التماس می کنیم؛ حماقت نکنید!

۱۴ آذر ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

سالها دولت انگلستان در حق اسلام و ایران، جنایت کرد.

سالها اشغال و قتل عام کرد.

سالها از اشغال گری و دیکتاتور ها حمایت کرد.

سالها در جنگ علیه ایران مشارکت نمود.

سالها در تجهیز نظامی دولت بعث عراق و فروش محصولات شیمیایی به آنها مشارکت کرد.

سالها در تهیه و تصویب قطعنامه علیه دولت و ملت ایران پیش قدم بود.

سالها حامی و پشتیبان گروههای انحرافی و تروریست بوده.

حدود یک قرن علیه ایران و ایرانی آنچه در توان داشته انجام داده.

اما ما چه کردیم؟!

دولت ها و مجالس ما چه عکس العملی نشان دادند؟!

جز اینکه خود و فرزاندانشان دائم در مسیر تهران-لندن در تردد هستند، کار دیگری هم کردند؟!

مسوبه اخیر مجلس، که آنچنان با هیاهو و جنجال تبلیغاتی در داخل به تصویب رسید، چه بود؟!

جز آنکه خیلی محترمانه و با احتیاط، به طوری که مبادا به قبای ملکه انگلستان بر بخورد، خواستار خروج سفیر و جانشینی فرد دیگری با عنوان کاردار در راس سفارت، شدند؟!

رفتن سفیر و “تغییر عنوان” به کاردار جواب این همه جنایت در یک قرن بود؟!

آقایان خسته نباشند!

نکند خدایی نکرده در بورسیه و سهمیه های فرزندانتان خدشه ایی وارد شود!

والله؛ خجالت دارد!

جواب یک قرن جنایت را با تغییر عنوان از سفیر به کاردار، می دهند؟!

آیا پاسخ این همه خباثت و دشمنی عبارت “اه! بَد! بَد! بَد!”، بود؟!

خجالت بکشید!

از این مردم و خون شهدا خجالت بکشید!

در این کارزار، حداقل جواب ممکن را دانشجویان دادند. کمتر از این امکان نداشت.

به حول و قوه الهی پس از عکس العمل حداقلی دانشجویان دولت خبیثه انگلستان با تعطیلی سفارتش در ایران ناخواسته یکی از خواسته های ملت ایران را محقق کرد.

 

پس از این اقدام خداپسندانه دولت انگلیس، از مسئولین انتظار می رود با استقبال از این واقعه میمون، ضمن اعلام رسمی تعطیلی کامل این جاسوس خانه، با بازپس گیری باغ قلهک، بخشی از آلام این ملت را التیام بخشند.

بدیهی است هر گونه تلاش برای بازگرداندن و بازگشایی این مرکز فتنه، خیانت است به ملت و خون شهدا.

پس، لطفا؛ التماس می کنیم؛ حماقت نکنید!

والسلام.

چی از جان اصولگرایی می خواهند؟!

۲۷ آبان ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

سلام.

نخستین گردهمایی بزرگ جبهه متحد اصولگرایان‌ برگزار شد.

کدام اتحاد؟

در راستای منافع چه فرد یا افرادی؟

برای ادامه حیات سیاسی چه کسانی؟

اتحاد چی با چی؟

کدام اصولگرایی؟

چه جبهه متحدی؟

دو ایده متقابل، چگونه در یک جبهه جمع خواهند شد؟

اصولگرایی در چی؟

آیا جز این است که اصولگرایی به معنی دفاع از اسلام و انقلاب و حقوق پابرهنگان است؟

مگر قرار نبود، اصولگرایی مدافع حقوق محرومان باشد؟

مگر قرار نبود، اصولگرایی به جنگ زرپرستانِ قدرت طلب، برود؟

اصولگرایی رابطه ایی با باندها قدرت و مافیای اقتصادی ندارد؟

اصلا اصولگرایی در تقابل با مافیا تعریف شده است.

اصولگرایی آمد تا باندهای قدرت، نابود شوند.

اصولگرایی چه رابطه ایی با سکوت؛ و بعضا، خنجرهای دوران فتنه دارد؟

جبهه متحد در برابر چه کسی یا چه چیزی؟

اگر بناست که جبهه ایی باشد باید یک طرف آن معتقدین و مقیدین به اصول انقلاب و منافع پا برهنگان باشند و طرف دیگر آن قدرت طلبانِ زرپرست. اتحاد این دو اصلا از بیخ و بن غلط است.

مگر آنکه تعریف اصول و اصولگرایی با منافع آقازاده های فلان شخصیت، که نامه بدون سلام می نویسد، عوض شده باشد. شاید منافع آقازاده های لندن نشین و دُبی گذر، به اصول و اصولگرایی تبدیل شده.

شاید همه پابرهنگانِ دیروز، امروز، در دُبی صاحب آدیداس، شده اند؟

شاید محرومان دیروز، امروز، دقدقه قیمت دلار و پوند و بهای بلیط لندن-دبی را دارند؟

اگر این چنین است؛ پس حق با آقایان، است. لازم است برای دفاع از حقوق این آقایان و خانواده هایشان، جبهه متحد تشکیل داد. گور پدر پابرهنگان و محرومان امروز هم ….(صلوات).

بس کنید! این چه بساطی است که به اسم اتحاد به راه انداخته اید؟! این چه عوام فریبی است که به راه افتاده؟

اگر منظور شما اتحاد در برابر جریان اصلاح طلب است؛ که همه به خوبی می دانند این جریان نیمه جان، با طناب حمایت از فلان شخصیت و فرزندانش به این حال و روز افتاده. شما چرا؟ چرا راه رفته اصلاح طلبان را دوباره طی می کنید؟ آیا در انتظار نامه بدون سلام، و تهدید به بلوا و آشوبِ مجدد، هستید؟

کو بصیرت؟ کجا رفته غیرت؟

آنچه که آقایان(خصوصا از نوع موتلفه آن) به نام اتحاد هوا کرده اند؛ همان، “قرآن های سر نیزه” است. چرا تاریخ را تکرار می کنید؟ چرا عبرت نمی گیرید؟

از چه چیزی هراس دارید؟ چه چیزی چشم هایتان را کور کرده؟

اگر اکثر گلوگاه های اقتصادی کشور در کنترل و چنبره مافیای خانوادگی آقایان است و بسیاری از ارکان نظارتی هم چشم بسته و گوش به فرمان ایشان، شما چرا با آنها همراهی می کنید؟ چرا سنگر اصولگرایی را دو دستی تقدیم می کنید؟

از نظر مردم، اصولگرا و حاجی بازاری و جناحِ راستِ سنتی، با هم فرق دارند. مردم تفاوت های فاحش میان اصولگرایی با دیگران را به خوبی لمس می کنند. مقاوم باشید. از اصول کوتاه نیاید.

اگر قرآن های سر نیزه را باور کنید و از تعداد کم خود هراس به دل راه بدهید؛ صلح حسنی را بر رهبری، تمام شده بدانید. 

