقم خورد؛ مساله کوچک و قابل اغماضی نیست؛ که بتوان به راحتی از کنار آن گذشت و آن را ندیده گرفت.

    لذا از مسئولین خدوم و متعهد استانی و کشوری تقاضامند است در این خصوص توجه و دفت نظر بیشتری صورت دهند تا خدای نکرده در آینده شاهد مشکلات و معضلات جدید در کشور و استان فارس نباشیم.

    والسلام.

    ابر برچسب ها : , , , , , , ,

  • سلام.

    صبح روز دوشنبه ۵ بهمن ماه وقتی در محل کار چشمم به روزنامه نیم نگاه افتاد؛ حس کنجکاوی مرا برانگیخت.

    صفحه اول روزنامه نیم نگاه 5 بهمن 88 

    اول فکر کردم چیدمان صفحه آن به هم خورده؛ پس در صفحات داخلی آن به دنبال صفحه اول گشتم. نبود!

    نگاهی به شماره صفحات انداختم. عجیب بود! همین، صفحه اول روزنامه بود!

    صفحه اول روزنامه بین المللی صبح ایران، با نام “نیم نگاه”، و زمینه کاری، سیاسی، ورزشی، فرهنگی، اجتماعی. به صاحب امتیازی موسسه فرهنگی پیشگامان نیم نگاه و مدیر مسئولی سید محمد حسین شفاعتیان؛ بیشتر شبیه به یک “آگهی نامه” بود تا “روزنامه”.

    اول با خودم گفتم: ببین اقساط و بازپرداخت معوقه وامهای میلیاردی(دریافت شده در زمان دولت اصلاحات به اسم ساخت هتل چمران شیراز و …) چقدر به اینها فشار آورده که تا این حد کلاس خودشون را پایین آورده و به اسم روزنامه، “آگهی نامه”، چاپ می کنند.

    فقط یک چهارم صفحه اول به خبر اختصاص داده شده بود.

    با کمی دقت، چیز عجیب تر دیگری دیدم!

    معمولا رسم بر این است که تیتر اول، و خبر های منتشر شده در صفحه اول به اخبار مهم اختصاص داده می شود. اما ظاهرا در میان اتفاقات و اخبار ریز و درشت کشور، فقط دو خبر توجه تحریریه این روزنامه را به خود جلب کرده و آنها را در صفحه اول کار کرده اند.

    اخبار مهم صفحه اول روزنامه نیم نگاه 5 بهمن 88

    این اقدام بسیار عجیب روزنامه نیم نگاه در انتخاب این دو عنوان، برای صفحه اول در حالی است که در صفحات بعدی این روزنامه شاهد این عناوین هستیم:

    - رییس جمهور پس از ارایه لایحه بودجه در جمع خبرنگاران: تصویب هر دو لایحه بودجه و برنامه، امکان پذیر است
    - رییس قوه قضاییه: جریان آشکاری در جامعه قصد فتنه گری و ایجاد تفرقه دارد.
    - کم توجهی خلبان به محدودیت دید باعث سانحه هوایی شد(سانحه فرودگاه مشهد)
    - نماینده مجلس: خط ریلی فارس – خوزستان، سال آینده اعتبار می گیرد.
    - استاندار فارس عازم عمان شد.
    - بودجه ۴۱۰ میلیاردی سال ۸۹ شهرداری به شورا تسلیم شد.
    - فروش اینترنتی بلیت های نوروزی قطار شیراز آغاز شد.
    - ……

    به این ترتیب احتمال دو موضوع به ذهن خطور می کند:

    ۱- حس بشر دوستی و حمایت از مناطق محروم در مسئولین روزنامه اصلاح طلب نیم نگاه به قلیان آمده و این دو تیتر را برای صفحه اول انتخاب کرده اند.