جنگ احزاب را به یاد آورید! یاد خدا را در ذهن بپرورانید! نهراسید! از اصول خود کوتاه نیاید! ثابت قدم باشید! انشاءالله پیروزی با شما خواهد بود.

والسلام.

شنود می شوم ؟!

۲۶ آبان ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

سلام.

فروردین سال ۸۷ انفجاری در حسینیه سید الشهدا(ع) شیراز ، متعلق به کانون رهپویان وصال رخ داد، که منجر به شهادت ۱۴ نفر و زخمی شدن حدود ۲۰۰ نفر از عزیزان این شهر شد.

مسئولین شهری از نخستین ساعات وقوع انفجار قصد القاء این مطلب را به مردم و رسانه ها داشتند که، انفجار رخ داده بمب و عملیات خرابکارانه نبوده و به دلیل بی احتیاطی در نگهداری از برخی ادوات نظامی(مین خنثی شده و بدون چاشنی) رخ داده.

پافشاری مسئولین شهری در آن زمان تا به آنجا ادامه پیدا کرد که شورای عالی امنیت ملی هم در بیانیه ای رسمی، عملیات خرابکارانه را رد کرده و علت انفجار را بی احتیاطی، عنوان نمود.

اما بسیاری، خصوصا حاظرین در محل انفجار، نظری غیر از این داشتند. آنها معتقد بودند که این انفجار ناشی از بمب و عملیات خرابکارانه است.

جمعی از دوستان ضمن انتشار مطالب و عکسهایی از محل انفجار و تحلیل شرایط محیط و نحوه انفجار، موفق شدند نظر بسیاری را در خصوص انفجار، به سمت “بمب” معطوف نمایند. تا آنجا که پس از بازرسی های بازرسان ویژه،  انفجار بمب تایید شد.

آنچه گذشت مقدمه ایی بود برای مطلبی که از این پس نگاشته می شود.

در جریان تلاش برای اثبات وجود “بمب” با برخی از دوستان همکاری می کردیم. پیغام دادند که “بچه های بالا” توصیه می کنند که این موضوع را رها کنید و …

اما، کو گوش شنوا!؟

در همان ایام متوجه وجود یک علامت جدید روی گوشی خود شدم.

زمانی که تماسی از طریق گوشی همراه خود برقرار می کردم، ضمن شنیدن یک صدای بوق در ابتدای تماس، یک علامت شبیه تابلو احتیاط هم رو گوشی ظاهر می شد. یک پیغام هم نمایش داده می شد اما تا می خواستم آن را بخوانم محو می شد.

تعویض گوشی و سیم کارت، مرا به این نتیجه رسانید که این موضوع با سیم کارت و شماره بنده در ارتباط است.

از یکی دو کارشناس سوال کردم. گفتند، این علامت مربوط است به “کُد” نشدن  اطلاعات ارسالی از گوشی به سمت مخابرات. علت آن هم دو چیز است. یا BTSی که به آن متصل هستید قدیمی است یا اینکه به عمد و برای شنود مکالمه این کار انجام می شود.

با تست های مختلف، موضوع قدیمی بودن BTS کلا منتفی شد. اما…

این قصه ادامه داشت تا حدودا یک سال بعد؛ تقریبا بعد از یک سال، دیگر در محدوده شهر شیراز مشکلی نداشتم. اما به محض خروج از شهر دوباره همان داستان و همان علامت، تکرار می شد. تا زمان انتخابات سال ۸۸ و فتنه ۸۸٫ از صدقه سری فتنه گران، مشکل گوشی بنده مرتفع شد. اما دوباره حدود ۱۰ ماه تا یک سال بعد، در سفر های خارج از شهر، متوجه بازگشتِ مجدد علامت هشدار، روی گوشی شدم.

در سفری که حدودا دو ماه پیش به مشهد مقدس و تهران داشتم باز این علامت در برخی مکالمات ظاهر می شد. آخرین مورد کمی عجیب و متفاوت بود. زمانی که در محدوده میدان توپخانه تهران در حال مکالمه با یکی از دوستان بودم صدای بوق را شنیدم و بلافاصله نمایشگر گوشی را نگاه کردم. پیغامی ظاهر شده بود که از میان کلمات آن فقط توانستم کلمه “Cipher Text” را تشخیص دهم.علامت هشدار هم ظاهر شد. بعد از کمی که از مکالمه بنده با آن دوست در موضوع “رفع خرابی کامپیوتر دفتر” گذشت دوباره صدای بوق و پیغام و محو شدن علامت هشدار را شاهد بودم.

حالا چند سوال:

۱- اصلا این علامت یعنی چه؟

۲- اگر به معنی شنود است:

  • چه کسی یا چه کسانی پشت پرده این شنود هستند؟
  • به دنبال چه چیزی هستند؟
  • تا کی قصد ادامه این بازی را دارند؟
  • چه مرجع قانونی و حقوقی می تواند مرا در پیدا کردن عامل یا عاملین یاری نماید؟

منتظر نظرات و راهنمایی های دوستان و مطلعین هستم.

والسلام.

خاتون، رسانه ملی و چادر مشکی!

۲۶ آبان ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

سلام.

سریال “از یاد رفته” یکی دیگر از سریال های داستانی تلویزیون است که این شبها از سبکه اول سیما پخش می شود. سریال داستان زندگی جوانی روستایی است که با گذشت و ایثار همسرش، راهی دانشگاه شده و همزمان با طی مدارج علمی و تاثیر پذیری از محیط شهری، به تدریج تغییر کرده و ….

اما آنچه در این سریال توجه بنده را به خود جلب کرد، نحوه استفاده از نماد “چادر” در این سریال است.

“گل رخ” همسر ساده، ایثارگر و خانواده دوست “مرتضی”، جوان روستایی، با “چادر مشکی” به عنوان نماد حجاب به تصویر کشده شد. از طرف دیگر سایر شخصیت های زنی که در شهر و دانشگاه به تصویر کشیده شده اند، با پوششی غیر از چادر به نمایش گذاشته می شوند.

تا آن زمان که وضعیت مالی “دکتر مرتضی” تغییر کرده و خانواده خود را از آن کلبه کوچک روستایی به یک خانه ویلای در کنار ساحل منتقل می کند. با تغییر حاصله و بهبود وضعیت معیشتی “گل رخ”، دیگر خبری از “چادر”، نیست. کارگردان، “گل رخ” را در شرایط رفاهی جدید، از “چادر مشکی” جدا کرده و “مانتو و روسری” را به عنوان نماد حجاب برای وی برمی گزیند.

تا آن زمان که میان “دکتر مرتضی” و “گل رخ” بحث و اختلاف سلیقه شدید در می گیرد و “گل رخ” با دل شکستگی، ویلای همسر خود را رها کرده و به روستا، باز می گردد. گارگردان این سریال، کلبه چوبی و محقر روستایی را از پس انبوه تارهای عنکبوت تنیده شده به آن به نمایش می گذارد، و بازگشت “گل رخ” به دوران سخت، پرمشقت و ایام تنهایی، را با “چادر مشکی”به تصویر می کشد.