    ۲- با چاپ عکس سردار مویدی در صفحه اول به نوعی ادای دین و تشکر از ایشان بخاطر برخی خدماتشان! انجام شده و در کنار این خبر “چهره” دهیار محترم قصرقمشه به مردم معرفی و از خدمات ایشان تجلیل شود.(چره سازی)

    به هر حال این اقدام غیر عادی جای تامل و بررسی بیشتری دارد.

    والسلام.

    —————————

    شرح ماجرای تیتر مهم!؟ : گروگان ۶ ساله در شیراز آزاد شد.

    واحد مرکزی خبر – دختر بچه۶ ساله شیرازی از چنگال ربایندگان ازاد شد.
    فرمانده انتظامی فارس گفت ساعت۱۲ روزپنج شنبه هفته گذشته۴آدم ربا با مجروح کردن راننده سرویس ، دختر بچه ۶ ساله را ربوده و متواری شدند.
    سردار مویدی گفت پس ازاطلاع خانواده این کودک ماموران آگاهی وارد عمل شدند و ادم ربایان را در شیراز شناسایی و در کمتر از ۶ ساعت این دختر بچه به آغوش خانواده اش بازگشت و ۴ نفر آدم ربا دستگیر شدند.
    سردار مویدی با اشاره به اینکه انگیزه اصلی آدم ربایان اخاذی بوده است افزود : ربایندگان از خانواده این کودک در قبال آزادیش مبلغ ۲ میلیارد تومان پول درخواست کرده بودند.

    ابر برچسب ها : , , , , ,

  • سلام.

    قطار شیراز – مشهد مدتها است که راه اندازی شده و تعدادی از دوستان و بستگان هم با آن به زیارت آقا امام رضا (ع) مشرف شده اند. اما صحت این امر هنوز برای بسیاری از مردم و حتی مسئولین در هاله ای از ابهام قرار دارد و برخی نیز در این خصوص یا ابراز تردید می کنند و یا اینکه کلا آن را منکر می شوند.

    مدتی است قصدداشتم به یکی از دفاتر فروش بلیت قطار در شیراز مراجعه کنم و اخبار و اسناد مربوطه را جهت تنویر افکار عمومی منتشر کنم. اما منِ “شیرازی”، خیلی حال و حوصله انجام این کار را نداشتم و منتظر بودم تا شاید به طریقی مدرکی به دستم برسه(یارُم میآیه؛ دلدارُم میآیه) خجالت. تا اینکه امروز صبح توفیق اجباری حاصل شد به حوالی چهارراه زند رفتم.

    از قبل می دانستم که یکی از دفاتر فروش بلیت آن حوالی هست. پس به آنجا مراجعه کرده در مورد سفر به مشهد با قطار، پرسیدم. اطلاعات به دست آمده به شرح زیر است:

    -قطاز شیراز مشهد هفته ای یک بار، جمعه ها، از شیراز یه مقصد مشهد حرکت می کند.
    - قطار از نوع درجه یک با کوپه ۴ نفره و مجهز به تلوزیون و سیستم تهویه مناسب می باشد.
    - مدت زمان سفر حدود ٢٧ ساعت است.
    -کرایه رفت و برگشت هر نفر ٧٧،۶٠٠ تومان است. 
    -قطار برگشت(مشهد به شیراز) هر پنجشنبه از مشهد مقدس به سمت شیراز حرکت می کند.

    پرسیدم چرا درسایت رجا وجود ندارد؟ گفت: چون همه بلیت ها تا حالا پیش فروش شده بوده. اما از این پس در سایت هم هست. گفتم میگن قطار شیراز-مشهد مشکل داره؛ گفت: غیر از کندی سرعت تا اصفهان، مشکل دیگری نیست.

     

    رفتم سراغ اینترنت و سایت رجا.

    توی صفحه اصلی سایت و فایل “برنامه حرکت پاییز و زمستان” اسمی از شیراز ندیدم.