نشریه خاتون در آن مطلب جنجال برانگیز خود “چادر مشکی” را نماد “اشرافیت” و “تکبر” می داند. مطلبی که غوغا به پا کرد و فریاد “وا اسلاما”ی بزرگان و مراجع را در آورد.

به جرات می توان گفت که فقط، کمتر از ۲۰ درصد از خوانندگانِ تهرانیِ چند هزار نسخه ای نشریه خاتون، متوجه این مطلب و این موضوع شدند.

اما این سریال (و سایر برنامه های از این دست رسانه ملی) را میلیون ها نفر در سراسر کشور و جهان می بینند و اثر می پذیرند.

اگر “خاتون”، “چادر مشکی” را نماد “اشرافیت” می داند؛ در مقابل “از یاد رفته” آن را به عنوان نماد “فقر مالی و فرهنگی و سیاه بختی” به نمایش می گذارد.

کجا هستند غوغا سالارها؟

خبرچین ها و بولتن سازهایِ بیوتِ آیات و علما، به چه کاری مشغولند؟

چرا فریاد “وا اسلاما”ی مراجع و بزرگان به گوش نمی رسد؟

آنان که به دلیل نماد اشرافیت و فراماسونری خواندن “رنگ” مشکی چادر، در یک نشریه محدود، آنچنان برآشفته شدند، چرا امروز در برابر تحقیر “اصل” چادر، در رسانه ملی سکوت کرده اند؟

در پس این سکوت چیست؟

در پس آن فریادها دغدغه دین بود یا دعواهای سیاسی و مچ گیری؟

مردم کدام را باور کنند؟ آن غوغا و مملک به هم ریختن را، یا این سکوت و خفقان را؟

امیدوارم خداوند شر منافقان و شیاطین را از سر بیوت آیات و علما کم کرده به ما هم بصیرت عطا فرماید.

والسلام.

=======================

انعکاس:

پایگاه دانشجویی مستضعفین

کرسی آزاد اندیشی و علما!

۲۶ آبان ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

سلام.

مقام معظم رهبری بارها و بارها در خصوص راه اندازی کرسی های آزاد اندیشی چه در حوزه های علمیه و چه در دانشگاه ها تذکر دادند.

اما هنوز هیچ خبری نیست!

چرا؟

آیا این رکود فکری-فرهنگی ریشه در نخواستن دارد؟ نه! اینطور نیست. چراکه وقتی در محافل کوچک و خودمانی دور هم جمع می شویم حرفهای بسیاری برای گفتن داریم. اما انعکاس بسیار کمرنگی در محیط بیرونی دارد.

مکتب ما، شریعت ما و فرهنگ ما، ما را انسانهایی پرسشگر و کنجکاو بار آورده. ذاتا به دنبال طرح سوال و یافتن جواب هستیم. امری که در کلاسهای بحث و جدل حوزه های علمیه سالهاست که وجود داشته و منشا خیر و برکات بسیاری شده است. در سیره معصومین علیهما السلام هم مجالس پرسش و پاسخ و مناظره بسیاری را مشاهده می کنیم.

“آزاد فکرى و عقلانیت شیعه، این دو عنصرِ در کنار هم، مایه‌ى افتخار ماست. تفکرات شیعه، عقلانى است. ما از اول تشیع در تعالیم ائمه (علیهم‌السّلام) به سوى عقل، منطق و استدلال سوق داده شدیم و همین‌طور هم باید عمل بکنیم؛ حتّى در فقه. شما ببینید شاگردان برجسته‌ى امام صادق و امام باقر (علیهما السّلام) در مواردى با حضرت طورى حرف مى‌زدند که حضرت با آنها استدلالى حرف مى‌زدند. «یعرف هذا و اشباهه من کتاب اللَّه عزّوجلّ: ما جعل علیکم فى الدّین من حرج»؛ یعنى به «زراره» یاد مى‌داد که این‌طورى باید از کتاب خدا استفاده کنى؛ یعنى امام روش اجتهاد و استنباط از قرآن را به او یاد مى‌دهد. ما از اول این طورى رشد کردیم؛ شیعه عقلانى و با آزادفکرى رشد کرده است. این را باید قدر دانست و دنبال کرد.”(مقام معظم رهبری)

مشکل چیست؟ چرا کرسی های آزاد اندیشی راه اندازی نمی شوند؟

با هم چند واقعه را در کشور مرور می کنیم:

۱- مکتب ایرانی:

چندی پیش رحیم مشایی عباراتی را در جمع ایرانیان مقیم خارج از کشور بیان کرد که متن کامل آنرا می توانید در اینجا مطالعه نمایید.

مکتب اسلام دریافتهای متنوعی از آن وجود دارد … . دریافت ناب از حقیقت  ایمان و وحقیقت توحید وحقیقت اسلام، مکتب ایران است.”

خب! این سخنان به مزاج برخی خوش نیامد. اشکالی ندارد. افراد مختلف نظرات و افکار متفاوتی دارند.

حالا چه کاری باید کرد؟

چگونه با این نظر مقابله کنیم؟

آزاداندیشی چه می گوید؟

آیا ترور شخصیتی منتشر کننده این اندیشه، با روح آزاد اندیشی مد نظر مقام معظم رهبری، سازگاری دارد؟

آیا در حوزه آزاد اندیشی، باید به اندیشه، با اندیشه جواب داد؛ یا با اسلحه و بگیر و ببند؟

عکس العمل مراجع و علمای ما در این خصوص، چگونه بود؟

چند منبر و سخنرانی در نقد علمی-فقهی این اندیشه سراغ دارید؟

آیا جز تهمت و افترا و دشنام، چیز دیگری در حافظه تاریخ ضبط شده است؟

۲- پایان دوران اسلامگرایی:

رحیم مشایی در جایی دیگر می گوید: “دوران اسلام گرایی به پایان رسیده است” و در ادامه توضیحاتی و استدلال هایی را بیان می کند.

نتیجه چه شد؟

با او چه کردند؟

چند مقاله و منبر در نقد علمی-فقهی این نظر و اندیشه، منتشر شد؟

برخی علمای ما چه کردند و چگونه آزاد اندیشی را در نظام مقدس جمهوری اسلامی به نمایش گذاشتند؟

دو تن از بزرگواران و آیات عظام در عکس العملی عجیب اظهاراتی بیان کردند که هیچ نشانه ای از آزاد اندیشی و علاقه به آزاداندیشی در آن به چشم نمی خورد.

۳- نشریه خاتون:

نشریه خاتون حاوی صفحات بسیار در خصوص مسایل مختلف، و عموما مذهبی-فرهنگی است. در گوشه ایی از این نشریه فردی که خود را محقق می داند، نظری را بیان کرد.

آنچه بر سرش آمد، همان بود، که بر سر منتقدین هولوکاست در اروپا و آمریکا می آید.

حتی یک مقاله یا سخنرانی علمی-تاریخی در نقد این نظر، بیان نشد و متاسفانه جز، دشنام و افترا، چیز دیگری نیافتم.