    وارد صفحه خرید اینترنتی بلیت قطار شدم. دیدم! دیدم! نام “شیراز” را در لیست شهرها دیدم لبخند.

    مراحل خرید بلیت را تا قبل از پرداخت پول طی کردم که تصویر آن را اینجا می بینید.

    خرید بلیت قطار شیراز - مشهد

    و به این ترتیب صحت خبر فعال بودن قطار مسیر شیراز – مشهد به اثبات رسید.

    موفق باشید.

    ابر برچسب ها : , , , , ,

  • سلام.

    بعد از حماسه میلیونی امت حرب الله و مردم همیشه در صحنه سراسر کشور، در ٩ دی ماه، که متاسفانه به دلیل بیخردی و بی کفایتی مسئولین شهری، مردم شیراز در این حماسه میلیونی، نقش چندانی نداشتند، فاز دیگری از کودتای مخملین کلید خورد و دور جدید عملیات روانی آغاز شد.

    این مرحله را به دلیل شباهت های آن، می توان فاز “قرآن سرِ نیزه” نامید.

    در فاز جدیدِ “قرآن سر نیزه” سران کودتا و فتنه با تغییر اندکی در شعار و مواضع، ظاهرا به سمت مردم و انقلاب رو کرده و کاملا با احتیاط و موزیانه، به تکرار بعضی از سخنان و مواضع دلسوزان نظام و انقلاب رو آورده اند. مثل رد ضمنی و دو پهلوی “تقلب”، تقبیه ضمنی فجایع عاشورای حسینی ٨٨ و … .

    از دیگر سو با مطرح کردن شعار “وحدت ملی” و “آشتی ملی” سعی در القای حسن نیت خود به عوام و برخی خواص سست عنصر، دارند. امری که تا امروز در آن به برخی موفقیت های نسبی، دست یافته اند.

    یکی دیگر از اهداف شعار “وحدت ملی”، فرار از مجازات و پاسخگویی در قبال جرائم گذشته، است. این حرکت جدید را ”مرکز فرماندهی راهبردی” فتنه گران، سیاستگزاری، هدایت و حمایت می کند. متاسفانه این ستاد فرماندهی، در مکان یکی از ارکان نظام قرار دارد و فرماندهی آن را چندین سال است که پدرِ “دخترِ اغتشاشگرِ علاقمند به ساندویچ!”، بر عهده گرفته و از اموال بیت المال، علیه نظام و انقلاب استفاده می کند.

    در این میان، سخنان اخیر اسفندیار رحیم مشایی، که هنوز مشروح و اصل آن را پیدانکرده ام، بهانه و امتیاز بسیار خوبی برای تکمیل فاز “قرآن سر نیزه” فتنه گران، به حساب می آید.

    فتنه گران مکار هم با ولع تمام از این فرصت بوجود آمده استفاده کرده با بزرگنمایی این موضوع توجه ها را از کید، حیله و خیانت های خود به سمت رحیم مشایی، و درست در مسیر دلخاه خود منحرف نمودند.

    ابتدا با ترسیم جبهه ای “مجازی”، حامیان رحیم مشایی، دوستداران و حامیان رئیس جمهور، مخالفین و منتقدین خود را کلا، در یک جبهه و در مقابل خود قرار داده اند. سپس با بزرگنمایی و وصل کردن اقدامات مشایی به دولت و حامیان آن، دو هدف عمده را پیگیری می کنند:

    ١- انحراف افکار عمومی از جبهه نفاق و فتنه به سمت جبهه مجازی جدید و سرگرم ساختن آنها به درگیری های داخلی و درون جبهه ای.

    ٢- القاء این نکته که هر کس قصد نقد و رد سخنان مشایی را دارد باید الزاما تلنگری هم به دولت و حامیانش بزند و از دیگر سو از خردورزی و تعهد اصحاب “قرآن به نیزه زده” حمایت کند.

    متاسفانه تا حدودی هم موفق بوده اند.

    امروز جواب انتقادات و گلایه های خود را که با عناوین  ما “مو” می بینیم و مقام معظم رهبری، “پیچش مو” ! ،  انتقادی به رهبر معظم انقلاب اسلامی! و  انتقادی به رهبر معظم انقلاب اسلامی! (۲)  نسبت به مقام معظم رهبری بیان کردم را به خوبی دریافته و درک می کنم. البته پیش از این هم حدس میزدم این قوم مکار و فتنه گر قصد انجام چه کاری را دارند و آمده اند تا ماجرای جنگ صفین و حکمیت و صلح حسنی را تکرار کنند. به همین خاطر دوست داشتم، مقام معظم رهبری زودتر تکلیف مردم را با فتنه گران روشن کنند تا ماجرا به اینجا نکشد. اما به همان دلیل که علی مرتضی(ع) و حسن مجتبی(ع) “صبر” کردند، علی زمانه هم مجبور به صبر است تا شاید تعدادی ”سردار با بصیرت” پیدا شده و او را یاری نمایند.

    در روزهای اخیر شاهد بازی برخی دوستان بازی خورده در زمین فتنه گران، و با قاعده مدنظر آنها، که شرح آن بیان شد، هستیم. در این بین به تغییر مسیر ”ناخواسته” دو وبلاگ که مورد علاقه من بودند، به عنوان “نمونه”، اشاره می کنم؛ وبلاگ آهستان و وبلاگ منبرنت.

    قبل از اینکه مطلب را ادامه دهم لازم است یادآوری کنم که اینجانب تا کنون هیچ شماره ای از نشریه همت را ندیده و نخوانده ام. قصد دفاع از آن را هم ندارم.

     

    وبلاگ آهستان
    —————-
    وبلاگ آهستان از مطلب و عکس منتشر شده توسط نشریه همت شروع کرد و با انتقاد از قرارگرفتن نام برخی افراد در کنار نام و تصویر فنته گران، مطلب را ادامه می دهد. در آن زمان مطلبی در نقد نحوه انتقاد آهستان با عنوان ” اتهام “همراهی با هاشمی”!” نوشتم.

    آهستان با مرتبط کردن نشریه همت به رحیم مشایی و مطالبی که در پی آن می نویسد، عملا خود را وارد “جبهه مجازی” فتنه گران کرده و ناخواسته همان می کند که آنها ترسیم کرده اند.

    به این جملات دقت کنید:

    “اما دیگر نمی‌شود سکوت کرد. یعنی عقل و دین و منطق و وجدان و انصاف اجازه نمی‌دهد که آدم ساکت بشود. توهم را باید کنار گذاشت. هیچ «احمدی‌نژادکشونی» در کار نبود و نیست. اولین ضربه را به احمدی‌نژاد، خود او زد و دوستان متعصبش. در اینکه خیلی‌ها از احمدی نژاد خوششان نمی‌آید شکی نیست، اما احمدی‌نژاد هم از خیلی‌ها خوشش نمی‌آید. حتی خیلی بیشتر از طرف مقابل! پس چه فرقی دارد؟”

     در این جملات مشاهده می کنیم که نویسنده ناخواسته با قرار دادن مشایی، دولت و حامیان آن در کنار هم و در مقابل فتنه گران، “جبهه مجازی” مد نظر فتنه را همانطور که آنها می پسندند ترسیم می کند. در آخر این پاراگراف جمله سوالی مطرح میشود که بسیار عجیب و نابجا است. “ اما احمدی‌نژاد هم از خیلی‌ها خوشش نمی‌آید. حتی خیلی بیشتر از طرف مقابل! پس چه فرقی دارد؟

    نویسنده با مطرح کردن این سوال عملا خود را در جایگاه یک تماشاچی قرار داده که از روی سکو به نبرد یا مبازره دو نفر نگاه می کند که با دیدن حملات و خشونت ذاتی نهفته در نبرد، بدون در نظر گرفتن علل و نیت طرفین و صرفا با استناد به ظاهر امر از خود می پرسد “فرق این دو نفر با هم چیست؟ هر دو مثل هم هستند!” کاری هم به حق و باطل میدان نبرد ندارد. 