مقام معظم رهبری می فرمایند “آنى(آن چیزی که) که کمک میکند به پیشرفت کشور، آزادى واقعىِ فکرهاست؛ یعنى آزادانه فکر کردن، آزادانه مطرح کردن…”

در کدام یک از موارد گفته شده بالا نشانه ایی از ”آزادی واقعی فکرها” به چشم می خورد؟

برخی علمای ما چگونه برخورد کردند؟

برخلاف انتظار عامه مردم، یکی از دلایل تاخیر در راه اندازی کرسی های آزاد اندیشی، اندیشه برخی بزرگان و علما است. اینکه مقام معظم رهبری این ماموریت بسیار مهم را به جوانان واگذار کرده اند و در آن به کررات اصرار بر راه اندازی این کرسی های آزاداندیشی در دانشگاهها و حوزه ها دارند به نوعی گویای این حقیقت است.

در شرایط امروز جامعه ورود به حوزه آزاد اندیشی، مانند یک شمشیر دو لبه است. از یک طرف باید با معاندین جنگید و از طرف دیگر با متحجرین جدال نمود. متاسفانه خنجر متحجرین بسیار خطرناک تر و بُرنده تر از شمشیر معاندین است.

لذا کسانی که قصد لبیک به تقاصای چندین ساله رهبری را دارند، باید با هوشیاری و آمادگی کامل، در انتظار انزوا و تحقیر و تخریب دوست و دشمن باشند. باید تهمت و افترا را به جان بخرند. باید توبیخ و زندان را در فرهنگنامه فکری خود بپرورانند. در یک کلام: برپا کنندگان کرسی های آزاد اندیشی باید کاملا آماده جهاد باشند.

امروز تیزی خنجر متحجرین سریعتر از برق شمشیر معاندین احساس و لمس می شود.

انشاء الله که خداوند متعال همه ما را صاحب بصیرت بگرداند.

والسلام.

جنایت در مسجد قبا شیراز

۱۳ شهریور ۱۳۸۹ بدون دیدگاه

سلام.

(با توجه به غیر فعال شدن سایت پرشین بلاگ امکان ارسال این مطلب از طریق وبلاگ حیران مقدور نبود. لذا بنابر ضرورت اینجا مطلب را عنوان کردم.)

جمعه ۱۲ شهریور ۱۳۸۹ مصادف با روز قدس.

راهپیمایان روزه دار بعد از اقامه نماز جمعه به نشانه اعتراض به سخنان علی محمد سربی(دستغیب) خواهر زاده شهید محراب آیت الله دستغیب، در خصوص توهین به ولایت فقیه و “شجره خبیثه” خواندن ولایت فقیه، در حیاط مسجد قبا تحصن نمودند.

هدف از تحصن انتظار جهت پاسخگویی مسئولین در خصوص رسیدگی به پرونده جرائم علی محمد سربی ملقب به علی محمد دستغیب و طلاب و حامیانش عنوان شد.

در این تحصن آرام مردم ضمن برخی شعار های انقلابی و در حمایت از جایگاه ولایت فقیه، به مداحی و نوحه سرایی برای امام اول  شیعیان  حضرت علی مرتضی(ع) پرداختند.

تحصن مردم روزه دار در حیاط مسجد قبا
تجمع آرام مردم روزه دار در مسجد قبا
تحصن آرام روزه داران شیرازی در مسجد قبا در اعتراض به سخنان اخیر علی محمد سربی(دستغیب)

در طول این مراسم شاگردان علی محمد سربی(دستغیب) ، داخل ساختمان مسجد موضع گرفته و دربها و پنجره ها را قفل کردن بودند. حتی در طول مراسم در حال جوش دادن برخی دربها از داخل بودند.

روزه داران متحصن در حیاط مسجد در حال عزاداری بودند که به ناگاه قسمتی از شیشه های  درب میانی مسجد از داخل مسجد بر اثر برخورد شدید  شئ نامعلومی متلاشی شد و با تقسیم شدن به قطعات  کوچک به سمت مردم عزادار به حرکت در آمد.

این اتفاق و شکسته شدن شیشه ها از داخل و پرتاب خرده شیشه به سمت مردم چند بار تکرار شد.

اهالی مخفی شده در مسجد با استفاده از منافذ به وجود آمده در شیشه ها، گازی که ظاهرا گاز منتشر شده از کپسول های آتش نشانی بود، را به شدت به سمت روزه داران عزادار پخش کردند. گوشه ای از این عملیات را میتوانید در عکس ها و فیلم های زیر مشاهده نمایید.

اهالی مسجد قبا در حال پاشیدن گاز به یرو روی مردم

اهالی مسجد قبا در حال پاشیدن گاز به سر و روی مردم

حمله شاگردان علی محمد سربی(دستغیب) از داخل مسجد به روزه داران عزادار

حمله شاگردان علی محمد سربی(دستغیب) از داخل مسجد به روزه داران عزادار

فیلم حمله اهالی مسجد قبا شیراز به روزه داران

فیلم حمله اهالی مسجد قبا شیراز به روزه داران ۲


در ابتدای فیلم دوم، شکسته شدن شیشه ها از داخل بر اثر اصابت شئ نا معلوم و پرتاب خورده شیشه به سمت مردم، قابل تشخیص می باشد.

اما باز هم خوارج مستقر در داخل مسجد دستبردار نبوده و با پاشیدن گاز و مایعی بد بو به رنگ آهن زنگ زده به سمت مردم، به آزار و اذیت روزه داران عزادار پرداختند. لذا تعدادی از بسیجیان برای حفاظت از مردم با ایجاد مانع در پشت پنجره ها، سعی در مهار، مهار گسیختگان داخل مسجد نمودند. گوشه ای از این تلاش را می توانید در فیلم دوم مشاهده نمایید.

فیلم حفظ آرامش مردم روزه دار پس از حمله خوارج مسجد قبا

پس از این فاز از جنایت شاگردان مرجع آمریکایی، علی محمد سربی(دستغیب)، مردم با فاصله گرفتن از درب ها و شیشه ای مسجد، در وسط حیاط مسجد به ادامه عزاداری خود پرداختند.

متحصنین روزه دار قصد داشتند تا زمانی که مسئولین استانی پاسخ قانع کننده ای به درخواست های به حق و انقلابی آنها در خصوص برخورد جدی با عوامل مسجد ضرار شیراز، بدهند به تحصن خود در حیاط مسجد ادامه بدهند. به همین خاطر تعدادی از افراد با استفاده از گونی های پلاستیکی رنگی درحال احداث سایه بان روی حیاط مسجد بودند.
ناگهان عده ای از طلاب و ساکنان مسجد قبا با فریاد و عربده کشان از پشت بام مسجد به سمت مردم در حال عزاداری یورش آورده و آنها را از بالا مورد آماج حملات سهمگین خود با استفاده از انواع سنگ، موزائیک، آجر، چوب و شیشه قرار دادند.
بر اثر این یورش ناگهانی خوارج طغیان کرده، بسیاری از مردم زخمی شدند.
تعدادی از جوانان غیور برای متوقف کردن شورشی ها به سمت پشت بام مسجد حرکت کردن.
خوارج شورشی به داخل مسجد بازگشتند.
مردم هم به امید آنکه ماجرا ختم شده به حیاط مسجد برگشتند.
اما دوباره افسارگسیختگان ساکن مسجد، با تعداد و شدت بیشتر از حمله اول به مردم یورش بردند.

حمله شاگردان علی محمد سربی(دستغیب) از بالای بام مسجد به روزه داران عزادار
به ابعاد و تعداد اشیاء پرنده(سنگ، موزائیک، آجر، چوب و …) موجود در عکسها دقت بفرمایید.
حمله شاگردان علی محمد سربی(دستغیب) از پشت بام مسجد به روزه داران عزادار

در این مرحله شخصا وجود قمه و چاقو را در دست مهاجمین مشاهده کردم.
مهاجمین این بار به کولر مسجد هم رحم نکردند و با از جا کندن کولر و تکه تکه کردن آن، قطعات کولر را از پشت بام بر سر مردم پرتاب نمودند.

تکه تکه کردن کولر و پرتاب قطعات آن بر سر مردم روزه دار و متحصن در حیاط مسجد قبا
تکه تکه کردن کولر و پرتاب قطعات آن بر سر مردم روزه دار و متحصن در حیاط مسجد قبا

در میان اشیاء پرنده اهدایی از سوی خوارج افسارگسیخته مسجد، قطعات بزرگ سنگ، آجر، چوب، موزائیک، قطعات کولر، میله گرد، لوله های داربست، کپسول آتشنشانی و … به چشم می خورد.
این عملیات سنگ پرانی به مردم و مامورین نیروی انتظامی ساعتی به طول انجامید. که خود نشان از آمادگی بالا و تدارک از قبل جهت انجام این حمله و یورش می باشد.

سنگ پرانی طلاب و مریدان علی محمد سربی(دستغیب) از بام مسجد به سمت مردم و مامورین
سنگ پرانی طلاب و مریدان علی محمد سربی(دستغیب) از بام مسجد به سمت مردم و مامورین
سنگ پرانی طلاب و مریدان علی محمد سربی(دستغیب) از بام مسجد به سمت مردم و مامورین
سنگ پرانی طلاب و مریدان علی محمد سربی(دستغیب) از بام مسجد به سمت مردم و مامورین

فیلم بخشی از مراسم سنگپرانی طلاب و مریدان علی محمد سربی(دستغیب)

نتیجه این یورش وحشیانه افسارگسیختگان مسجد قبا و مریدان و طلاب علی محمد سربی(دستغیب) به مردم بی دفاع و مامورین نیروی انتظامی بر جای ماندن بیش از ۳۰ مجروح بود. در میان مجروحین تعدادی بر اثر ضربات چاقو و قمه مجروح شده بودند.

طلاب و مربدان مسجد قبا با قمه و چاقو به مردم حمله کردند.

طلاب و مربدان مسجد قبا با قمه و چاقو به مردم حمله کردند.

مجروحین حمله وحشیانه طلاب و مریدان علی محمد سربی(دستغیب) مسجد قبا

مجروحین حمله وحشیانه طلاب و مریدان علی محمد سربی(دستغیب) مسجد قبا

مجروحین حمله وحشیانه طلاب و مریدان علی محمد سربی(دستغیب) مسجد قبا

مجروحین حمله وحشیانه طلاب و مریدان علی محمد سربی(دستغیب) مسجد قبا

مجروحین حمله وحشیانه طلاب و مریدان علی محمد سربی(دستغیب) مسجد قبا

مجروحین حمله وحشیانه طلاب و مریدان علی محمد سربی(دستغیب) مسجد قبا

مجروحین حمله وحشیانه طلاب و مریدان علی محمد سربی(دستغیب) مسجد قبا

مجروحین حمله وحشیانه طلاب و مریدان علی محمد سربی(دستغیب) مسجد قبا

مجروحین حمله وحشیانه طلاب و مریدان علی محمد سربی(دستغیب) مسجد قبا

مجروحین حمله وحشیانه طلاب و مریدان علی محمد سربی(دستغیب) مسجد قبا

مجروحین حمله وحشیانه طلاب و مریدان علی محمد سربی(دستغیب) مسجد قبا

مجروحین حمله وحشیانه طلاب و مریدان علی محمد سربی(دستغیب) مسجد قبا

مجروحین حمله وحشیانه طلاب و مریدان علی محمد سربی(دستغیب) مسجد قبا

مجروحین حمله وحشیانه طلاب و مریدان علی محمد سربی(دستغیب) مسجد قبا

مجروحین حمله وحشیانه طلاب و مریدان علی محمد سربی(دستغیب) مسجد قبا

مجروحین حمله وحشیانه طلاب و مریدان علی محمد سربی(دستغیب) مسجد قبا

مجروحین حمله وحشیانه طلاب و مریدان علی محمد سربی(دستغیب) مسجد قبا

تعداد مجروحین به حدی بود که آمبولانس ها و نیروهای امدادی اعزام شده به محل امکان پذیرش همه آنها را نداشتند. در این بین تعدادی از آمبولانسها جهت انتقال فوری مجروحین بد حال به بیمارستان محل را ترک کردند.


فیلم آمبولانس در حال انتقال مجروحین به بیمارستان

فیلم انتقال سرباز مجروح به خارج از میدان درگیری

بعد از گذشت حدود یک ساعت از آغاز حملات وحشیانه افسارگسیختگان مسجد قبا به مردم و نیروهای انتظامی، کم کم سر و کله نینجا های مشکی پوش یگان ویژه نیروی انظامی پیدا شد و به سمت مسجد حرکت کردند.

فیلم حرکت نینجا ها به سمت مسجد

ورود نیروهای ویژه نیروی انتظامی به مسجد

با استقرار مامورین در مسجد، آرامش نسبی به محل بازگشت.
این زمان فرصت مناسبی بود تا زخمی ها خونها را از سر و روی خود شسته و پاک نمایند.
تحصن روزه داران زخم دیده و مجروح داده در مقابل مسجد قبا و در کنار دیوار مسجد شهدا تا افطار ادامه داشت.
اطلاع رسید بعد از نماز و افطار نماینده شورای تامین استان فارس، نتایج جلسه امروز را به اطلاع همه خواهد رساند.
بعد از نماز جماعت و افطار آقای مهدیار به نمایندگی از طرف اعضای شورای تامین ضمن مقدمه چینی مفصل و خسته کننده، در آخر گفت قرار شده یک هیئت از شیراز به تهران برود و یا اینکه از تهران هیئتی به شیراز بیایند تا در خصوص پرونده مسجد قبا تصمیم گیری شود.
این حرف آقای مهدیار به مانند نمک بر روی زخم حضار بود. حضاری که انتظار یک اقدام جدی و عاجل از شورای تامین را داشتند نه “وعده سر خرمن” !
حضار با شعار “مسئولین بی لیاقت! استعفا! استعفا”! ناراحتی خود را نسبت به این بی توجهی مسئولین استان فارس، این ایالت خودمختار، در خصوص اوضاع نا بسامان مذهبی، عقیدتی و فرهنگی سومین حرم اهل بیت عصمت و طهارت (ع) اعلام نمودند.