    در ادامه به عبارت “ هیچ «احمدی‌نژادکشونی» در کار نبود و نیست” توجه فرمایید. همه به خوبی می دانیم که محمود احمدی نژاد امروز زنده است و کشته نشده؛ استفاده نشریه همت از عبارت “احمدی نژاد کشون”، اشاره به پروژه “ترور شخصیتی” محمود احمدی نژاد دارد که توسط فتنه گران از همان سال ٨۴ آغاز شد و خود آنها نام آن را رسما پروژه “نه؛ احمدی نژاد” گذاشتند.

    انکار این موضوع و “توهم” دانستن آن از طرف فردی که خود را پیرو ولایت می داند، اقدام بسیار عجیبی است؛ چرا که مقام معظم رهبری چندین بار قبل و بعد از انتخابات مستقیم و غیر مستقیم به این موضوع اشاره داشتند.

    “حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تلاش برخی افراد برای سیاه نمایی در فضای جامعه و ایجاد اغتشاش ذهنی و تردید در مردم افزودند: ملت ایران ملتی مؤمن، صادق و با عزم راسخ است و همان ملتی است که این انقلاب عظیم را به پیروزی رساند و سی سال با قدرت از نظام اسلامی دفاع کرد. … این دستاوردهای نظام اسلامی، به راحتی محقق نشده است که عده ای بخواهند به دلیل اغراض شخصی و دشمنی با دولت، در اصل نظام خدشه وارد کنند. این نمونه ای از بیانات مقام معظم رهبری پیش از انتخابات در تاریخ ١۵/٠٨/١٣٨٧

     “حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به مقصر بودن دو طرف مناظره ها افزودند: یک طرف به رئیس جمهور قانونی کشور، صریحترین و خجالت آورترین اهانتها و تهمتها را بیان می کرد و با پخش کارنامه های جعلی برای دولت، رئیس جمهور متکی به آرای مردم را دروغگو، خرافاتی و رمال می نامید و اخلاق و قانون و انصاف را زیر پا می گذاشت و طرف دیگر هم، با اقداماتی مشابه، کارنامه درخشان ۳۰ ساله انقلاب را کمرنگ جلوه می داد و شخصیتهایی که عمرشان را در راه نظام صرف کرده اند زیر سؤال می برد و اتهاماتی را که در مراجع قانونی اثبات نشده است بیان می کرد.” نمونه ای از بیانات مقام معظم رهبری پس از انتخابات و در نماز جمعه ٢٩/٠٣/١٣٨٨

    در ادامه نویسنده محترم وبلاگ آهستان، می نویسد: “اینجاست که باید فکری جدی برای مقابله با این جریان خطرناک کرد. در چند ماه گذشته بنا به ضرورت و حساسیت مسائل دیگر، کمتر به این مساله پرداختیم، اما وقت آن است که کاری کنیم.

    منظور نویسنده از “جریان خطرناک”، جریان فکری است که به ادعای ایشان، قصد دارد همه مخالفان احمدی نژاد را وابسته به “سیستم هاشمی رفسنجانی” معرفی کند. 

     نویسنده با بیان این که “وقت آن است که کاری کنیم”. به نوعی مطلب را بیان می کند که گویی فتنه خاتمه یافته و امروز کاری مهمتر از رسیدگی به مواضع نشریه همت و آن “جریان خطرناک” نداریم. این نوع نگارش نویسنده وبلاگ آهستان نشان می دهد او ناخواسته فریب بزرگنمایی های فتنه گران را خورده و ذهنش از موضوع اصلی منحرف و به آنچه برای امثال وی ترسیم شده منحرف شده است.

    پس از این، مطلب وبلاگ آهستان، که با عنوان “پشت پرده نشریه همت چه کسانی هستند؟!” منتشر شد؛ و فیلتر شدن عجیب چند روزه آن، نویسنده کاملا در دام افتاده و دیگر ذهنش از مساله اصلی یعنی پیگیری ماجرای فتنه، منحرف شده است. بطوری که در مطالب بعدی خود که آخرین آن تا زمان نگارش این نوشته، با عنوان “ما مشایی را دوست داریم!“، ضمن دور ماندن و نپرداختن به فتنه، بطور کامل در جبهه فنته گران مستقر شده و انواع و اقسام حملات را به بهانه مشایی، نثار دولت و حامیانش می کند.

    در اینجا مثالی آورده و آن را باکلام مقام معظم رهبری ختم می کنم

    فرض کنید در خانه بر اثر حادثه ای (مثلا زلزله)، آتش سوزی رخ دهد و همزمان لوله های آب هم آسیب ببیند. اول به کدام “خطر” و “تهدید” می پردازید؟ آیا غیر از این است که ابتدا و بدون فوت وقت به سراغ “خطر بالفعل” آتش سوزی می روید و سعی در مهار آن دارید؟ آیا در چنین شرایطی پرداختن به “تهدید بالقوه” ترکیدگی لوله آب، توجیه منطقی دارد؟ مسلما عقل حکم می کند ابتدا “خطر بالفعل” را دفع نموده بعد از آن به سراغ “تهدید بالقوه” برویم.

    “رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنانشان درباره حمایتهای رهبری از دولت و رئیس جمهور خاطرنشان کردند: دولت کنونی و رئیس جمهور محترم، مثل همه انسانها، دارای نقاط ضعف و قوت هستند و بنده فقط از نقاط قوت حمایت می کنم و هرکس دیگری نیز این گرایش، تحرک و جدیت را از خود نشان دهد مورد حمایت من خواهد بود.
    حضرت آیت الله خامنه ای در همین زمینه خاطرنشان کردند: تأکید بر نقاط ضعف، به سیاه نمایی و ناامیدی می انجامد ضمن اینکه موضع گیری علنی در مقابل نقاط ضعف، بسیاری از مواقع به حل مشکل کمکی نمی کند بنابراین و براساس منطق، فقط هنگامی که چاره دیگری نباشد باید در مقابل نقاط ضعف، موضع علنی گرفت

    لازم به توضیح است که اینجانب به هیچ عنوان قصد دفاع از نشریه همت و یا جسارت و توهین به نگارنده عزیز وبلاگ آهستان و منبرنت را ندارم؛ بلکه هدف ارائه نمونه(case) از قربانیان ناخواسته فتنه گران و روشنگری درباب نحوه عملکرد آنهاست.

     

    وبلاگ منبرنت
    ————–
    نگارنده عزیز و گرامی وبلاگ منبرنت با انتخاب عنوان “معضلی به نام احمدی‌نژاد” از همان آغاز توجه را به خود جلب می کند. در ادامه با اشاره به فیلتر شدن وبلاگ آهستان، علت احساساتی شدن خودرا بیان کرده و نشان می دهد که روند فریب افکار عمومی در فاز جدید “قرآن سر نیزه” فتنه، می تواند به صورت زنجیره ای و غیر مستقیم عمل کرده و دوستان را به دام بیندازد.