در میان سخنان آقای مهدیار، ایشان فرمودند دادگاه ویژه روحانیت استان فارس توان و امکان رسیدگی به پرونده علی محمد دستغیب(سربی) را ندارد و باید از تهران در این خصوص اقدام شود.
ایشان با زبان بی زبانی فرمودند که مراجع قضایی استان فقط قدرت برخورد با مردم کوچه و بازار، دانشجویان و امثال طلبه سیرجانی را دارند و در برابر مافیای زر و زور شیراز همچون کودکی خلع سلاح و مطیع هستند.

این قصه همچنان ادامه دارد….

ایستگاه قطار شیراز

۶ شهریور ۱۳۸۹ بدون دیدگاه

سلام.

بهمن ماه سال ۸۸ سه مطلب با عناوین “بلیت قطار شیراز – مشهد!” ، “گزارش تصویری قطار شیراز – مشهد ” و “قطار شیراز – مشهد / تکمیلی” در دفاع از پروژه قطار شیراز مشهد نوشتم. این مطالب در رسانه های گروهی انعکاس گسترده و متفاوتی به همراه داشت.

این بار با رویکردی انتقادی و اعتراضی به این موضوع می پردازم.

روز جمعه مورخ ۵ شهریور ۸۹ خیلی اتفاقی از محل احداث ایستگاه راه آهن شیراز عبور می کردم، از دور نگاهی هم به ساختمان درحال ساخت ایسنگاه انداختم، اما متاسفانه با گذشت ٧ ماه از تاریخ آخرین مراجعه بنده به این مکان تا کنون تغییر چندانی در بنای اصلی ساختمان مشاهده نشد.

ساختمان ایستگاه قطار شیراز – مورخ ۸۸/۱۱/۰۹

ساختمان ایستگاه قطار شیراز – مورخ ۸۹/۰۶/۰۵

علت این همه تاخیر چیست؟

چرا مسئولین استانی و دولت نسبت به اتمام سریع این پروژه جنجالی حساسیت لازم را ندارند؟

همه مومنین و دلسوزان، باید مبلغ “مکتب ایرانی” باشند.

۶ شهریور ۱۳۸۹ بدون دیدگاه

سلام.

بیش از هزار سال است که ایرانیان با آغوش باز اسلام را پذیرفته اند و خدمات بسیاری در راه اعتلای اسلام عرضه داشته اند.

در طول تاریخ شاهد ظهور بزرگان فقهی و علمی بسیاری از ایران بودیم. بزرگانی که با رشادت و از جان گذشتگی در راه اعتلای اسلام گام برداشته و مسیر جهانی شدن این مکتب نجات بخش را هموار نموده اند. با گذشت ١۴٠٠ سال از پذیرش اسلام توسط ایرانیان، امروز اسلام و آداب اسلامی به فرهنگ و اندیشه مردم بدل شده.

اما بعضا به دلیل کوتاهی علما و جور زمانه و عناد حکام با اسلام و اندیشه های دینی شاهد افول نور ایمان در جامعه ایرانی بودیم.

امام خمینی (ره) با تکیه بر ایمان و اعتقاد قلبی مردم به اسلام ناب، قیام کرد و بر پایه احکام اسلامی و پس از گذشت ١۴٠٠ از تشکیل اولین حکومت های اسلامی به رهبری پیامبر اکرم(ص) و علی مرتضی(ع)، بار دیگر حکومت اسلامی را در جهان احیا نمود.

جمهوری اسلامی ایران در زمان و مکانی شکل گرفت که در هیچ جای ایرن کره خاکی اثری از حکومت اسلامی به معنی واقعی کلمه نبود.

دول و حکامی بودند که نام اسلام را با خود یدک می کشیدند ، اما هیچ کدام مبین اسلام واقعی و راستین نبودند. به اسم اسلام، فرهنگ و اندیشه های مختلف و بعضا متضادی در میان ملت ها رواج داشت. اما امام خمینی با احیاء اسلام ناب و تشکیل حکومت اسلامی جان تازه ای به اسلام ناب و مهجور مانده بخشید.

امام خمینی (ره) با تبلیغ و پیاده سازی احکام اسلام، تفسیر فراموش شده اسلام واقعی را برای جهانیان خصوصا مسلمانان سرتاسر گیتی بازخوانی نمودند. باز خوانی که به تعبییر خود ایشان از آن به عنوان “صدور انقلاب” نام برده می شود.

در واقع صدور انقلاب به معنی معرفی و تبلیغ اندیشه های احیا شده اسلام ناب است، از مبداء ایران، برای جهانیان. صدوری که از نوع فرهنگی است نه نظامی و حاکمیتی.

در زمان حیات حضرت امام(ره) با توجه به انطباق بسیار زیاد شرایط فرهنگی و عقیدتی ایران با اسلام ناب، تاکید بسیاری بر عبارت “صدور انقلاب” می شد.

همان زمان هم دشمنان و بدخواهان تبلیغات بسیاری علیه ایران راه انداختند. آنها با عباراتی همچون “ایران قصد احیاء و گسترش امپراتوری گذشته خود را دارد” و یا “ایران به سرزمین های عربی چشم دوخته و در اندیشه تصرف سرزمین های دیگر است” و یا … قصد داشتند در معنا و مفهوم  عبارت “صدور انقلاب” خدشه وارد نمایند و با ایجاد رعب و هراس در میان ملت ها از شنیده شدن صدای انقلاب که همان ندای اسلام ناب و اصیل بود جلوگیری نمایند.

امروز بعد از گذشت ٣٠ سال از آغاز نهضت، به دلیل روزمره گی و اشتغالات مختلف بسیاری از مسئولین رسالت واقعی این انقلاب یعنی صدور انقلاب را فراموش کرده اند. آنها فراموش کرده اند که امام خمینی و مردم در آن زمان برای احیای نهضت جهانی اسلام و تهیه و تدارک مقدمات حکومت جهانی اسلام قیام کردند.

متاسفانه سایه این فراموشی هولناک علاوه بر مراکز سیاسی، بر سر مراکز فقهی، دینی و فرهنگی هم سنگینی بسیاری دارد. به نحوی که در سالهای اخیر دیگر خبری از اندیشه های اصیل انقلابی و اعتقاد عملی به صدور انقلاب در جامعه به چشم نمی خورد. مگر باریکه ای تحت عنوان بازخوانی اندیشه مهدویت.

خوشبختانه امروز دولت، پرچم صدور انقلاب را گردگیری نموده و بار دیگر آن را بر بام اندیشه های ایرانی-اسلامی برافراشته.

شرایط امروز حاکم بر ایران و فرهنگ ایرانی تا رسیدن به مطلوب اسلام ناب محمدی (ص) فاصله بسیاری دارد. اما در میان سایر مکاتب منتسب به اسلام، نزدیکترین و کارآمدترین فرهنگ و اندیشه به اسلام ناب است.