    در ادامه نویسنده منبرنت می آورد

    “درواقع عصبانیت بسیاری از فعالان سیاسی اصلاح‌طلب( و مخالفان اصولگرای احمدی‌نژاد) از نوع صحبت‌ها و تحرکات عجیب و غریب احمدی‌نژاد در چهره چند مهمان کاملا قابل تشخیص بود و همه این ایرادات هم بخاطر ساختار شخصیتی «احمدی‌نژاد» است.یک‌دندگی، عدم توجه به جوانب مختلف سیاسی و اجتماعی هنگام موضعگیری، عزل و نصب‌های عجیب و غریب و ادعاهای ثابت نشده در ارائه آمارهای اقتصادی و سیاسی..”
    “تا قبل از انتخابات فقط احمدی‌نژاد دروغگو بود، اما پس از آن این دروغگوئی به نام کل نظام تمام شد و هزینه‌های واقعا جبران ناپذیری که نظام باید پرداخت می کرد.”
    “اصلی‌ترین دلایل مهمانان اصلاح‌طلب برنامه «رو‌به فردا» چند ایراد اساسی و اشتباهات احمدی‌نژاد بود.دلایلی که باعث شد نظام جمهوری اسلامی ایران بیش از هفت ماه با آن درگیر باشد”

    جملات فوق نشان می دهد که چگونه جریان فتنه با “قرآن سر نیزه” نگارنده عزیز ما را درگیر پروژه منسوخ شده “نه، احمدی نژاد” کرده و عملا همان ادعاها و تهمت های پیش از انتخابات فتنه گران را امروز، در قلم این دوستمان مشاهده می کنیم.

    فتنه گران هم با شعار نجات جمهوری اسلامی ایران از دست دروغگویی ها و سوء مدیریت احمدی نژاد پا به عرصه انتخابات گذاشتند. آنها با همین شبهات، توانستند مردم را فریفته  و به آنها القاء کنند که مطالب آنها صحت دارد و هر آنچه غیر از آن است دروغ است. با همین روش هم قاطعانه به هواداران خود القاء کردند که “ما بیشماریم” و اگر موسوی رای نیاورد حتما “تقلب” شده.

    نویسنده محترم وبلاگ منبرنت اگر واقعا قصد ریشه یابی و شناسایی مقصر اصلی وقایع و فجایع بعد از انتخابات را دارد؛ باید ابتدا فرضیات خود را محکم و مستدل انتخاب نموده، سپس تحلیل و نتیجه گیری کند؛ نه آنکه پایه فرضیات خود را بر صحنه آرایی و القائات کذب و موهن فتنه گران قرار دهد و در مسیر مد نظر آنها حرکت کند.

    پس اول باید ادعای فتنه گران را اثبات نماید، سپس به آن استناد کند.

    در ادامه می آورد:
    “اگرچه معتقد هستم هسته اصلی جریان منتقد نظام( چه در خیابان‌ها و چه در رسانه‌ها) می‌خواهند سربه تن نظام اسلامی نباشد و هرشب در رویای شکست نظام جمهوری اسلامی می خوابند، اما طیف وسیعی از مردم عادی و هزاران نفر از آنهائی که تا همین چند ماه پیش حامی نظام بودند و هم‌اینک کمترین حرمتی برای رهبری قائل نیستند دو چیز است:عصبانیت از احمدی‌نژاد و قرارگرفتن در گرداب تبلیغات دشمن.”

    نگارنده [علت انحراف] مردم را در عصبانیت از احمدی نژاد و قرار گرفتن در گرداب تبلیغات دشمن بیان می کند. در حالی که با توجه به توضیحات بالا علت اصلی عصبانیت مردم، قرار گرفتن در دام تبلیغات و القائات دشمن و فتنه گران است. آنقدر دروغ گفتند تا بسیار باور کردند.

    منظور بنده این نیست که دولت نهم خالی از اشکال بوده بلکه دولت نهم هم مثل دولت های گذشته اشکالاتی داشته با این تفاوت که از آغاز دولت نهم تا آخر گروهی با سیاه نمایی و دروغ و بزرگنمایی برخی مسائل، وضعیتی ملتهب و آشفته را در اذهان مردم پدید آوردند و آنها را فریب دادند. ریشه مشکلات اینجاست نه عصبانیت مردم از احمدی نژاد.

    نویسنده محترم وبلاگ منبرنت در مطلب بعدی خود با عنوان “ادامه شناخت معضل” ضمن در پیش گرفتن مسیری منطقی تر همچنان بر محکوم کردن احمدی نژاد بر پایه ادعاهای فتنه گران پافشاری می کند. وی با آوردن مثالی در مورد فردی که به دیگری “تنه” می زند و فرد تنه خورده در عوض یا او را می کشد یا اموالش را به آتش می کشد، قصد دارد هر دو طرف را عادلانه ماخذه نماید. وی در ادامه چنین می نویسد: “این افراد به بهانه ایرادات احمدی‌نژاد و تخلفات او در زمان انتخابات در حال به‌هم ریختن کل نظام و مملکت هستند.باید پس از پذیرش اشتباهات احمدی‌نژاد “

    اما سوال اینجاست که چرا محاکمه را بر پایه ادعای دروغین “تنه خوردن” انجام می دهید؟ در حالی که اول باید ثابت شود که “تنه زدنی” در کار بوده؛ بعد بررسی کنید چرا یکی تنه زده و چرا دیگری کشته یا آتش زده.

    همه به خوبی میدانیم که بسیاری از بهانه ها، اسناد و مدارک فتنه گران، توهم و دروغی بیش نبوده و نیست. آن دسته از ادعاها هم که در ظاهر “واقعیت” دارند در واقع یا “حقیقت” ندارند یا “حقیقت” آنها  با آنچه فتنه گران می گوید کاملا متفاوت است. لذا باید اول صحت “بهانه” های آنها اثبات شود.

    در ادامه وبلاگ نویس عزیز منبرنت می افزاید:
    “اما اعتقاد شخصی من این است که اقدامات تاسف‌بار احمدی‌نژاد در عزل و نصب‌ها،موضع گیری‌های عجیب و غریب و اطرافیان مسئله دار او بهترین زمینه بود برای دشمنی که ۳۰ سال است که در انتظار حمله به این نظام نشسته است.جماعت عصبانی هم که به گروه سبزها پیوسته بودند و نمی‌توان از آنها انتظار داشت بلافاصله فردای انتخابات از تعصب چند‌ماهه خود دست بردارند.”

    ایشان با بکار بردن عبارت “اقدامات تاسف بار”، به مسائلی اشاره می کنند که اصلا برای فتنه گران اهمیت نداشته و در موضع گیری و مطالبات آنها جایگاهی ندارد؛ ضمن آنکه بسیاری از این به اصطلاح “اقدامات تاسف بار”  پس از انتخابات دوم خرداد رخ داده و هیچ ربطی به آن زمان ندارد. در اینجا هم باید خدمت نگارنده محترم وبلاگ منبرنت عرض کنم که روح حاکم بر بسیاری از “اقدامات تاسف بار” مد نظر شما چیز دیگری است و با آنچه فتنه گران و ساده لوح ها در جامعه و در میان مرد ترویج می کنندکاملا متفاوت است؛ که در این خصوص، انشاء الله در فرصتی مناسب چند جمله ای خواهم نوشت.

    در آخر به خود و همه دلسوزان انقلاب و نظام (فارغ از گرایش سیاسی آنها) یه عنوان یک برادر کوچک و شهروندی عادی توصیه می کنم ضمن شناخت صحیح دشمن و فتنه گران کاملا هوشیار بوده و تمامی حرکات آنها را با دید “تشکیک” و “تحقیق” مورد مطالعه و کنکاش قرار دهیم تا خدایی نکرده در دام آنها گرفتار نشده و به خطا نرویم.

    والسلام.

    ابر برچسب ها : , , , , , , , ,

موضوعات

تقویم

بهمن ۱۳۸۸
ش ی د س چ پ ج
« دی   اسفند »
 ۱۲
۳۴۵۶۷۸۹
۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶
۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳
۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰

آمار سایت