امروز بر همه لازم است که ضمن تلاش برای رفع نواقص موجود، مکتب و اندیشه ایران را که نزدیکترین مکتب پیاده سازی شده به مکتب اسلام ناب است را برای جهانیان معرفی نمایند. تا بدین وسیله مکتب ایرانی، الگویی عملیاتی و اجرا شده ای جهت دستیابی به یک الگوی کامل از اسلام ناب، برای جهانیان بدل شود.

در آخر باید این پرسش را مطرح نمود که چرا برخی خواسته یا ناخواسته و یا دانسته و یا نادانسته قصد دارند از معرفی مکتب ایرانی به عنوان الگوی دستیابی به اسلام ناب و ابزار صدور انقلاب، جلوگیری نمایند؟

والسلام.

مشایی و اسلام ناب

۲۸ مرداد ۱۳۸۹ بدون دیدگاه

سلام.

در سفر عمره مفرده هستیم و از اخبار کاملا به دور. انشاء الله قسمت همه علاقمندان بشه!

به طور اتفاقی خبری از آقای رحیم مشایی شنیدم. پیگیر شدم.

ظاهرا ماجرا از این قرار بوده که ایشان در همایش ایرانیان خارج از کشور مورخ ١٣ مرداد ماه ٨٩ سخنرانی داشتند و مطالبی عنوان کردند که از آن به عنوان “مکتب ایرانی” یاد می شود.

توضیح: من نه مشایی پرستم و نه به هیچ و فرد و گروهی وابسطه. اما از ظلم و دروغ بیزارم؛ خصوصا وقتی که این ظلم از جانب بزرگان باشد.

اگر پیش از مطالعه سخنان مشایی، ایراد، انتقاد، اتهام، افترا، تهدید، تکفیر و …. دیگران را در مورد وی بشنوید یا بخوانید چه خواهید اندیشید؟ جملاتی همچون:

- مشایی پایش را از گلیمش درازتر کرده است.

- کسی که در اسلام و معیارهای اسلامی وارد نیست نیز نباید هرجا هر حرفی را بزند و باید محدود شود.

- مکتب ایرانی مشایی همان حاکمیت لیبرالیسم در جامعه است.

- امروز یکی از منفورترین افراد در مملکت شخص مشائی است.

- مشائی در زباله‌دانی قرار گرفته است.

- سخنان جنجال برانگیز آقای مشائی پوچ است.

- آقای مشائی حق تعیین خط مشی را ندارند.

- سخنان مشایی سبب مخدوش کردن وحدت جامعه می‌شود.

- برای تقویت دولت، مشایی را ساکت کنید!

- «مکتب ایرانی»، نام دیگر «جمهوری ایرانی» است.

- ماندن مشایی در دولت احمدی‌نژاد ولایت‌مداری دولت را زیر سئوال برده و اگر احمدی‌نژاد اقدامی نکند مردم و روحانیت بر اساس وصیتنامه امام این بساط را جمع می‌کنند.

- برخی افراد نا‌لایق و نا‌شایست با اظهارات نا‌مربوط موجب تضعیف دین و روحانیت و طراح سوژه برای دنیا هستند

- این سخنان از نظر شرعی حرام و از نظر قانونی جرم تلقی می شود و پیگرد قانونی دارد.

پیش خود می اندیشید که ای داد و ای بیداد! وا اسلاما؛ این مشایی چه گفته که این چنین احکامی علیه وی صادر شده!؟

هیچ!

این بار هم اسلام به خطر نافتاده؛ بلکه ظاهرا چیز دیگری که نمیدانم چیست در خطر است!

این بار هم مثل چندین مورد قبلی جملات وی را تیکه و پاره کرده و سر و ته آن را زده اند؛ حال بر سر جنازه سلاخی شده جملات مشایی نوحه “وا اسلاما” سر می دهند و تحلیل می کنند و حکم صادر می نمایند.

و اما مشایی چه گفته؟ او گفت:

- مشایی با بیان اینکه بدون تکیه بر اندیشه الهی نمی‌توان به افق‌های بلند دست یافت، اظهار داشت: ایرانیان در پایه‌گذاری فرهنگ و تمدن اسلامی ثابت کرده‌اند که به عنوان ملتی غیرعرب در پایه‌گذاری این تمدن نقش‌ و تأثیر بسیار زیادی داشته‌اند. اگر ایرانیان نبودند بی‌تردید امروز اسلام در میان خروارها توهم ناشی از قبیله‌گرایی وقوم‌گرایی عربی مدفون بود. تاریخ حکومت‌های بعد از اسلام و سلسله‌های مختلف نشان می‌دهد آنها بیش از آنکه بر آموزه‌های اسلامی تأکید کنند، به مرام قومی و قبیله‌ای خود پایبند بودند.

- نقلاب اسلامی ایران بازگشت به ارزش‌های انسانی و الهی بود. خاستگاه انقلاب اسلامی در فاصله‌میان ظرفیت‌های عظیم و بزرگ ملت ایران با امکانات در اختیار آنها شکل گرفته است. رمز ماندگاری و پایداری انقلاب اسلامی به دلیل این است که ایرانیان همیشه به دنبال بهترین‌ها هستند. اکنون پس از سه دهه مقاومت و ایستادگی، ملت ایران با نگاه به مسوولیت‌های تاریخی خود به صحنه آمده است تا اثبات کند راه رستگاری جز با بازگشت به ارزش‌های الهی و انسانی امکان‌پذیر نیست.

- اکنون موج بزرگی از انرژی در سرزمین ایران جاری است و هر کجا که نام ایران باشد در آنجا باور و عشق انسان به خدا را می‌روید.

- اگر یافتید جایی را که خدا تکریم شده اما انسان تکریم نشد، بدانید آن خدا همان خدا نیست و به این مسئله یقین داشته باشید و تردید نکنید؛ اگر دیدید جایی انسان تکریم شده است و خداوند پیدا نیست یقین بدانید که آنچه تکریم شده،‌ انسان نیست.

- اگر قدر انسان شناخته نشود، قدر خداوند شناخته نخواهد شد. اگر می‌خواهید خدا را معرفی کنید، انسان را معرفی کنید. چرا که راه دیگری برای معرفی خدا وجود ندارد.

- هر کجا که از عشق، محبت و مهربانی سخن گفته شده ما دفاع می‌کنیم چون حقیقت ایران عشق است و چالش ما با غرب این است که همه حقیقت انسان در غرب عرضه نمی‌شود

- هر کس می‌خواهد خدا را بهتر بشناسد برود و بر شانه انسان بایستد چرا که شرط اول سماع،فلاح و رستگاری درک کردن خود انسان است و شرط دوم محصول شرط اول است و این است که انسان باور داشته باشد که می‌تواند قله‌ها را فتح کند.

- برای ایران فردا و پس‌فردا و هفته‌های بعد روشنی است و برای دشمنان ایران فردا و پس فردا و هفته‌های بعد تاریکی خواهد بود و من به این گفته تاکید دارم و قسم می‌خورم که این یک واقعیت مسلم است.

- اکنون ایرانیان بیدار شدند و مهمترین علامت این بیداری به خود آمدن ایرانی‌هاست. امروز ایرانیان از اینکه ایرانی هستند، احساس عزت می‌کنند.

- هیچ کس بر اساس تصادف احساس عزت نمی‌کند عزت محصول یک برآیند و درک است و البته باید گفت که احساس عزت ایرانی‌ها از جنس ناشی از سلطه و قدرت نیست چون قدرت و سلطه ممکن است غرور بیاورد. این احساس عزت به علت عزت مکتب ایران است و قاطبه ملت ایران این مسئله را درک کرده‌اند. ما از اینکه سرزمینی را به زیر سلطه خود آورده باشیم احساس عزت نمی‌کنیم.

- ما باید فرصتی ایجاد کنیم تا نسل‌های نوی ایرانی با درک عالمانه عزت،‌ فلسفه ایران را بفهمند، مکتب ایران را بفهمند. من بر مکتب ایران اصرار دارم.

این ها بخشهایی از جملات مشایی بود. مطالبی که طی آن او اصرار دارد نوع ایرانی اسلام را به عنوان اسلام واقعی و ناب معرفی کند. همان اسلامی که مردم بخاطر آن به رهبری امام خمینی انقلاب کردند، شهید دادند و ایستادند.

وی در همین جلسه پیشاپیش پاسخ منتقدان اینکه چرا روی واژه “مکتب ایرانی” پافشاری دارد را اینگونه بیان می کند:

- برخی‌ها از من خرده می‌گیرند که چرا نمی‌گویی مکتب اسلام و می‌گویی مکتب ایران، متذکر شد از مکتب اسلام دریافت‌های متنوعی وجود دارد اما دریافت ما از حقیقت ایران و حقیقت اسلام، مکتب ایران است و ما باید از این به بعد مکتب ایران را به دنیا معرفی کنیم.

واقع امر این است که مشایی به هیچ عنوان قصد و نیت جایگزینی اسلام ناب با فرهنگ ایرانی را ندارد. بلکه برعکس؛ او مکتب ایران امروز را منطبق بر اسلام ناب می داند و معتقد است که ایران امروز در مسیر اسلام ناب قرار گرفته.

تنها انتقادی که به وی وارد است نحوه بیان این مطلب است. نه اصل مطلب.

متاسفانه جریانی مرموز و موذی با ایجاد التهاب مصنوعی و وارونه نمایی، زمینه درگیری، نفاق و فریب ساده اندیشان زودباور را فراهم نموده اند.

این مطالب به معنای تطهیر آقای مشایی نیست. ایشان هم انسان است و جایز الخطا و مسئولیتش هم بر عهده خود شان است . اما ایراد ایراد گیرندگان که بر مبنای این عبارت دروغین که “مشایی مکتب ایرانی را جایگزین مکتب ناب اسلامی معرفی کرده است”، از اساس غلط و سراسر دروغ و افترا است.

امید است مسئولین، خصوصا بزرگان دینی با تمسک به آموزه های دینی و آیه شریفه (( وَلاَ تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ ))، پیش از اظهار نظر و صدور حکم، از اصل موضوع مطلع شوند و سپس لب به سخن بگشایند. چراکه معاندین و منافقین و شیاطین بسیاری در تلاشند تا این مردم و این کشور را از راه به در نمایند.

آیا این گونه قرار است کرسی های آزاد اندیشی مدنظر مقام معظم رهبری را مدیریت نماییم؟ وقتی با اندیشه کسی که در محتوی ایرادی ندارد و با ما هم عقیده است و فقط در ظاهر کلمات و جملات قابل نقد ، این گونه برخورد می شود؛ وای به حال دگر اندیشان!

متاسفانه مواضع تند و دفعی بزرگان در برابر ظاهر سخن و اندیشه افراد، برای اسلام و مسلمین ، به مراتب خطرناکتر است و بهانه ای دست معاندین می دهد تا با تمسک به ساده انگاری و ظاهر بینی برخی افراد، تیشه به ریشه اسلام ناب بزنند.

پسندیده آن بود که به جای این همه هجمه، همگان برای اصلاح اندک ایراد ظاهری کلام، دست به دست هم میدادند و با تبیین و تفسیر صحیح اصل موضوع به جای نفاق و سیاهی زمینه وحدت و هدایت را فراهم می نمودند.

خدایا همه ما را به راه راست هدایت فرما!

فرزندان هاشمی رفسنجانی و رئیس موساد در عربستان !؟

۵ مرداد ۱۳۸۹ بدون دیدگاه

مقدمه بحث:

خبر اول: دیدار فاطمه هاشمی با ملک‌عبدالله در جریان سفر به عربستان
فاطمه هاشمی رفسنجانی در جریان سفر یک ماه قبل خود به عربستان با ملک عبدالله پادشاه این کشور نیز دیدار کرده است.

خبر دوم: سفر رئیس موساد به عربستان
روزنامه صهیونیستی “تایم” اعلام کرد که رئیس سازمان موساد چند هفته پیش سفری را به عربستان سعودی داشته است.

خبر سوم: سناریو جدید آمریکا برای ایران و منطقه خاورمیانه
احمدی‌نژاد در خصوص سناریوی آمریکا علیه ایران ابراز داشت: بخشی از روسیه و کشورهای اروپایی را با خود هماهنگ کرده‌اند و برخی در داخل دنباله‌رو آنها هستند که در آینده ابعاد بیشتری از این سناریو را خواهم گفت، خداوند سناریوی آنها را برای ما از جایی که آنها فکر آن را نمی‌کردند، فاش کرد … تصمیم دارند به برخی کشورهای خاورمیانه حمله نظامی کرده و بعد فلش‌ها را به سمت ما بگیرد که ایران می‌خواهد بمب بسازد، از همین رو باید گفت هدف همه طراحی‌ها و تحریم‌ها برخلاف ادعایشان جلوگیری از پیشرفت و ساختن ایران است.

خبر چهارم: سفر عفت مرعشی و دخترش به دوبی برای دیدار با مهدی هاشمی
به گزارش رجانیوز، این سفر در حالی امروز (چهارشنبه) انجام شد که سارا لاهوتی دختر فاطمه هاشمی و عماد هاشمی فرزند محسن هاشمی نیز در دوبی به‌سر می‌برند. نفیسه اشراقی و فرزندش زهرا هم پیش از این به دوبی سفر کرده‌اند. تعدادی از اعضای این خانواده در دوبی دارای منزل مسکونی هستند و برخی دیگر نیز مترصد خرید منزل در دوبی هستند.

متن:

اخبار منتشر شده خود کاملا گویا و آشکار هستند.

مطلب را در قالب چند سوال مطرح می کنم:

- چرا خانواده هاشمی رفسنجانی، موساد و سازمان سیا تا این اندازه به خاندان وهابی و ضد شیعی سعودی علاقه مند هستند؟

- رابطه سناریو جدید آمریکا برای ایران با سفر رئیس موساد به عربستان و سفر های مکرر خانواده هاشمی رفسنجانی به خارج از کشور خصوصا انگلستان ، امارات و عربستان و خرید خانه در امارات، چیست؟

- فتنه جدید فتنه گر اعظم چیست؟